وقتی تکنولوژی از جامعه پیش می‌افتد

وقتی تکنولوژی از جامعه پیش می‌افتد

نویسندگان: تارون خانا

افراد خلاق و پیشرو باید نهادهایی بسازند که اجازه‌ی موفقیت را به آن‌ها بدهد – و این کار به‌تنهایی ممکن نیست.

پهپادها که در اصل به خاطر اهداف نظامی توسعه داده شدند، تا سال ۲۰۱۳ تاییدیه‌ی بهره‌برداری تجاری در ایالات متحده را دریافت نکردند. اما وقتی این اتفاق افتاد، بلافاصله مشخص شد که پهپادها می‌توانند فواید عظیمی را برای دسته‌ی قابل توجهی از صنایع به همراه داشته باشند – و تقریبا به همان سرعت مشخص شد که قوانین بهره‌برداری از آن مشکل‌ساز خواهند شد. این تکنولوژی جدید مشکلات ایمنی و امنیتی را به وجود می‌آورد و هیچ اجماعی وجود نداشت که چه کسی باید قوانین مربوط به تعدیل این مشکلات را بنگارد و اصلا دانش لازم برای توسعه‌ی قوانین، هنوز در بسیاری از موارد وجود نداشت. همچنین این ربات‌های پرنده‌ی کوچک، مایه‌ی اضطراب بسیاری از افراد بودند.

 


خلاصه مقاله

مسئله: بهره‌برداری از نوآوری‌های متحول‌کننده، با موانع خاصی مواجه می‌شود. تعیین قوانین برای آن‌ها دشوار است، مدل‌های کسب‌وکار کنونی را دگرگون می‌کنند و حتی امکان دارد هنجارهای اجتماعی را به چالش بکشند.

منبع بینش: کارآفرین‌های حاضر در بازارهای نوظهور با همان ابهاماتی مواجه می‌شوند که کمپانی‌های نوآور در صنعت تکنولوژی با آن‌ها روبرو هستند. آن‌هایی می‌توانند موفق‌تر از بقیه شوند که بتوانند شرایط لازم و مجاز برای موفقیت را بسازند. این پروسه غالبا به معنای ایجاد یک مبنای اجتماعی و سازمانی جدید است که کل اکوسیستم موجود بتوانند از آن منتفع شوند.

نمونه: صنعت پهپاد نشان می‌دهد که این پروسه چگونه برای یک فناوری نوظهور جواب می‌دهد. برخی از نقش‌آفرین‌های این صنعت به دولت‌ها کمک می‌کنند تا قوانین هوشمندانه‌ای را توسعه دهند، برخی دیگر در حال آزمودن کاربردهای جدید هستند و هنوز هم گروهی از آن‌ها در حال ایجاد نهادهای غیردولتی برای پشتیبانی از این صنعت‌اند.


 

این موانع قانونی، لجستیکی و اجتماعی در راستای به‌کارگیری از محصولات و خدمات نوین، بسیار رواج دارند. در واقع، تکنولوژی همواره از توانایی یک جامعه برای مواجهه با آن جلو می‌زند. بخشی از دلیل این موضوع به بی‌قیدی کارآفرین‌های حوزه‌‌ی فناوری در قبال مشکلات حقوقی و اجتماعی مخلوقاتشان است. اگرچه ماشین‌های الکتریکی از یارانه دولت فدرال بهره می‌گیرند، اما تسلا از بسیاری از مقررات محلی و ملی تخطی کرده است، زیرا دلال‌های مرسوم را دور می‌زند تا مستقیما به مشتریان بفروشد. همین اواخر بود که فیس‌بوک با مشکلاتی در زمینه‌ی استفاده از داده‌ها مواجه شده، علی‌رغم اینکه موفقیت عظیمی درباره‌ی کاربران و تبلیغاتش داشته است.

مشخص است که اگرچه نوآوری‌ها راحتی و آسایش زیادی را به همراه می‌آورند، اما رویکردهای قدیمی برای قانون‌گذاری صنایع، اداره‌ی یک کسب‌وکار و گذران زندگی را مورد تهدید قرار می‌دهند. این امر همیشه صحت داشته است. در همین راستا، ماشین‌های اولیه اجازه نداشتند سریع‌تر از اسب‌ها بروند و برخی از کارکنان صنعت نساجی در قرن نوزدهم، با پتک به جان دستگاه‌های جدید افتادند، چراکه می‌ترسیدند به‌خاطر این دستگاه‌ها، از کار بیکار شوند! تکنولوژی جدید می‌تواند هنجارهای اجتماعی را دگرگون کند: در نظر بگیرید که چگونه اپ‌های دوست‌یابی، نحوه‌ی ملاقات افراد با یکدیگر را متحول کرده‌اند.

البته کارآفرین‌ها حقیقتا اهمیت نمی‌دهند که مشکلات پیش رویشان دارای یک الگوی پیشین و سابقه‌دار هستند. آن‌ها می‌خواهند بدانند چگونه می‌توانند بازه‌ی زمانی میان پیشرفت تکنولوژی و ظهور قوانین و رفتارهای جدید به‌منظور پذیرش احتمالات آن تکنولوژی را مدیریت – و کوتاه – کنند.

جالب اینجاست که همین ابهام بنیادین که در صنعت‌های در حال پیدایش نظیر پهپادها و ماشین‌های بدون راننده مشاهده می‌شود را در کشورهای درحال‌توسعه نیز مشاهده کرده‌ام. و شاید عجیب به نظر برسد، اما به اعتقاد من کارآفرین‌های فناوری می‌توانند خیلی از افرادی که در بازارهای نوظهور دنیا موفقیت کسب کردند را الگو قرار دهند.

کارآفرینان برزیل یا نیجریه می‌دانند که اگر بخواهند منتظر دولت بنشینند تا بنیان‌های بازار و شالوده‌های لازم برای نیازهای کسب‌وکارشان را فراهم کند، بیهوده است، زیرا این پروسه خیلی طول خواهد کشید. آن‌ها باید خودشان ساختارهای پشتیبانی لازم را بسازند تا آنچه من و کریشنا پالپو در مقالات اولیه‌مان تحت عنوان «خلأهای بنیادین» نام بردیم را جبران کنند. آن‌ها باید شرایطی را بسازند که به آن‌ها اجازه‌ی ساخت محصولات یا خدمات موفق را بدهد.

کارآفرینان پیشرو فناوری در اقتصادهای درحال‌توسعه، می‌خواهند به این باور برسند که وظیفه‌ی آن‌ها هدایت سیاست‌گذارها و عموم نیست – اما حقیقت اینجاست که هیچ‌کس جز خودشان نمی‌تواند این مسئولیت را ایفا کند. امکان دارد سراغ تاکتیک‌های دشوار بروند، با طفره از قوانین جلو بیفتند، با قانون‌گذارها همکاری کنند یا اینکه تهدید به خروج از کشور نمایند. اما در درازمدت، عاقل‌تر می‌شوند و از قدرت نرم بهره خواهند گرفت تا طی همکاری با مجموعه‌‎ای از همکاران، شالوده‌های اجتماعی و بنیادین لازم برای پشتیبانی از رشدشان را بسازند – همان‌ کاری که کارآفرین‌های بازارهای نوظهور انجام داده‌اند.

 

 


بخش جانبی: نقش واسطه‌ها در بسترهای بالغ

نقشکاربردنمونه‌ها
ارتقادهنده‌ی اعتبارتاییدیه‌ی بی‌طرفانه برای ادعاها را توسط تامین‌کنندگان یا مشتریان فراهم می‌کندحسابرس‌ها
گواهی ایزو
آزمون‌های تایید آموزش
تحلیل‌گر اطلاعات و مشاوراطلاعات مربوط به تهیه‌کننده‌ها و مشتریان در یک بازار بخصوص را جمع‌‌آوری و تحلیل می‌کندآژانس‌های ارزیابی اعتبار
شرکت‌های تحقیق بازار
انتشاراتی که دانشگاه‌ها و دانشکده‌های حرفه‌ای را رتبه‌بندی می‌کنند
گردآورنده یا توزیع‌کنندهاز طریق تخصص و صرفه به مقیاس، معامله‌های کم‌هزینه و سایر خدمات ارزش افزوده را برای خریداران و فروشندگان فراهم می‌کندبانک‌ها
خرده‌فروش‌های بزرگ
دانشگاه‌ها
تسهیل‌کننده‌ی تراکنشپلتفرمی را برای تبادل اطلاعات، کالاها و خدمات فراهم می‌کندمبادلات سهام، اوراق قرضه و معامله
ای‌بی
مسئولان گزینش مدیران
قاضیاختلافات مربوط به قراردادهای خصوصی و حقوقی را حل می‌کندمحکمه‌ها و داورها
متخصصین ورشکستگی
متخصصین قضاوت در اتحادیه‌ها
قانون‌گذار یا هر واسطه‌ی عمومی دیگرمقررات و چارچوب‌های سیاسی مناسب را ایجاد و اجرا می‌کندکمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا
اداره‌ی دارو و غذای آمریکا
کمیسیون فرصت استخدام برابر آمریکا

 

آنچه کارآفرینانِ بازارهای نوظهور می‌دانند

بیایید نگاهی سریع به آنچه که آن‌ها را خلأهای بنیادین می‌‎نامم، بیندازیم. اکثر کارآفرین‌هایی که کسب‌وکارشان را در ایالات متحده یا آلمان راه می‌‎اندازند، می‌توانند مطمئن باشند که مجموعه‌ای از انستیتوها برای پشتیبانی از آن‌ها حضور دارند. مثلا دادگاه‌ها حقوق املاک را تایید می‌کنند، دانشگاه‌ها نیروی کار ماهر را فراهم خواهند کرد و آژانس‌های ارزیابی اعتبار نیز اطلاعات لازم را درباره‌ی تامین‌کنندگان و خریداران فراهم می‌نمایند. جدول «نقش واسطه‌ها در بسترهای بالغ»، پشتیبانی‌های نهادی معمول که در بازارهای جاافتاده وجود دارند را آورده است.

بسیاری از این پشتیبانی‌ها در بازارهای درحال‌توسعه وجود ندارند، بنابراین کارآفرین‌ها یا باید خودشان بخشی از جاهای خالی را پر کنند یا اینکه با دیگران درباره‌ی این موضوع همکاری نمایند. کارآفرین‌های موفق در بازارهای نوظهور به شکلی کنش‌گرایانه چارچوب بنیادینی که در آن کار می‌کنند را شکل می‌دهند که معمولا به نفع کل سیستم تمام می‌شود. بیایید نگاهی به برخی از نمونه‌ها بیندازیم.

یکی از نمونه‌ها شامل چارلز شائو، مؤسس مزرعه‌ی لبنیات هواژیا در سال ۲۰۰۴ می‌شود که در واکنش به مشکلات کیفی همه‌گیر در بخش کشاورزی چین بنیان گذاشته شد. ساختار قانون این کشور آن‌قدر مستحکم نبود که تضمین کند غذاهایشان آلوده نیستند – و شاغلان این حوزه می‌دانستند که می‌توانند با نادیده گرفتن قوانین موجود، قسر در بروند. به‌واسطه‌ی رسوایی‌های پرشماری که به وجود آمدند، چینی‌های ثروتمندتر تصمیم گرفتند محصولات گران‌قیمت و وارداتی از سایر کشورها را انتخاب کنند، اما اکثر مصرف‌کنندگان چنین گزینه‌ی دیگری نداشتند.

شائو تصمیم گرفت چیزی فراتر از استانداردهای قانونی و اجرایی ضعیف آن کشور را رعایت کند – در واقع تصمیم گرفت استانداردهای ایمنی غذای آمریکا که بسیار سخت‌گیرانه‌تر بود را رعایت کند. در سالیان جوانی، او در بخش تکنولوژی کالیفرنیا کار کرد و در آنجا بود که با اندیشه‌ی جمع‌آوری و اشتراک‌گذاری اطلاعات متن‌باز آشنا شد. در گذر زمان، لبنیات هواژیا به این معروف شد که تحقیقات و دارایی‌های معنوی خود را در اختیار سایر شرکت‌ها – ازجمله رقبا – قرار می‌دهد تا چرخ صنعت را رو به جلو ببرند. شائو که با کالج دامپزشکی در دانشگاه کورنل نیز همکاری می‌کرد، سمینارهای رایگانی را با هدف توسعه‌ی استعداد برای صنعت تولید لبنیات نوین چین برگزار کرد. یکی از اهداف او این بود که تولید لبنیات را «جالب» جلوه دهد، تا سازندگان برتر به سمت آن جلب شوند. بنابراین او در غیاب سایر واسطه‌ها برای ایفای این مسئولیت، به گردآورنده‌ی استعدادها و رویکردهای انجام کار تبدیل شد.

در اصل آنچه شائو انجام می‌داد، تلاش برای به‌روزرسانی مجموعه‌ی شالوده‌های سازمانی بود. تلاش‌های او برای گذر از استانداردهای قانونی چین و تمایلش به اشتراک‌گذاری بهترین رویکردها با رقبا، ابتدا خیلی نزد سرمایه‌گذارها طرفدار نداشت. اما او اصرار کرد، زیرا می‌دانست که در صورت عدم ارتقای استانداردهای کیفی در سرتاسر صنعت و تا زمانی که کل صنعت رونق نگیرد، کسب‌وکار او هم صدمه خواهد دید.

پیش از اینکه شائو مداخله کند، بسیاری از شاغلان صنعت کشاورزی در چین خیلی ساده قوانین را نادیده می‌گرفتند. شائو طبیعتا چنین رویکردی را رد کرد. او می‌توانست استراتژی لابی با دولت را برگزیند تا امتیاز ویژه‌ای را برای تلاش‌هایش کسب کند. اما در عوض یک رویکرد مجموع غیرصفر را برگزید تا سهم بهره‌برداری همه‌ی افراد را افزایش دهد. به‌تدریج، بدنه‌های جداگانه و مستقلی برای تایید کیفیت به وجود آمدند که در نقش ارتقادهنده‌ی اعتبار عمل کرده و یک خلأ بنیادین دیگر را پر می‌کردند. این امید وجود دارد که استانداردهای مقرراتی – و تبعیت خریداران و تهیه‌کننده به این هنجارها – به‌تدریج و با گذر زمان قوی‌تر شوند.

داستان لبنیات هواژیا خیلی غیرمعمول نیست. براک، بزرگ‌ترین و احتمالا تاثیرگذارترین سازمان غیردولتی دنیا، در راستای هدف خود برای کاهش فقر، یک اکوسیستم کامل از واسطه‌ها را ایجاد کرد. براک که در سال ۱۹۷۲ توسط فضلی حسن عابد تاسیس شد، در ابتدا بر استفاده از خرده سرمایه‌گذاری برای بازسازی جوامع در بنگلادش متمرکز شده بود؛ این سازمان ‌وام‌های کوچکی به خانم‌ها می‌داد تا بتوانند کسب‌وکارشان را شروع کنند. به‌سرعت مشخص شد که این ‌وام‌ها نمی‌توانند بدون حضور انستیتوهای پشتیبانی پرشمار موثر واقع شوند: نیازهای فوری همچون بازار فروش محصولات و نیازهای درازمدت همچون آموزش اولیه برای فرزندان وام‌گیرندگان و خدمات درمانی برای جوامعشان وجود داشتند. براک به نتایج خارق‌العاده‌ای رسید و یکی از همکاران مطمئن حتی برای پرتقاضاترین بنیادهاست. واژه‌ی «مطمئن» را به خاطر داشته باشید؛ هیچ کارآفرینی ندیده‌ام که بتواند بدون جلب اعتماد سایر ذی‌نفعان موجود در سیستم، جو لازم را برای موفقیت ایجاد کند.

اخیرا با جفری جونز، تاریخ‌شناس حوزه‌ی کسب‌وکار، همکاری کردیم تا کارآفرین‌هایی که توانسته‌اند سازنده‎‌ی بستر شکوفایی در کشورهای درحال‌توسعه باشند را نمایه‌بندی کنیم. در بسیاری از موارد، آن‌ها ساختارها یا خدماتی را ساختند که در اقتصادهای توسعه‌یافته‌تر معمولا توسط دولت مهیا می‌شوند، زیرا بدون این ساختارها نمی‌توانند پیش بروند. مو ابراهیم که کمپانی ارتباطات از راه دور سل‌تل را بنیان گذاشته، مجبور بود تمامی شالوده‌های بنیادین ازجمله سیم و کابل را نصب کند تا بتواند گوشی‌های موبایل را به آفریقا بیاورد. روبرتو آنجلینی روسی، از اعضای هیئت‌مدیره‌ی امپرساس کوپک که در زمینه‌ی منابع طبیعی و انرژی فعال است، تا زمانی که کمپانی روی جاده‌ها و ناوگان عظیم کامیون‌هایش سرمایه‌گذاری نکرده بود، نمی‌توانست تامین نیروی مداوم و قابل اطمینان در سرتاسر کشور شیلی را تضمین کند.

همان‌طور که در مطالعات دیگر ذکر کردم، کارآفرین‌های خصوصی همچون کمپانی فوق‌الذکر، بخشی از کالاهای عمومی را فراهم می‌کنند. جامعه بیش از مصرف‌کننده یا یک کمپانی خاص، از استانداردهای ایمنی غذایی، جاده و نیروی برق مطمئن سود می‌برد، بنابراین دولت انگیزه‌ی بیشتری برای فراهم‌سازی این کالاها دارد. اما اگر دولت متلاشی، در معرض خطر، فاقد صلاحیت یا بسیار فقیر و ضعیف باشد، کارآفرین‌هایی همچون چارلز شائو، مو ابراهیم و روبرتو آنجلینی روسی می‌توانند بخشی از این خلأها را پر کنند – و نسبت به شرایطی که پا پیش نگذاشته بودند، وضعیت بهتری پیدا کنند.

 

شرکت‌های فناوری باید شرایطی را بسازند (یا به ساختش کمک کنند) که اجازه‌ی موفقیت را به آن‌ها بدهد.

 

کارآفرین‌های حوزه‌ی فناوری می‌توانند چه چیزهایی یاد بگیرند؟

دانشی که کارآفرین‌های بازارهای نوظهور کسب کرده‌اند نمی‌تواند یکجا و به‌صورت عمده به کمپانی‌های حوزه‌ی فناوری در بازارهای توسعه‌یافته منتقل شود (همان‌طور که در مقاله‌ی ۲۰۱۴ خود در اچ‌بی‌آر تحت عنوان «اطلاعات متنی» گفته‌ام، رویکردهای موفق یک بستر باید برای یک بستر متفاوت بازنویسی شوند). با این اوصاف، شرکت‌های فناوری باید درس عبرتی که بنده از تحقیقم برداشت کردم را به خاطر داشته باشند: احتمالا باید شرایطی را بسازند (یا به ساختش کمک کنند) که اجازه‌ی موفقیت را به آن‌ها بدهد.

برای اینکه شرایط را درک کنیم، بیایید ابتدا نگاهی به یک نمونه‌ی ترکیبی بیاندازیم که یک پایش در دنیای درحال‌توسعه و دیگری در دنیای توسعه‌یافته قرار دارد: گردشگری پزشکی مدرن که توسط شبکه‌ی خدمات درمانی هند استفاده می‌شود. «تکنولوژی» جدید در این بخش یک نوآوری در مدل کسب‌وکار محسوب نمی‌شود، البته نه یک نوآوری علمی، اما باز هم می‌توان آن را یک نمونه‌ی آموزنده دانست.

نارایانا هلث به خاطر رویکردش برای جراحی قلب کم‌هزینه و باکیفیت، در دنیا معروف است. این ظرفیت باعث شده نارایانا هلث دسترسی به سلامت قلب و مراقبت‌های قلبی را در اختیار بسیاری از فقیرترین شهروندان هندی قرار دهد – و البته بیمارستان‌ها، مراکز قلبی و تجهیزات خدمات اولیه را در سرتاسر کشور بسازد و اداره کند.

در سال ۲۰۱۴، این سازمان بیمارستانی را در جزایر کیمن راه‌اندازی کرد که یک پرواز کوتاه با میامی فاصله دارد. هدف کوتاه‎‌مدت آن فراهم‌سازی خدمات درمانی برای افراد حاضر در کارائیب، مکزیک و باقی بخش‌های آمریکای مرکزی بود. در نهایت می‌شد که خدمات درمانی خوش‌قیمت‌تر را برای برخی از ده‌ها میلیون آمریکایی فاقد بیمه‌ی درمانی یا آن‌هایی که بیمه‌ی کامل نداشتند، فراهم کرد (سیستم خدمات درمانی آمریکا، بالاترین حق بیمه را در میان کشورهای توسعه‌یافته دارد). در مسیر خدمت‌رسانی به این جوامع جدید، نارایانا هلث با مجموعه‌ای از مشکلات که به خاطر فقدان شالوده‎های پشتیبانی به وجود آمدند، برخورد کرد. اما رهبران کمپانی که پیش‎تر با چالش‌های مشابهی در هند مواجه شده‌اند، از تجربه‌ی خود برای پیشبرد امور در کیمن بهره می‌گیرند و می‎‌خواهند بر یک سری چالش‌های خاص غلبه کنند:

  • تضمین کیفیت: یکی از اولویت‌هایی که بیماران غیرهندی را قانع کرده است، ارائه‌ی خدمات کلاس جهانی از سوی نارایانا است. با توجه به این رخداد، کمیسیون مشترک (نهادی آمریکایی که بیمارستان‌های باکیفیت خارج از ایالات متحده را تایید می‌کند) برچسب تایید خود را برای عملیات کیمن صادر کرد و بدین ترتیب در نقش یک ارتقادهنده‌ی اعتبار ظاهر شد. این امر نه‌تنها برای بیماران بلکه برای صنعت بیمه و پزشکان رده‌بالایی که بیمارستان دوست دارد آن‌ها را به خدمت بگیرد نیز اهمیت دارد.
  • واسطه‌گری فرهنگی: طبیعی است که متخصصین خدمات درمانی هند، بافت محلی کشور خودشان را بشناسند، اما نسبت به انتظارات آمریکایی‌ها، کارائیبی‌ها یا مردمان آمریکای لاتین نسبت به نحوه‌ی ارتباط با بیماران، نحوه‎ی عملکرد تیمی پزشکان با پرستارها و سایر پرسنل بیمارستان و مواردی از این دست، آشنایی ندارند. نارایانا دوره‌های آموزشی را تدارک دیده تا به این نیازها رسیدگی کند.
  • کمک‌های لجستیکی: تضمین دسترسی به خدمات درمانی برای جوامع هدف، یک اولویت دیگر است. نارایانا پروتکل‌هایی را تصویب کرده تا هرگونه مشکل احتمالی که امکان دارد بیماران برای دریافت ویزای مسافرتی به آن برخورد کنند را به کمترین حد ممکن برسد.
  • گزینه‌های پرداخت: نارایانا کماکان در تلاش است تا نحوه‌ی وصول هزینه‌های درمان بیماران توسط بیمارستان را تعیین کند. در مورد آمریکایی‌ها، بیمه‌گذارهای اصلی یک رویکرد محافظه‌کارانه را برای پوشش خدمات پیش گرفتند، بنابراین نارایانا تصمیم دارد در کوتاه‌مدت با شرکت‌های بزرگی که دارای بیمه‌ی پس‌انداز هستند همکاری کند. همین شرکت‌ها حدود یک‌سوم از بازار بیمه‌ی خصوصی خدمات درمانی را به خود اختصاص می‌دهند. به‌تدریج داده‌های عملکردی باید بیمه‌گذارهای اصلی را وارد کار کنند. در مورد مدل‌های پرداخت برای بیمارانی که بیمه نیستند، هنوز باید آزمایش‌هایی انجام گیرد.

مدنظر قرار دادن صنعت پهپاد

خلأهای بنیادین که نارایانا هلث با آن‌ها مواجه می‌شود، در قیاس با خلأهایی که یقه‌ی صنعت پهپاد را می‌گیرند، ساده به نظر می‌رسند. سازمان‌های نظامیِ جای‌جای دنیا سال‌هاست که از وسایل نقلیه‌ی هواییِ بدون سرنشین بهره می‌گیرند، اما پرواز پهپاد برای مقاصد تجاری، تا همین اواخر هم در آمریکا غیرقانونی بود. کمپانی‌های صنایع بلافاصله به استفاده از این اجسام پرنده‌ی کنترل از راه دور علاقه‌مند شدند که می‌تواند تصاویر هوایی بگیرد، به مدیریت کشاورزی کمک کند، بسته تحویل دهد و بر شالوده‌ها نظارت نماید (این‌ها تنها تعداد کمی از کاربردهای بالقوه‌ی آن هستند).

اما این کاربردها نیاز به مقررات پرشمار و پرسش‌های بنیادین دیگری دارند. این صنعت کماکان در دوران طفولیت خود قرار دارد و قوانین آن کم‌کم ظاهر می‌شوند. به‌واسطه‌ی نابالغ بودن – و پیچیدگی – آن، بازار پهپاد می‌تواند نگاه جالبی را به مشکلات پیش روی بسیاری از فناوری‌های نوظهور فراهم کند.

در ایالات متحده، قوانین هنوز در حال تکامل هستند. در ابتدا، اپراتورهای پهپاد باید تاییدیه‌ی اداره‌ی هوانوردی فدرال را برای تک‌تک کاربردهایشان دریافت کنند؛ ناظران این بخش را تحت عنوان فاز «خزیدن» می‌نامند. هم‌اکنون وارد فاز «پیاده‌روی» شده‌ایم. به متقاضیان قول معافیت پتویی داده شده، البته تا زمانی که از برخی قوانین کلی پیروی کنند. پهپاد باید وزنی کمتر از ۵۵ پوند داشته باشد، نمی‌تواند شب‌ها پرواز کند، باید از قلمرو هوایی ممنوعه دور بماند و باید در مسیر دید اپراتورش بپرد. استثنائات شخصی باید مورد بررسی قرار بگیرند تا برای یک نمونه‌ی خاص مجوز داده شود و البته درصورتی‌که پرواز در شب و سایر عملیات پیشرفته‌ هیچ‌‌گونه خطری را به همراه نداشته باشند، اداره‌ی هوانوردی فدرال نرمش به خرج می‌دهد.

 

ایجاد یک شالوده‌ی زیرساختی ذاتا به مشارکت جمعی نیاز دارد.

 

مقررات جدید به پهپادها اجازه دادند که برای کشاورزی و عکس‌برداری هوایی استفاده شوند، اما بر خلاف آنچه گوگل و آمازون بدان امید داشتند، مجوز تحویل بسته در مقیاس بزرگ را نگرفتند. به این خاطر که دستورالعمل‌های پروازِ دورتر از مسیر دید هنوز تصویب نشده‌اند.
این قوانین شاید به‌واسطه‌ی بده‌بستان میان کارآفرین‎ها و قانون‌گذاران دائما عوض شود. مثلا در گذشته مجوزهای فردی برای پرواز در نزدیکی فرودگاه‌های بزرگ را به‌راحتی می‌دادند، درحالی‌که سایر پرسش‌های عملیاتی کماکان مبهم باقی می‌مانند. مثلا اگر یک کمپانی از پهپاد برای نظارت بر زیرساخت‌های شرکت بهره بگیرد، باید با پهپاد بیگانه‌ای که بدون مجوز بالاسر دارایی‌های آن کمپانی پرواز می‌کند، چه برخوردی داشته باشد؟

یکی از عواملی که می‌تواند قضیه را پیچیده‌تر کند، قضاوتی است که اداره‌ی هوانوردی بر آسمان ملی دارد – سیستمی که به‌خوبی برای کنترل عمومی ترافیک هوایی جواب داده است. اما با پیشرفت پهپادها، باید بازدهی یک قانون‌گذار با توجه به نیازهای محلی که گاهی اوقات در جبهه‌ی مقابل یکدیگر قرار دارند، متوازن شود. امکان دارد جوامع محلی از این موضوع خوششان نیاید و فرضا دوست نداشته باشند پهپادها بالای مدارس یا زندان‌هایشان پرواز کنند و اکثر این مرزهای قضایی هنوز حل‌وفصل نشده‌اند.

با گذار ایالات متحده به فاز «دویدن»، دولت در تلاش است تا شرایط را ارتقا دهد. دپارتمان ترابری آمریکا و اداره‌ی هوانوردی فدرال، اخیرا طرح آزمایشی سه‌ساله‌ای را آغاز کرده‌اند که هدف آن تسریع نظارت بر شالوده‌‎های زیرساختی و اطلاع از توانایی نهادهای محلی و ملی در زمینه‌ی قانون‌گذاری موثر است. نکته‌ی قابل ذکر این است که اداره‌ی هوانوردی برای توسعه‌ی این قوانین بر تجربیات سازندگان و کاربران پهپاد اتکا می‌کند. هر زمان که یک تکنولوژی جدید به‌تدریج جایگاه خود را می‌یابد، پروسه‌ی مشابهی رخ می‌دهد: ایجاد یک شالوده‌ی زیرساختی ذاتا به مشارکت جمعی نیاز دارد.

در مثال‌های پیش رو، کمپانی‌هایی را – هم در داخل و هم در بیرون ایالات متحده – خواهیم دید که به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم برای ایجاد این زیرساخت‌ها تلاش می‌کنند، . ابتدا نگاهی به یک کمپانی آمریکایی می‌اندازیم که بر یادگیری و لابی‌گری تاکید می‌کند، سپس یک کمپانی متفاوت آمریکایی که روش‌‎های تحویل بسته در چارچوب بازارهای نوظهور را می‌آزماید و در نهایت یک کمپانی چینی که بیش از قانون، روی توسعه‌ی شالوده‌های «مشترک» تمرکز دارد.

 

ای‌ای‌اس: یادگیری و لابی‌گری

ای‌ای‌اس یک کمپانی جهانی تامین نیرو است که مقر آن در آرلینگتونِ ویرجینیا قرار دارد و نسل‌ها و تجهیزات توزیع زیادی را در ۱۵ کشور مختلف دنیا اداره می‌کند که ردپای اصلی آن در آمریکا است. در سالیان اخیر، این کمپانی به یکی از پیشتازان بهره‌برداری از انواع پهپاد در صنعت تامین نیرو تبدیل شده است: برای نظارت بر تجهیزات تولید برق از نیروی خورشیدی و باد، برای دسترسی به تونل‌های خطرناکی که داخل کوهستان‌ها حفر شده‌اند، برای نیم‌نگاهی به تجهیزات توزیع در مناطق دوردست و برای تضمین اینکه خطوط انتقال توسط طوفان‌ها و بلایای طبیعی آسیب ندیده باشند.

ایجاد یک همکاری مشترک که بر یادگیری متمرکز شده باشد: وقتی ارزش پهپادها بر همگان مشخص شد – از منظر بازدهی عملیاتی و افزایش امنیت – ای‌ای‌اس تصمیم گرفت با مژر که یکی از تامین‌کننده‌های نوپای خدمات پهپاد است همکاری کند تا قانون مالکیت معنوی در زمینه‌ی بهره‌برداری از پهپادها در صنعت تولید برق را توسعه دهد و به کار بگیرد. این دو به کمک یکدیگر در تلاش‌اند تا نحوه‌ی کمک‌رسانی ای‌ای‌اس به اجرای بهتر وظایف مختلف را ترسیم کنند.

ای‌ای‌اس به ارائه‌ی اطلاعات در زمینه‌ی مسائل تخصصی مرتبط با صنعت برق همچون بازبینی توربین‌های باد، تفسیر تصاویر پنل‌های خورشیدی، جانمایی داده‌های برگرفته از پهپادها در سیستم‌های صنعت برق و پاسخ‌گویی به آسیب‌های شناسایی‌شده یاری می‌رساند. مژر به مسائل تخصصی مربوط به پهپادهای ارسال‌شده، دسته‌بندی اسناد مربوط به پرواز پهپاد، بهترین رویکردها برای عملیات سریع و بهینه و همچنین معماری نرم‌افزار حاکم بر به‌کارگیری جهانی پهپادها در مجموعه کارخانجات ای‌ای‌اس کمک می‌کند.

ای‌ای‌اس با کاهش هزینه‌های عملیاتی، ردیابی زودهنگام مشکلات نگه‌داری، بهبود ایمنی کارکنان و مواردی از این دست، از این مشارکت سود می‌برد. مژر نیز می‌تواند از این حق مالکیت معنوی مشترک در همکاری خودش با سایر مشتریان سود ببرد و ازآنجایی‌که با شرکت شناخته‌شده‌ی ای‌ای‌اس همکاری می‌کند، اعتبارش به‌عنوان یک تامین‌کننده‌ی خدمات مرتبط با پهپاد افزایش می‌یابد. در این میان، دانشی که دو کمپانی در کنار یکدیگر جمع می‌کنند، به نفع کل اکوسیستم تمام می‌شود.

کشف مسئله‌ی مسیر دید در آن‌سوی آب‌ها: همان‌طور که پیش‌تر ذکر شد، اداره‌ی هوانوردی فدرال تا کنون اجازه‌ی پرواز پهپادهای تجاری در خارج از مسیر دید اپراتور را نداده است. ای‌ای‌اس برای کسب داده و اجازه‌ی پروازهای خارج از مسیر دید، از حضور خود در السالوادور و سایر کشورها بهره می‌گیرد تا به مژر کمک کند کسب‌وکاری را بیرون از ایالات متحده راه بیاندازد. السالوادور به مژر اجازه داده بتواند پهپادهایش را خارج از مسیر دید و در محدوده‌‎ی املاک ای‌ای‌اس به پرواز دربیاورد.

این شکل از آزمون‎‌هایی که آن‌سوی آب‌ها انجام می‌شوند، می‌توانند اسناد لازم برای توسعه‌ی مقررات ایالات متحده را گردآوری کنند. همچنین این آزمون‌‎ها قانون‌گذاران آمریکایی را تحت فشار می‌گذارند. ایلین چائو، وزیر ترابری، گفته که آمریکا نباید در این فضای نوظهور از سایر کشورها عقب بیافتد. هم‌اکنون به نظر می‌رسد که وزارت ترابری با نظرخواهی و کسب اطلاعات متخصصان صنعتی درباره‌ی به‌روزرسانی قوانین، اشتیاق بیشتری به این حوزه پیدا کرده و قصد دارد نوعی برون‌سپاری را انجام دهد.

استفاده از اتحادیه‌های صنایع برای لابی‌گری: ای‌ای‌اس یکی از شرکت‌کنندگان فعال در «انستیتوی الکتریسیته‌ی ادیسون» است. این انستیتو از انجمن‌هایی است که به اعضای صنعت انرژی آموزش می‌دهد و با آن‌ها لابی می‌کند و بدین ترتیب می‌توان آن را یک تسهیل‌کننده‌ی اندرکنش دانست. ازآنجایی‌که این گروه به‌صورت ویژه بر بخش نیرو متمرکز شده، می‌توان آن را یک منبع واقعا موثر برای قدرت بخشیدن به ای‌ای‌اس دانست.

در سایر سازمان‌‎های صنعتی که شرکت‌کنندگانی با نام‌های بزرگ دارند، امکان دارد صدای ای‌ای‌اس و البته صدای مژر شنیده نشوند. مثلا «اتحادیه‌‎ی بین‌المللی سیستم‌های نقلیه‌‎ی بدون سرنشین» نه‌تنها نماینده‌ی صنعت پهپاد بلکه نماینده‌ی تسلا، فورد، جنرال موتورز و اوبر هم هست – نیازی به ذکر نیست که نماینده‌ی پیمانکارهای دفاعی بانفوذی همچون لاکهید مارتین و بوئینگ هم هست.

 

زیپلاین: آزمودن

زیپلاین که ریشه‌های آن به دوران حضور بنیان‌گذارانش در کالج هاروارد برمی‌گردد، در سال ۲۰۱۱ در منطقه‌ی خلیج سان‌فرانسیسکو شروع به کار کرد؛ این یک کمپانی تحویل پهپاد است که بر تحویل تدارکات پزشکی به بازارهای محروم در کشورهای درحال‌توسعه متمرکز شده است. آن‌ها با سایر جناح‌های متاثر همکاری می‌‎کنند تا به این هدف برسند.

انتخاب یک نمونه‌ آزمون: در سال ۲۰۱۶، زیپلاین شروع به استفاده از پهپادهای باله‌ثابت برای تحویل خون به بیمارستان‌های دوردست رواندا کرد. شالوده‌های ترابری ضعیف و مناطق صعب‌العبور کاری می‌کنند که برای رساندن ملزومات پزشکی، به چندین ساعت رانندگی از کیگالی (پایتخت این کشور) نیاز باشد و بدین ترتیب دسترسی به این ملزومات در اکثر بخش‌های این کشور به‌دشواری صورت می‌‎گیرد. ازآنجایی‌که رواندا یک منطقه‌ی خشکی کوچک و دارای جمعیت متراکم است، یک سایت پرتاب پهپاد هم می‌تواند در خدمت بخش زیادی از جامعه قرار بگیرد.

ظهور «بنیان‌های مشترک» – پر کردن خلأهای بنیادین – صرفا به قوانین و مقررات محدود نمی‌شوند.

بسیاری از جنبه‌های مراقبت پزشکی می‌توانند با استفاده از پهپاد تسهیل شوند. زیپلاین به چند دلیل کارش را با خون آغاز کرد: نیاز به آن مداوم است (مثلا ممانعت از مرگ‌ومیر مادران که به‌واسطه‌ی خونریزی در حین تولد نوزاد رخ می‌دهد)؛ عمر قفسه‌ای پایینی دارد، حتی اگر در شرایط استریل و در یخچال نگه‌داری شود؛ و چندگانه بودن انواع خون، بر چالش نگه‌داری منابع کافی خون می‌افزاید. ارزش اقتصادی خدمات زیپلاین، در کاهش تلفات عظیمی است که به‌واسطه‌ی شالوده‌های ضعیف به وجود می‌آیند – هزینه‌های مالی و انسانیِ ناشی از تحویل معیوب، کالاهای منقضی و غیره.

آزمون خدمت‌رسانی در یک محیط کسب‌وکارپسند: دولت رواندا به‌صورت متمرکز و تحت ریاست پل کاگامه اداره می‌شود. هرقدر هم چنین حکومتی نقطه‌ضعف داشته باشد، معمولا آن را تکنوکرات (فن‌سالار) و کسب‌وکارپسند می‌بینند. دولت تمایل داشت که قوانین هوانوردی مدنی خود را اصلاح کند تا زیپلاین بتواند در چارچوب آن عمل نماید. همچنین اگرچه زیپلاین دوست دارد یک مدل عملیاتی اقتصادی و غیروابسته به خیریه را توسعه دهد، اما دولت کسب‌وکار را برای کمپانی تضمین کرده است. برای دولت این کار منطقی است، زیرا مبلغ پرداختی را بازار تعیین می‌کند – چون زیپلاین قرارداد بسته که قیمتش به‌اندازه‌ی روش جایگزین یعنی انتقال خون از طریق جاده، با استفاده از موتورسیکلت و در زمین‌های صعب‌العبور و دشوار، ارزان باشد. ضمانت دولت در کنار عملیات بهینه‌ی زیپلاین، به سرمایه‌گذارها اطمینان می‌دهد که چنین آزمایشی منطقی است و در نهایت به خودکفایی مالی خواهد رسید.

در واقع به نظر می‌‌رسید برنامه‌ی کسب‌وکار دارد جواب می‌دهد. از اکتبر ۲۰۱۶، زیپلاین یک پایگاه را برای تحویل خون، پلاکت و پلاسما به ۲۱ مرکز انتقال خون ساخت که این کار با ۱۵ پهپاد انجام می‌گیرد. هم‌اکنون ۴۰ درصد از خون موردنیاز خارج از کیگالی توسط آن‌ها تحویل داده می‌شود. وقتی زیپلاین دومین پایگاهش را در رواندا افتتاح کند – پروژه‌‎ای در دست احداث – این آمار به ۱۰۰ درصد خواهد رسید.

همکاری با سرمایه‌گذارهای استراتژیک: بخشی از تامین مالی پروژه‌های رواندا توسط سرمایه‌‎گذارهای استراتژیک ازجمله غول‌های لجستیک جهانی همچون یو‌پی‌اس (از طریق بنیاد بشردوستانه‌اش) و گاوی (سازمان غیرانتفاعی جهانی برای ترویج و تسهیل دسترسی به واکسن‌ در سرتاسر جهان) انجام می‌‎گیرد. یوپی‌اس در مدیریت انبار تخصص دارد و تدارکات لازم برای مدیریت محصولات حساس در چارچوب‌های متفاوت با بازار داخلی خود را می‌شناسد.

این دانش باعث می‌‎شود درکی که یوپی‌اس از سرمایه‌گذاری‌هایش در سایر کاربردهای مرتبط با پهپاد دارد را ارتقا دهد، رویکردهایی که جایگزین روش‌های تحویل بسته‌ی کنونی و مکملشان هستند. گاوی نیز به سهم خودش، در دنیای درحال‌توسعه عمل می‌کند و به استفاده از پهپاد برای تامین محصولاتی همچون خون که به تحویل سریع احتیاج دارند، علاقه‌مند است – مثلا می‌توان به تحویل واکسن هاری پس از گازگرفتگی داخلی اشاره کرد. مجموعه مهارت‌ها و پروتکل‌هایی که طی آزمایش‌ها زیپلاین در رواندا آموخته شدند، بدون تردید در سایر کشورهایی که زنجیره‎‌های تامین توسعه‌نیافته دارند، مفید خواهند بود.

توسعه‌ی تدریجی در بازارهای چالش‌برانگیزتر: سایر کشورهای آفریقایی معمولا به‌اندازه‌ی رواندا نیازمند آزمون و توسعه نیستند، اما آن‌ها نیز به همان اندازه به شالوده‌های بهتری احتیاج دارند. زیپلاین اخیرا توسعه‌‎ی خود به نزدیکی تانزانیا را اعلام کرده است. ازآنجایی‌که این کشور بسیار بزرگ‌تر است، زیپلاین برنامه دارد که از ۵ پایگاه پرتاب پهپاد که به ۲۰ درصد از جامعه خدمت‌رسانی خواهند کرد، بهره بگیرد. از یک منظر، کمپانی به‌اندازه‌ی کافی از تجربه‎ی رواندا آموخته که بخواهد این بار شانسش را در بستری پیچیده‌تر بیازماید. بدین ترتیب امکان دارد آن‌ها وارد بازارهای دیگری هم بشوند که بوروکراسی سنگین و ذی‌نفعان دارای منافع شخصی بر آن‌ها حاکم هستند و احتمالا آزمون‌های قانونی و تغییر در وضعیت کنونی‌شان نامحتمل‌تر باشد.

وقتی تکنولوژی از جامعه پیش می‌افتد

دی‌جی‌آی: ایجاد مشترکات

افراد علاقه‌مند به رشد سریع تکنولوژی‌های جدید، معمولا تمرکز نامتناسبی را روی مشکلات قانونی و حقوقی ایجادشده به‌وسیله‌ی این فناوری‌ها دارند – و البته لابی‌گری ناگزیری که همراه با آن‌ها می‌آید. همان‌طور که مثال‌های بالا نشان می‌دهند، این قوانین و مقررات به رویکردهایی که از طریق آزمون‌های جمعی روی ذی‌نفعان گسترده شکل می‌گیرند، مربوط می‌شوند. اما ظهور «بنیان‌های مشترک» – پر کردن خلأهای بنیادین – صرفا به قوانین و مقررات محدود نمی‌شوند. دی‌جی‌آی که در شنزن واقع است و با ۷۰ درصد سهم از بازار جهانی بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی پهپاد دنیا محسوب می‌‌شود، برخی از این رویه‌ها را در بازار چین به کار می‌گیرد.

ایجاد یک دفتر ثبت: دی‌جی‌آی وظیفه‌ی تعیین محدودیت جغرافیایی مناطقی که پهپادها نمی‌توانند به آن‌ها وارد شوند را بر عهده گرفته است – محدوده‌های مجازی آن‌ها را تعریف می‌کند. آن‌ها با دولت چین برای ایجاد، نگه‌داری و به‌روزرسانی سیستم‌های لازم همکاری می‌کنند. همچنین دی‌جی‌آی با دولت همکاری می‌کند تا دفتر ثبتی برای رهگیری اسامی اپراتورهای پهپادها و مسیر پروازشان بسازند. این دفتر ثبت همچون یک دارایی نیمه‌عمومی و به‌عنوان تحلیل‌گر اطلاعات عمل خواهد کرد و بدین ترتیب می‌تواند تا حدودی قدرت محدودسازی نقش‌آفرینان مختلف در صنعت پهپاد را داشته باشد. اما بعید است که بخواهد صرفا از طریق احکام قانونی به منصه‌ی ظهور برسد.

نیاز به دفتر ثبت در واقع همچون خرده سرمایه‌گذاری در بسیاری از کشورهای درحال‌توسعه است، با اینکه این دو بستر کاملا متفاوت به نظر می‌رسند. بخش خرده سرمایه‌گذاری هند، تاوان نداشتن این دفتر ثبت در سرتاسر صنعت را در سال ۲۰۱۰ داد. رهبران آینده‌نگر هیچ راهی برای جمع‌‎بندی میزان بدهی افراد و قرض‌کنندگان کم‌بضاعت نداشتند، درحالی‌که برخی از آن‌‎ها وام قابل توجهی را دریافت کرده بودند. در نتیجه دیدگاه بدی درباره‌ی کلیت صنعت شکل گرفته بود و وقتی برخی از سیاست‌مدارهای بی‌اخلاق درگیر کار شدند، تقریبا از هم پاشید. آن‎‌هایی که از این تجربه زنده بیرون آمدند، هم‌اکنون یک دفتر ثبت قابل اعتماد دارند.

توسعه‌ی نیروی کار: دی‌جی‌آی می‌داند که برای رشد کلی صنعت پهپاد، به نیروی کار حرفه‌ای‌تری نیاز دارد. در سال ۲۰۱۶، کمپانی شبکه‌ای از مراکز آموزشی را در ۶۰ شهر چین راه‎اندازی کرد که دوره‌هایی کوتاه‌مدت و ارزان را برای خلبانان آینده‌ی پهپاد برگزار می‎‌کنند. بیش از ۲۰۰ مربی حرفه‌ای به اپراتورهای مشتاق به عکس‌‎برداری هوایی، فیلم‌سازی، کشاورزی و غیره آموزش می‌دهند.

همان‌طور که دفتر ثبت دی‌جی‌آی و دفتر ثبت خرده سرمایه‌گذاری در موازات یکدیگر هستند، تلاش‌های دی‌جی‌آی برای توسعه‎ی استعدادهای علاقه‌مند به پهپاد و تلاش‌های انجام‌گرفته برای توسعه‎‌ی صنعت لبنیات مدرن چین نیز به‌موازات هم قرار دارند. زیرا در هر دوی این بخش‌های نوظهور، آژانس‌ها به آموزش استعدادهای یک تخصص ناموجود می‌پردازند. بنابراین کارآفرین‌های فعال باید این خلأ بنیادین را پر کنند و همچون یک گردآورنده عمل نمایند.

با تداوم رشد و بلوغ صنعت، نتایج معینی هستند که باید به خاطر سپرده شوند:

  • دانش و مدل‌های کسب‌وکاری که توسط کمپانی‌هایی همچون ای‌ای‌اس (استفاده از پهپاد برای بهبود عملکرد صنعت برق) و زیپلاین (استفاده از آن‌ها برای تحویل ملزومات پزشکی) توسعه داده شدند، در دسته‌ی دارایی‌های نیمه‌عمومی قرار می‌‎گیرند. شرکت‌های قدیمی به خاطر تجربه‌ی دست‌اولشان دسترسی بهتری را به آموخته‌ها دارند (این مزیتی است که خودشان کسب می‌کنند)، اما راه را برای سایر کارآفرین‌ها، شرکت‌های حاکم، جامعه‌ی مدنی و قانون‌گذارها باز می‌کنند تا پا پیش گذاشته و از این روش‌ها تقلید کنند یا بهبودشان دهند. این همان بخشی هست که عمومیت دارد.
  • کارآفرین‌هایی که دارایی‌های نیمه‌عمومی را توسعه می‌دهند، در تلاش‌هایشان موفق نخواهند شد، مگر اینکه سایر ذی‌نفعان حاضر در اکوسیستم آن‌ها را قابل اعتماد بدانند.
  • به‌ندرت مشاهده می‌شود که یک نهاد بتواند به‌تنهایی و در انزوا یک تکنولوژی نوظهور را شکل دهد.
  • لابی‌گری مرسوم و خودمنتفع ناگزیر و شاید ضروری باشد، اما کافی نیست. شرکت‌های نوظهور باید طی همکاری با یکدیگر که گاهی از طریق اتحادیه‌های صنعتی انجام می‌گیرد و توسعه‌ی داده‌های موردنیاز، قانون‌گذارها و دولت را احاطه کنند. در اکثر موارد، همکاری بهتر از اغماض جواب خواهد داد.
  • نباید فقط درباره‌ی قوانین و مقررات این حوزه بحث شود (اگرچه آن‌ها دست‌وپاگیرترین مشکل بسیاری از فناوری‌های نوظهور هستند). همان‌طور که تجربیات دی‌جی‌آی و نارایانا نشان می‌دهند، کارآفرین‌ها باید گاهی اوقات در آموزش، توسعه‌ی مالکیت معنوی، جمع‌آوری و اشتراک‌گذاری اطلاعات، و سایر المان‌های بنیادین سرمایه‌گذاری کنند.

هم‌اکنون هیچ‌‎کس اطلاعات کافی برای قانون‌گذاری در صنعت پهپاد را ندارد. قانون‌گذارها باید بی‎‌تجربگی خود را بپذیرند و بدانند که تجربه‌ی مرتبط به این عرصه، توسط کارآفرین‌های سازنده و بهره‌بردار از پهپاد در حوزه‌های مختلف حاصل می‌شوند. کارآفرین‌ها باید این اندیشه که خودشان هم مسئول ایجاد شالوده‌های لازم برای موفقیت این حوزه هستند را بپذیرند. زیرساخت‌های اعتمادی که در صنایع این‌چنینی موردنیاز است، باید به‌صورت جمعی حاصل شود. و رهبران صنعت باید آنچه نهادهای غیرقانونی لازم دارند و نحوه‌ی ایجادشان را در نظر بگیرند.

البته صنایع نوظهور و مختلف با چالش‌های مجزایی مواجه می‌شوند. کمپانی‌های عظیم و پلتفرم‌های آنلاین همچون فیس‌بوک که به‌سادگی توسط دشمنان دست‌کاری می‌شوند، با مجموعه‌ای از چالش‌ها مواجه می‌گردند. وسایل خودران که احتمالا ایمن‌تر از ماشین‌های رانده‌شده توسط انسان هستند – البته نه تا زمانی که توسعه‌دهندگانشان کاملا محتاط و ریسک‌گریز عمل کنند – با مجموعه چالش‌های دیگری مواجه می‌شوند. کمپانی‌هایی که دست به آرایش ژنتیک انسان‌ها می‌زنند، مجموعه مشکلات خودشان را دارند. اما تردید دارم که کارآفرین‌های پشت این فناوری‌ها، همگی بتوانند از تغییر چارچوب چالش‌هایشان سود ببرند: آن‌ها باید با ایجاد اعتماد در میان ذی‌نفعان و کمک به استقرار لازمه‌های موفقیت، به رهبران خارج از مرزهای کمپانی‌شان تبدیل شوند. چنین توصیه‌هایی بر خلاف اندیشه‌های تثبیت‌شده هستند که می‌گویند تنها بر کسب‌وکار محوری و ارزش‌های کوتاه‌مدت برای ذی‌نفعانتان تمرکز کنید. اما اگر رهبران حوزه‌ی فناوری مسئولیت بیشتری را برای کل اکوسیستم بپذیرند و قانون‌گذارها و مشتریان را با خودشان همراه کنند، کل جامعه منتفع خواهند شد.

 تارون خانا، استاد خورخه پائولو لمان در دانشکده‌ی کسب‌وکار هاروارد، مدیر انستیتوی جنوب آسیای لاکشمی میتال در هاروارد و نویسنده‌ی کتاب «اعتماد: ایجاد بنیان‌های کارآفرینی در کشورهای درحال‌توسعه» (بریت-کوهلر،۲۰۱۸) است.

این مقاله در شماره ی زیر منتشر شده است:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *