مدیرعامل تیلری از پیشگام بودن در یک صنعت مناقشه‌برانگیز می‌گوید

نویسندگان: برندان کندی

در می 2010، کارمند یکی از شرکت‌های تابعه‌ی سیلیکون ولی بانک (SVB) بودم و تمام روز را صرف گفتگو با افراد باهوش می‌‏کردم – مدیرعامل‌ها و بنیان‌گذارهای کمپانی‌های دگرگون‌ساز که خواهان دستیابی به غیرممکن‌ها بودند. همین امر پنجره‏‌ی منحصربه‌فردی برای تیم من بود که رو به‌سوی محصولات، کمپانی‌ها و برندهای هنوز ناموجود باز می‌شد. مواردی که شاید در آینده به بازار می‌آمدند. یک روز بعدازظهر، من و کریستین گرو (یکی از دوستان قدیمی و همکارم در SVB) با یک استارتاپ کالیفرنیایی دیدار کردیم که خود را یک «کمپانی فناوری ماری‌جوانای طبی» می‌نامید. تیم، استراتژی یا مدل کسب‌وکار آن کمپانی را دوست نداشتیم، اما مشکل اصلی‌مان ناآشنایی با نحوه‌ی ارزیابی یک استارتاپ فعال در آن حوزه بود، زیرا هیچ‌گاه فکر نمی‌کردیم که ماری‌جوانا تبدیل به یک فرصت کسب‌وکار قانونی شود.

چند روز پس از جلسه، گزارش خبری NPR درباره‌ی «طرح 19» را شنیدم که قرار بود نوامبر همان سال در کالیفرنیا رأی‌گیری شود. «طرح 19» به دنبال قانونی کردن استعمال ماری‌جوانا توسط بزرگ‌سالان آن ایالت بود. کنجکاوی‌ام افزایش یافت و با مایکل بلو تماس گرفتم که دوستت و هم‌کلاسی‌ام در دانشکده‌ی کسب‌وکار بود. تا آن لحظه 15 ایالت آمریکا و 15 کشور دنیا، مصرف ماری‌جوانا برای کاربردهای طبی را قانونی کرده بودند. اما هیچ ایالت یا کشوری، مصرف آن برای «بزرگ‌سالان» یا «تفریح» را قانونی نکرده بود. اما من و کریستین و مایکل، کنجکاو شدیم که امکان‌پذیری این صنعت در حال شکوفایی را بررسی کنیم. بنابراین تماس‌های تلفنی و تحقیقات خود را آغاز کردیم.

چند ماه بعد، رأی‌دهندگان کالیفرنیا «طرح 19» را رد کردند. هرچند شکست به نظر می‌رسید، اما قدری آرام شدیم، زیرا نگران بودیم که مبادا خیلی دیر به این فرصت پرداخته باشیم. هرچند برآورد کمّی این صنعت دشوار بود، اما تخمین زده بودیم که استعمال قانونی ماری‌‌جوانا برای مصارف پزشکی و استعمال تفریحی و غیرقانونی آن مجموعاً به ارزش 40 الی 50 میلیارد دلار در آمریکا و 150 الی 200 میلیون دلار در کل دنیا برسد. یک صنعت به‌شدت گسیخته با کمپانی‌های نابالغ می‌دیدیم که فاقد برندهای جاافتاده و استانداردهای کیفی یکپارچه بود و محدودیت‌های شدیدی در زمینه‌ی دسترسی به سرمایه و رویکردهای مدیریت حرفه‌ای داشت. می‌توانستیم یک کمپانی تأسیس کنیم تا قبل از پیشرفت‌های متعاقب در زمینه‌ی قانونی‌سازی ماری‌جوانا، مزایای پیشگام بودن در این صنعت را تجربه کنیم.

در دسامبر 2010، این موضوع را به بانک اعلام کردم و با همراهی کریستین و مایکل، توسعه‌ی برنامه‌ی کسب‌وکار را آغاز کردیم.

اما کار دشواری بود. اطمینان خاطر لازم برای واگذاری سرمایه‌ی خود به کمپانی‌های فعال در این حوزه را نداشتیم. سپس تصمیم گرفتیم به سمت مدل هولدینگ سرمایه‌گذاری خصوصی برویم که بر اساس آن، مالکیت و عملیات و رشد تعدادی کمپانی را بر عهده می‌گرفتیم، با این هدف که هر کدام تبدیل به یک سازمان پیشگام در حوزه‌ی کاری خود شوند.

به تپه‌ها و مزارع

در سان‌فرانسیسکو متولد شدم و ششمین فرزند خانواده‌ای بودم که هفت فرزند داشت. در دوران کودکی و نوجوانی، پول زیادی نداشتیم. مهارت خوبی در کارهای یدی داشتم، بنابراین از 16 سالگی شروع به کار در پروژه‌های ساختمانی کردم. در برکلی معماری خواندم و کارشناسی ارشد مهندسی عمران را از دانشگاه واشنگتن گرفتم. در دوران کارشناسی، شروع به برنامه‌نویسی نرم‌افزار کردم و یک کمپانی نرم‌افزار سفارشی تأسیس کردم. سپس استارتاپی بینان نهادم که تمرکزش بر کارآمدی اینترنت بود. در سال 2002 از هر دو کمپانی خارج شدم، با نتایجی که عالی نه؛ اما خوب بودند. در 30 سالگی، سابقه‌ی مدیریت دو کمپانی را داشتم. اما هیچ‌کس دوست ندارد یک 30 ساله با سابقه‌ی دو بار مدیرعاملی را استخدام کند. بنابراین تصمیم گرفتم به دانشکده‌ی کسب‌وکار بروم تا تجربیات عملی خود را مدون کنم. پس از فارغ‌التحصیلی از رشته‌ی MBA دانشگاه ییل در سال 2005، به SVB پیوستم و نهایتاً مدیر ارشد عملیات واحد تحلیلشان شدم که به‌تازگی تأسیس شده بود.

بر اساس قانون جدید IRS، استارتاپ‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر ملزم بودند که ارزش بازار سهام منتشره برای کارکنان خود را محاسبه کنند و همین امر مشکل‌ساز شد. بنابراین من و دو نفر از همکارانم را به کار گرفتند تا این مشکل را حل کنیم. ازآنجایی‌که هیچ بازاری برای آن سهم‌ها وجود نداشت، چالش پیچیده‌ای پیش رویمان قرار گرفت. در حین ساخت یک استارتاپ در داخل بانک، یک مدل توسعه دادیم تا این مشکل را حل‌وفصل کند. تیم ما رشد کرد، از 3 نیرو به 125 نفر رسید و مشتریانش هم از صفر به 3000 افزایش یافتند. یکی از آن‌ها تسلا بود، زمانی که کمپانی‌شان تنها چند نیروی کار داشت و در یک انباری کوچک در سن‌کارلوسِ کالیفرنیا کار می‌کردند. در اولین خودروی تولید ایلان ماسک نشستم و دومین خودروی آن‌ها را راندم. یکی از دلایل ماندگاری‌ام در آن مسئولیت، ملاقات با بسیاری از کارآفرین‌های خارق‌العاده و چیزهایی بود که هر روز از آن‌ها یاد می‌گرفتم.

پیش از آغاز تحقیق درباره‌ی صنعت ماری‌جوانا، اطلاعات اندکی درباره‌ی آن داشتم. همیشه ورزشکار بوده‌ام – در رشته‌ی تریاتلون فعالیت دارم – و هیچ‌وقت ایده‌ی استعمال دخانیات را دوست نداشتم. همان چند دفعه مصرف تفننی ماری‌جوانا هم خیلی لذت‌بخش نبود. اما دیدگاه‌های کاملاً آزادی‌خواهانه‌ای درباره‌ی قوانین مواد مخدر دارم. ابه باور من باید استعمال ماری‌جوانا را مجاز کنند و جنگ مواد مخدر در آمریکا – که منجر به حبس میلیون‌ها آمریکایی می‌شود – را اخلاقاً درست نمی‌دانم.

از اولین روزهای حضورم در پروژه‌های ساختمانی، شیوه‌ی گفتگو با افراد مختلف را می‌دانستم. همین خصیصه به درد تحقیقاتمان خورد. به تپه‌های شمال کالیفرنیا و جنوب اورگان، و کاهدان‌های بریتیش کلمبیا رفتیم. به هر جایی می‌رفتیم که مردمش ماری‌جوانا را به‌صورت قانونی یا غیرقانونی پرورش می‌دادند. به جامائیکا و نزد تولیدکننده‌های مجاز اسرائیلی در نزدیکی دریاچه‌ی جلیل رفتیم. در سفرم به آمستردام، طی تنها یک روز به بیش از 80 کافی‌شاپ سر زدم که ماری‌جوانا می‌فروختند.

گاهی اوقات اعصاب‌خردکن بود. من و هم‌بنیان‌گذارهایم، اندام متناسب و موهای کوتاه داشتیم و لباس‌های رسمی می‌پوشیدیم. در نگاه اول، خیلی از مردم شک می‌کردند که مبادا مامور مبارزه با مواد مخدر باشیم. اما تلاش می‌کردیم تا خیالشان راحت شود و روابط دوستانه برقرار کنیم. صدها نفر را به قهوه، صبحانه، ناهار و شام دعوت کردیم و سوالات متوالی‌مان را از متخصصان آن صنعت می‌پرسیدیم. شاید بتوان شبکه‌ی روابطی که در همان روزهای اول ساختیم را یکی از بهترین سرمایه‌گذاری‌هایمان دانست. کمااینکه هنوز هم اطلاعات مربوط به پیشرفت‌های جای‌جای دنیا را در اختیارمان می‌گذارد.

پس از موشکافی داده‌های نظرسنجی‌ها، خیلی سریع به یک مورد خیره‌کننده برخوردیم: از سال 1973 به این‌سو، گالوپ نظر آمریکایی‌ها درباره‌ی حمایتشان از قانونی‌سازی ماری‌جوانا را پرسیده بود. کمااینکه نظرشان درباره‌ی ازدواج هم‌جنس‌گرایان را هم جویا شده بود. پس از بررسی دقیق این داده‌‏ها، دو الگوی بسیار مشابه مشاهده کردیم. هرچند بحث ازدواج هم‌جنسگرایان حدوداً 5 سال جلوتر از قانونی کردن ماری‌جوانا مطرح شد، اما میزان افزایش مقبولیت هر دو پدیده، الگوی یکسانی داشت. در سال 2012، کاملاً مشخص بود که ازدواج هم‌جنسگرایان در کل آمریکا قانونی خواهد شد (که بالاخره در سال 2015 و با رأی دیوان عالی آمریکا در پرونده‌ی اوبرگفل در برابر هاجز، تصویب گردید). بنابراین ما هم مطمئن‌تر شدیم که ممنوعیت ماری‌جوانا نیز روزی به پایان خواهد رسید.

مردم فکر می‌کردند دیوانه شده‌ایم

به‌تدریج تز سرمایه‌گذاری خود را آماده کردیم: (1) ماری‌جوانای طبی در مسیر تبدیل شدن به یکی از روش‌های درمانی اصلی در جای‌جای دنیا بود. (2) اکثر نقش‌آفرین‌های کنونی این صنعت، متمرکز بر یک بازار کوچک یا منطقه‌ی جغرافیایی خودشان بودند؛ درحالی‌که با توجه به حذف ممنوعیت‌ها و قانونی شدن ماری‌جوانا، یک تغییر نگرش جهانی را پیش‌بینی می‌کردیم. (3) با شکل‌گیری این تحول، ماری‌جوانا هم جایگاه خود در میان صنایع را می‌یابد و برندهای قابل اعتماد و زنجیره‌های تأمین بین‌المللی خودش را خواهد داشت. بنابراین به دنبال سرمایه‌گذاری بر روی کسب‌وکارهایی بودیم که بتوانند از این گرایش‌‌ها بهره بگیرند.

پس از توسعه‌ی تز، متوجه شدیم مدل سرمایه‌گذاری خطرپذیر هم نمی‌تواند بهترین رویکرد ممکن باشد. زیرا:

گمان می‌کردیم از اتفاقات آتی خبر داریم، اما نمی‌دانستیم که چه زمانی رخ می‌دهند. برای خرید کل کمپانی‌ها، سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر و مواجهه با ابهامات مرتبط با زمان یا شیوه‌ی بازگشت سرمایه، به انعطاف‌پذیری بیشتری نیاز داشتیم. بنابراین تصمیم گرفتیم یک شرکت سرمایه‌گذاری خصوصی بسازیم که آن را «پرایوتیر هولدینگز» نامیدیم.

طی دو سال اول، جذب سرمایه تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسید. مردم فکر می‌کردند دیوانه شده‌ایم. اگر به خاطر سوابقمان نبود -MBAهایی با سابقه‌ی همکاری با بسیاری از سرمایه‌گذارهای خطرپذیر- هیچ‌کس حتی حاضر نمی‌شد با ما دیدار کند. تعداد زیادی جلسه با گزینه‌های احتمالی داشتیم، هرچند می‌دانستیم هیچ‌گاه راغب به سرمایه‌گذاری نخواهند شد. برخی از آن‌ها تحقیقات کامل و جامع ما را ستایش کردند؛ برخی ‌خندیدند و ما را به سمت درب خروج هدایت کردند. چند نفر هم مستقیماً ما را به چالش کشیدند: «چرا دارید با ترویج یک کمپانی ماری‌جوانا، حرفه‌ی خود را به نابودی می‌کشید؟».

سپس در نوامبر 2012 بود که واشنگتن و کلرادو، مصرف تفریحی ماری‌جوانا را قانونی اعلام کردند و پس از آن نیز مصرف پزشکی آن توسط دو ایالت دیگر آزاد شد. ناگهان نظرات عوض شد و خیلی هم دیوانه به نظر نمی‌رسیدیم. نظرسنجی‌های آن دوره نشان داد که 70 درصد از آمریکایی‌ها موافق ماری‌جوانای طبی و 50 درصدشان نیز حامی مصرف تفریحی آن بودند. نمی‌توان آن را یک نقطه‌ی اوج واقعی دانست، اما اقلاً گامی رو به جلو بود.

اولین اکتساب ما لیفلی بود، یک وب‌سایت که انواع گوناگون ماری‌جوانا را ارزیابی می‌کرد. این کسب‌وکار و تیمش را دوست داشتیم و می‌توانستیم از طریق آن اطلاعات خود نسبت به محصول و ترجیحات مصرف‌کنندگان را افزایش دهیم. ازآنجایی‌که لیفلی یک کسب‌وکار نشر محتوا است، هیچ ابهامی درباره‌ی مشروعیت آن وجود نداشت و این هم یکی از نقاط مثبت آن بود. تا همین امروز هم لیفلی کماکان برترین منبع آنلاین اطلاعات درخصوص ماری‌جوانا محسوب می‌شود.

یک خوشامدگویی کانادایی

در سال 2013، دولت کانادا با ما تماس گرفت. آن‌ها با یک سازمان قرارداد داشتند و ماری‌جوانا را از طریق همان تولید می‌کردند، اما خواهان واگذاری این صنعت به بخش خصوصی و شکل‌گیری بازار رقابتی آن با شبکه‌ای از پرورش‌دهنده‌ها، عمل‌آورنده‌ها و توزیع‌کننده‌ها بودند. علی‌رغم درخواست مجوز تعدادی از متقاضیان به دولت کانادا، آن‌ها نمی‌توانستند سرمایه‌گذارهای مناسب را بیابند و «هلث کانادا»، وزارت بهداشت عمومی این کشور، از پرایوتیر خواست تا حامی مالی تعدادی از این استارتاپ‌ها باشد. به‌دقت وضعیت 60 کمپانی متقاضی این طرح را زیر نظر گرفتیم، اما نتوانستیم حتی یک کمپانی ظاهراً خوب بیابیم. بنابراین به دولت پیشنهاد دادیم که با سرمایه‌ی شخصی، کمپانی خودمان را بسازیم. پاسخشان این بود که اگر بجنبیم، آن‌ها نیز همپای ما حرکت خواهند کرد. سریعاً تیلری را ثبت کردیم، درخواست مجوز دادیم، زمین خریدیم و تشکیلات تولیدمان را ساختیم. تا اینکه در آوریل 2014، اولین محصولات خود به‌عنوان تولیدکننده‌ی مجاز ماری‌جوانای طبی در کانادا را ارسال کردیم.

تشکیلات تولید ماری‌جوانای ما بسیار متفاوت از نمونه‌های پیشین بود. با توجه به تجربه‌ام در حوزه‌ی ساخت‌وساز، معماری و مهندسی، سال‌ها بود که طی بازدیدهایم از عملیات تولید جای‌جای دنیا، امکاناتشان را مهندسی معکوس می‌کردم. بنابراین توانستیم بهترین ایده‌ها را ترکیب کنیم. آزمایشگاه اختصاصی و 40 اتاق رشد کاملاً همسان داشتیم که می‌توانستیم آزمون A/B را پیاده کنیم: از گیاهانی با ژنتیک یکسان بهره می‌گرفتیم و در آزمایش‌ها، یک فاکتور نظیر میزان CO2، رطوبت یا نور را تغییر می‌دادیم و سایر موارد را کنترل می‌کردیم. تیلری تبدیل به اولین کمپانی ماری‌جوانای دنیا شد که توانست یک کارآزمایی بالینی با تایید هلث کانادا صورت دهد که بخشی از دلیل آن را می‌توان به امکانات فوق نسبت داد. امروزه 10 آزمایشگاه بالینی و مجموعه‌ای از روابط موفق با توزیع‌کنندگان پرشمار ازجمله یک تفاهم‌نامه‌ی جهانی با ساندوز (یکی از واحد‌های نووارتیس ) داریم.

این اولین سرمایه‌گذاری سازمانی در صنعت ماری‌جوانا بود. ارزش کار پیتر، جف لوئیس (به‌عنوان رهبر سرمایه‌گذاری)، و کل گروهش را می‌دانم که این اقدام جسورانه و بر خلاف جریان آب را انجام دادند. این تحول بزرگی برای ما بود، زیرا به سایر افراد باهوش اجازه داد که سرمایه‌ی خود را در اختیار ما بگذارند. تا اکتبر 2018، 1.1 میلیارد دلار سرمایه گردآوری کردیم.

در آن مقطع، کانادا انبوهی از تولیدکننده‌های ماری‌جوانا در مقیاس کوچک داشت. هیچ‌کدام از آن‌ها سودآوری نداشتند، بنابراین به یک سرمایه‌گذار نیاز داشتند و تعدادی از آن‌ها خواهان عرضه‌ی اولیه‌ی سهام در بازار بورس تورنتو بودند. در سال 2017 بود که زمزمه‌های ما درباره‌ی عرضه‌ی اولیه در بازار بورس تورنتو نیز آغاز شدند. پس از ملاقات با سرمایه‌گذارهای سازمانی در بوستون و نیویورک، تعدادی از آن‌ها گفتند که توان سرمایه‌گذاری در کانادا را ندارند و تشویقمان کردند که سهام خود را در بازار بورس آمریکا عرضه کنیم. آن‌ها خواهان حضور یک کمپانی ماری‌جوانا در بورس آمریکا و تحت قوانین کمیسیون بورس و اوراق بهادار این کشور بودند که اصول حسابداری پذیرفته‌شده را رعایت کند. این یک ایده‌ی مناقشه‌برانگیز بود: هرچند برخی ایالت‌ها ماری‌جوانا را قانونی کرده بودند، اما کماکان قانون فدرال آن را غیرقانونی می‌دانست و به همین دلیل، بانک‌ها و کمپانی‌های کارت اعتباری نگاه تردیدآمیزی به تراکنش‌های مرتبط با این صنعت داشتند. اما عملیات ما محدود به کشورهایی بود که ماری‌جوانا را قانونی می‌دانستند، بنابراین هیچ اقدامی مغایر با قانون آمریکا نداشتیم. چند وکیل پرهزینه استخدام کردیم تا این مسئله را مطالعه کرده و با SEC و NASDAQ صحبت کنند. در پاییز سال 2017، تصمیم گرفتیم عرضه‌ی اولیه‌ی خود در کشور آمریکا را آغاز کنیم.

شش ماه اول سال 2018 را صرف دیدار با سرمایه‌گذارهای جای‌جای دنیا کردم. در میان 20 تولیدکننده‌ی بزرگ ماری‌جوانای کانادا در آن مقطع، تیلری تنها سازمانی بود که هنوز در بازار بورس کانادا حضور نداشت. بسیاری از سرمایه‌گذارها هیچ تمایلی به خرید سهاممان نداشتند، اما کماکان با ما جلسه می‌گذاشتند و حرف‌هایمان را می‌شنیدند. فرم S-1 را پر کردیم و به جای‌جای دنیا – سیاتل، هنگ‌کنگ، سیدنی، لندن، فرانکفورت، نیویورک، بوستون، سان‌فرانسیسکو، ونکوور، شیکاگو – سفر کردم تا توانایی‌هایمان در زمینه‌ی تولید ماری‌جوانای طبی باکیفیت، برندهای درحال‌توسعه‌ی ماری‌جوانا در کانادا، و شبکه‌ی رو به گسترشمان برای توزیع جهانی این ماده را ارائه دهم. در ژوئیه‌‏ی همان سال، اولین کمپانی ماری‌جوانا شدیم که عرضه‌ی اولیه‌ی سهام در بازار بورس آمریکا را تکمیل کردیم.

از آن زمان، سهاممان توسط تعداد بیشتری از بانک‌ها و سرمایه‌گذارهای سازمانی خریداری شده که میزان مقبولیت این صنعت در جامعه را افزایش می‌دهد. در پاییز 2018، اوراق قرضه‌ی قابل تبدیل منتشر کردیم که بانک مرکزی آمریکا مریل لینچ پذیره‌نویسمان بود. آن‌هم درحالی‌که یک سال پیش‌ حتی نمی‌توانستیم این موضوع را تصور کنیم. برخی از آن سرمایه صرف ساخت تشکیلات تولیدمان در پرتغال شد و به ما اجازه‌ داد تا به‌جای صادرات از کانادا به اروپا، عملیات واردات در سرتاسر اتحادیه‌ی اروپا را انجام دهیم.

هنوز ابتدای راه است

این یک صنعت پرهیاهو با رقابت روبه‌رشد است و انتظار داریم که همین شرایط پابرجا بماند. در حین نگارش این مطلب، 41 کشور دنیا و 33 ایالت آمریکا، ماری‌جوانای طبی را قانونی اعلام کردند (به باور من تا انتهای 2022، در 80 کشور دنیا قانونی خواهد شد). کشورهای کانادا و اروگوئه و 11 ایالت آمریکا، مصرف ماری‌جوانا توسط بزرگ‌سالان را قانونی می‌دانند. انتظار دارم که لوکزامبورگ، پرتغال، مکزیک و نیوزیلند ازجمله کشورهای بعدی باشند که مصرف ماری‌جوانا توسط بزرگ‌سالان را قانونی اعلام کنند و این روند ادامه خواهد یافت.

شاید روزی درآمد حاصل از مصرف ماری‌جوانا توسط بزرگ‌سالان بالاتر از مصارف طبی آن شود، اما تا 10 سال آتی همین ماری‌جوانای طبی اصلی‌ترین محصول ما باقی خواهد ماند. امروز بخش زیادی از زمان خود را صرف همکاری با سیاست‌گذارها، قانون‏گذارها و پزشکان جای‌جای دنیا می‌کنیم و ارزش این ماده به‌عنوان یکی از داروهای متداول را ارائه می‌دهیم. به 13 کشور صادرات داریم، اما به خاطر قوانین فدرال، هیچ کسب‌وکاری در کشور آمریکا نداریم (غیر از 4 آزمایشگاه بالینی که توسط FDA تایید شده‌اند). پیش‌‌تر با اعضای کنگره دیدار می‌کردم و از آن‌ها می‌خواستم که این قوانین را تعدیل کنند، اما هم‌اکنون اعتقاد دارم که حرکت اصلی در این زمینه، از سوی رأی‌دهنده‌ها خواهد بود. در نوامبر 2020، احتمالاً حدود 7 تا 9 ایالت دیگر هم قانون مصرف آزاد ماری‌جوانا برای بزرگ‌سالان را تایید خواهند کرد که احتمالاً ایالت‌های جمهوری‌خواه نظیر آیداهو، وایومینگ، داکوتای شمالی و میسوری هم در میانشان جای دارند. در 3 نوامبر 2020 و پس از رأی حداقل 14 ایالت جمهوری‌خواه به قانونی شدن ماری‌جوانا، احتمال دارد سناتورهایشان به فکر تغییر آن دسته از قوانین بانکداری بیفتند که دست‌وپای کسب‌وکارهای ماری‌جوانا برای اجرای عملیات در کشور آمریکا را بسته‌اند.


تیلری
سال تاسیس: 2013
دفاتر مرکزی: نانایمو، بریتیش کلمبیا
تعداد کارکنان: 1400+


کانابیدیول (CBD) نیز فرصت‌های خوبی پیش رویمان می‌‌گذارد. هرچند سال‌هاست به این ماده می‌پردازیم و اکثر آزمایش‌های بالینی ما شامل تست‌های CBD هم می‌شوند، اما حتی خودمان هم تحت تاثیر سرعت رواج محصولات CBD در جامعه قرار گرفتیم. CBD صرفاً یکی از کانابینوئیدهای غیرروانگردان است و به‌عنوان نمونه‌ای از مواد دیگر، می‌توان به کانابیگرول (CBG) و کانابینول (CBN) اشاره کرد. ممکن است طی چند سال آینده شاهد ظهور فرمول‌های جدید با این مواد نیز باشیم.

وقتی به سیر تحولات پیرامون ماری‌جوانا فکر می‌کنم، 5 مرحله‌ی متوالی را می‌بینم: ممنوعیت، جرم‌زدایی، CBD قانونی، مصرف طبی مجاز، و مصرف مجاز برای بزرگ‌سالان. 20 سال پیش قریب‌به‌اتفاق کشورها در مرحله‌ی ممنوعیت بودند. من و همکارانم خوش‌شانس بودیم که پیش از سایرین، این سیر تحولات را شناسایی کردیم – و با بهره‌گیری از این بینش، یک کسب‌وکار موفق ساختیم.

هیجان‌انگیزترین بخش سفر فوق، این است که هنوز در ابتدای راه صنعت ماری‌جوانا قرار داریم. از بسیاری جهات می‌توان برندها و محصولات کنونی در بازارهای قانونی پیرامون دنیا را یک نمونه‌ی اولیه دانست. هنوز فرصت هدایت، مشروعیت بخشیدن و تعریف آینده‌‏ی یک صنعت جهانی و چندمیلیارد دلاری وجود دارد که عملاً یک‌شبه از زیر سایه‌ها خارج می‌شود. هیچ‌گاه این‌قدر زحمت نکشیده‌ام، اما هیچ‌وقت هم این‌قدر به من خوش نگذشته است. بی‌صبرانه منتظرم که ایستگاه بعدی این سفر را ببینم.

این مقاله در شماره ی زیر منتشر شده است:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *