راهنمای پرینت سه‌بعدی؛ مدل‌های کسب‌وکار برای تولید افزایشی

نویسندگان: ریچارد دی‌آونی

عصر جدیدی در تولید افزایشی یا «پرینت سه‌بعدی» به وجود آمده که پیامدهای بزرگی را برای به‌کارگیری تکنولوژی و مدل‌های کسب‌وکار مورد استفاده‌ی کمپانی‌ها برای تصمیم‌گیری داشته است. سه سال از آخرین باری که مقاله‌ی مربوط به این حوزه را در اچ‌بی‌آر نوشتم می‌گذرد («انقلاب پرینت سه‌بعدی»، می ۲۰۱۵) و از آن موقع، توانمندی‌های تولید افزایشی در کنار رشد توأمان مصالح موجود و اکوسیستم تامین‌کننده، کاری کرده که تولید گستره‌ی وسیع‌تری از چیزها – غالبا در حجم بسیار بالاتر – ممکن شود. این تکنولوژی نوعی توانایی کم‌نظیر را در شخصی‌سازی محصولات و پاسخگویی سریع به تغییر تقاضا در بازار دارد. در نتیجه از کاربردهای محدود نظیر تولید نمونه‌ی اولیه و ساخت ابزارهای سنتی فاصله می‌گیرد و نقش محوری‌تری را در تعداد بیشتری از صنایع تولیدی می‌یابد.

از منظر استراتژیک، می‌توان گفت که تولید افزایشی به یک اسلحه‌ی رقابتی کاملا بالغ تبدیل شده است: می‌توان از آن برای حفظ پیشتازی در بازار، پایین کشیدن یک شرکت‌کننده‌ی قوی یا گوناگون‌سازی با بهره‌برداری از توانمندی پرینتر در ساخت محصولات صنایع مختلف بهره گرفت. در نتیجه رهبرها باید محدوده‌ی تولید افزایشی و پتانسیل و احتمالاتی که در آینده‌ی نزدیک گشوده خواهند شد را بشناسند. این مقاله یک دفترچه راهنما را ارائه می‌کند.

 


خلاصه مقاله راهنمای پرینت سه بعدی

پیشرفت‌ها

فناوری تولید افزایشی پیشرفت کرده است و اکوسیستم تامین‌کننده و مصالح موجود برای آن گسترش یافته‌اند. بدین ترتیب دستگاه‌های پرینت سه‌بعدی هم‌اکنون می‌توانند گستره‌ی وسیع‌تری از محصولات را – با قیمت ارزان‌تر و غالبا در حجم بالاتر – تولید کنند.

فرصت‌ها

بالاخره این تکنولوژی آماده‌ی همه‌گیر شدن است: می‌توان آن را رقیب تولید سنتی دانست؛ می‌تواند ساختارهای پیچیده و پربازده را تولید کند؛ و می‌تواند به‌سادگی از ساخت یک آیتم سراغ ساختن بعدی برود.

پیامدها

کمپانی‌ها باید مدل‌ها و استراتژی‌های کسب‌وکار جدیدی را در نظر بگیرند تا از فرصت‌ها بهره‌برداری کنند و در برابر رقبایی که از پرینت سه‌بعدی بهره می‌گیرند، از خودشان دفاع نمایند.


 

پیشرفت‌های اخیر پرینت سه بعدی

بیایید کارمان را با بررسی پیشرفت‌هایی آغاز کنیم که موجب افزایش گستره‌ی تولید افزایشی شدند. پیشرفت‌های تکنولوژیک به افزایش قابل توجه در بازدهی و کاربردهای فزاینده در گستره‌ای از صنایع ختم شده‌اند. دستگاه‌های جدید محصولات را سریع‌تر و با قیمت پایین‌تر تولید می‌کنند و آیتم‌های حاصله از آن‌ها نسبت به محصولات پرینترهای سه‌بعدی اولیه، به هزینه کمتری نیاز دارند. برخی از این پیشرفت‌ها عبارت‌اند از:

هد سریع‌تر و دقیق‌تر برای پرینتر: آن‌ها که عمدتا برای محصولات پلاستیکی استفاده می‌شدند، می‌توانند مصالح را با سرعت ۱۰ الی ۲۵ برابر نسبت به سه سال پیش بپاشند و به همین دلیل می‌توانند با پروسه‌های ریخته‌گری تزریقی، به رقیبی برای اکثر آن محصولات تبدیل شوند.

پاشش سریع‌تر پودر: سیستم‌های پاشش پودر جدید که از عامل اتصال و چسب استفاده می‌کنند، می‌توانند قطعات پیچیده‌ی کالاهای فلزی و پلاستیکی را با سرعت ۸۰ الی ۱۰۰ برابر نسبت به پرینترهای لیزری بسازند. این قطعات می‌توانند به‌طور متوسط هزینه ۴ دلار را در تقابل با هزینه ۴۰ دلاریِ پیشین داشته باشند و به‌جای چند ساعت، در چند دقیقه ساخته شوند.

تولید پیوسته‌ی خط اتصال مایع (CLIP): اشیاء پلاستیکی به‌جای ساخت لایه‌لایه، به‌صورت پیوسته از یک خمره‌ی رزین کشیده می‌شوند. هرچند که CLIP به‌اندازه‌ی تولید افزایشیِ لایه‌ای سریع یا ارزان نیست، اما کماکان برای تولید انبوه صرفه‌ی اقتصادی دارد و مزایایی را از منظر پرداخت، ساخت قطعات پیچیده و مصالح قابل استفاده دارد.

تکنولوژی‌های نهفته در دستگاه‌های الکترونیک: دستگاه‌های جدید می‌توانند قطعات و مدارهای الکترونیک همچون آنتن و سنسور را مستقیما روی دیواره‌ی اشیا چاپ کنند. این کار باعث می‌شود نیاز به مونتاژ کاهش یابد، فضای درون محصول را باز می‌کند، یکپارچه‌سازی الکترونیک در کل محصول را بهبود می‌دهد، اتلافات تولید را کاهش می‌دهد و کیفیت را بالا می‌برد. افزایش دقت دستگاه‌ها بدین معناست که می‌توانند مثلا برای تولید صفحه‌‎نمایش‌های OLED (دیود گسیل نور ارگانیک) استفاده شوند.

عواید این پیشرفت‌ها با ارتقای مصالح مورد استفاده بیشتر به چشم می‌آیند. تولیدکنندگان می‌توانند از میان گستره‌ی وسیع‌تری از مصالح انتخاب کنند، ازجمله آلیاژهای مدرن برای قطعات موتور جت و سایر محصولاتی که به ملزومات عملکردی بالایی نیاز دارند. کامپوزیت‌ها همچون پلاستیک‌های بسیار قدرتمندِ پرشده با الیاف شیشه، الیاف کربن و نانولوله‌های کربنی می‌توانند در بسیاری از موارد جایگزین فلزات شوند. اکثر این مصالح توسط چندین فروشنده موجود می‌شوند، بنابراین تولیدکنندگان مجبور نیستند که مصالح اختصاصی را صرفا از سازنده‌ی پرینتر و با قیمت گزاف خریداری کنند.

توسعه‌ی گسترده در اکوسیستم افزایشی، کاری کرده که به‌کارگیری فناوری‌های جدید توسط کمپانی‌ها ساده‌تر شود. این اکوسیستم هم‌اکنون مجموعه‌ای از پیمانکار، مشاور و تامین‌کننده‌ی نرم‌افزار و سیستم‌های اسکن کنترل کیفیت را در کنار سازندگان پرینتر و مصالح در اختیار دارد. شرکت‌کنندگان این اکوسیستم از استارتاپ‌ها تا غول‌هایی همچون زیمنس، داسو سیستمز و داودوپون را شامل می‌شوند. این حوزه روی دور افتاده است: یک اکوسیستم بزرگ‌تر به کاربردهای بیشتر و قیمت پایین‌تر ختم می‌شود، تولیدکنندگان بیشتری را برای به‌کارگیری این تکنولوژی ترغیب می‌کند و بدین ترتیب نقش‌آفرین‌های بیشتری به سمت این اکوسیستم جلب می‌گردند.

تولید افزایشی در حال تحقق وعده‌هایش است. هم‌اکنون می‌توان آن را رقیب روش‌‎های سنتی تولید دانست، زیرا می‌تواند ده‌ها و حتی صدها هزار واحد را در طول سال تولید کند. کارخانه‎ها می‌توانند از نرم‌افزار بهینه‌سازی برای تطبیق تولید (تغییر تعداد واحدها یا تعویض میان آیتم‌های ساخته شده) یا به‌‎روزرسانی محصولات در حال تولید با قیمت پایین بهره بگیرند، نه اینکه بخواهند برای گسترش، نوسامانی یا تعویض خطوط مونتاژ گران‌قیمت در کارخانه‌های سنتی، مجموعه را تعطیل کنند. همچنین تولید افزایشی به کمپانی‌ها اجازه می‌دهد محصولات بسیار پیچیده و دقیقی که نمی‌توانند با تکنیک‌های کاهشی (برش سی‌ان‌سی و مته‌زنی) یا تکنیک‌های شکل‌دهنده (ریخته‌گری تزریقی) در دل تولید سنتی ساخته شوند را بسازند. و در نهایت، تولید افزایشی نسبت به تجهیزات تولید سنتی، به سرمایه‌ی بسیار کمتری نیاز دارد: پرینتری که کمتر از ۱ میلیون دلار قیمت دارد می‌تواند جایگزین یک دستگاه ۲۰ میلیون دلاری شود، سایت‌های تولید بسیار کوچک‌تر را امکان‌پذیر کند و این سایت‌ها را در محلی نزدیک به مشتریان جای دهد.

همه‌ی این‌ها نشان می‌دهند که چرا تعداد فزاینده‌ای از کمپانی‌های جاافتاده و گوناگون – از بی‌ام‌و تا بوئینگ و کمپانی ژاپنی و ترکیبی سومیتومو – در حال خرید پرینترهای سه‌بعدی در تعداد بالا یا حتی خرید کارخانه‌های تولید پرینتر هستند. جنرال الکتریک که نه‌تنها قصد استفاده از پرینترهای سه‌بعدی بلکه قصد فروشش به دیگران را دارد، خیلی جدی به سمت این حوزه رفته است: آن‌ها توانسته‌اند سه سازنده‌ی پرینتر را تصاحب کنند و نرم‌‎افزار ارائه‌ی دستور شفاهی به این دستگاه‌ها را توسعه داده‌اند.

همانند هر تکنولوژی نوظهور دیگر، کاربردهای کنونی با کسب تجربه‌ی بیشتر تکامل می‌یابند و می‌توانند به یک پدیده‌ی کاملا متفاوت تبدیل شوند. برخی از شکست‌ها و اصلاحات ناگزیر هستند، اما گستره‌ی سرمایه‌گذاری و تعدد مدل‌های کسب‌وکاری که هم‌اکنون تجاری شده‌اند، نشان می‌دهند که نقش‌آفرین‌های تمامی صنایع تولیدی باید تولید افزایشی را مدنظر داشته باشند.

مدل‌های کسب‌وکار نوظهور پرینت سه بعدی

با توجه به این توسعه‌ها، تولیدکننده‌ی عمده باید کارش را از کجا شروع کند؟ مهم‌ترین تصمیم، مدل کسب‌وکار است. تاکنون شش مدل ظهور کرده‌اند. سه مورد اول از برتری تولید افزایشی در تغییر سریع‌تر پروسه‌ی تولید نسبت به تولید سنتی بهره می‌گیرند؛ چهارمی و پنجمی، عواید آن در زمینه‌ی ساخت محصولات پیچیده را به بالاترین حد می‌رسانند؛ و ششمی از بازدهی‌ها و نکات مثبت این تکنولوژی بهره می‌گیرد. این مدل‌ها می‌توانند هم توسط کسب‌وکارهای تجارت‌به‌تجارت (b2b) و هم توسط کسب‌وکارهای تجارت‌به‌مشتری (b2c) استفاده شوند. برخی از آن‌ها قدیمی‌تر از سایرین هستند، اما در کنار یکدیگر مجموعه احتمالاتی که هم‌اکنون توسط تولید افزایشی ایجاد می‌شوند را نشان می‌دهند.

1. شخصی‌سازی عمده

این مدل، تغییر محصول را به حد اعلای خود می‌رساند. در آن، ایجاد محصولات منحصربه‌فرد که دقیقا با نیازها یا امیال تک‌تک خریداران همخوانی دارند، لحاظ شده است – تغییراتی که می‌توانند تنها با بارگذاری فایل دیجیتال مشتری در یک پرینتر سه‌بعدی انجام شوند. با عنایت به بازدهی و دقت تکنولوژی دیجیتال، این محصولات قیمت کمتری نسبت به آیتم‌های تولیدشده به روش سنتی دارند، اما با دقت بیشتری ویژگی‌های مدنظر را برآورده می‌سازند.

شخصی‌سازی عمده برای هر بازار بزرگی مناسب است که مشتریان از محصولات تولید سنتی و استاندارد ناراضی هستند و البته امکان جمع‌آوری راحت اطلاعات مشتریان وجود دارد. مثال‌های فراوانی از این بازارها وجود دارند که می‌توان تولید سمعک، براکت ارتودنسی، پروتز، عینک آفتابی، تجهیزات جانبی ماشین و موتورسیکلت و تزئینات درخت کریسمس را به‌عنوان نمونه نام برد. در نمونه‌ی سمعک، یک اسکن لیزری از گوش بیمار انجام می‌گیرد و به‌صورت خودکار یک فایل تولید می‌شود تا پرینتر، پوسته‌ی آن را بسازد. بخش‌های الکترونیکی کماکان به‌صورت جداگانه اضافه می‌شوند، اما این بخش هم می‌تواند به‌زودی متحول شود، زیرا هم‌اکنون امکان چاپ مستقیم روی پوسته به وجود آمده است.

این مدل می‌تواند به‌سرعت و به شکلی قابل توجه بر کل صنعت تاثیر بگذارد. در صنعت سمعک‌سازی، این تحول طی یک سال و نیم رخ داد و کاری کرد برخی تولیدکنندگان ورشکست شوند.

چالش رقابتی اصلی، کاهش هزینه‌های مربوط به کسب اطلاعات مشتریان است. کمپانی‌های سمعک‌سازی در ابتدا به یک دستگاه اسکن نیاز دارند که شنوایی‌سنج‌ها می‌توانند به‌سادگی از آن بهره بگیرند. در این نمونه، مشتریان با کمال میل نزد شنوایی‌سنج می‌روند تا سنجش لازمه را انجام دهند. در عوض، خریداران کفی‌ها و لوازم ارتوپدیِ سفارشی تمایلی ندارند که نزد یک پزشک گران‌قیمت بروند. به همین دلیل، سولس سیستمز که از نوآوران این عرصه بود، نتوانست دوام بیاورد و در سال ۲۰۱۷، یکی دیگر از کمپانی‌های پاپوش به نام آترکس وُرلدواید آن را خریداری نمود. اما توسعه‌ی اپ‌های گوشی هوشمند که به افراد اجازه‌ی سنجش پای خودشان را می‌دهند، در حال برطرف کردن موانع جمع‌آوری اطلاعات است. و اچ‌پی نیز یک شبیه‌ساز اسکن سه‌بعدی به نام فیت‌استیشن را طراحی کرده که می‌توان آن را در مغازه‌ها گذاشت. بازار آماده‌ی خیزش است.

2. تنوع عمده

این مدل مشتریانی را هدف می‌گیرد که ترجیحات خاص و گوناگونی دارند، اما به محصولاتی که با توجه به ویژگی‌های شخصی خودشان تنظیم شده باشند نیاز ندارند. تولیدکنندگان می‌توانند پروسه‌ی جمع‌آوری اطلاعات شخصی را کنار بگذارند و مجموعه‌ی گسترده‌ای از گزینه‌های اختیاری را با قیمت مناسب عرضه کنند. در اینجا نیز همچون شخصی‌سازی عمده، واحدها منحصربه‌فرد هستند.

مثلا برخی از تولیدکنندگان جواهر، تعدادی طرح پایه را برمی‌دارند و صدها یا حتی هزاران نسخه از آن را می‌سازند و می‌توانند آن‌ها را به‌صورت آنلاین یا در فروشگاه‌ها نمایش دهند. نسخه‌های نمایشی توخالی هستند و با طلای مصنوعی یا نقره ساخته می‌‎شوند.

خرده‌‎فروش‌‎ها به‌جای نگه‌داری سیاهه‌ای بزرگ و هزینه‌بر از جواهرات مختلف که امکان دارد به فروش نرسند، می‌توانند منتظر درخواست‌های حقیقی بمانند. با در دست داشتن سفارش‌ها، آن‌ها می‌توانند با یک تولیدکننده‎ی افزایشی همچون شیپ‌ویز قرارداد ببندند تا آیتم‌ها را این بار به‌صورت واقعی و با یک فلز ارزشمند بسازد، قطعه‌ی مطلوب را به طراح سفارش بدهند یا یک پرینتر سه‌بعدی را خریداری کنند تا محصولات را خودشان بسازند.

چالش رقابتی اصلی در مدل تنوع عمده، مدیریت گزینه‌‎ها است. ارائه‌ی مجموعه‌ای گسترده موجب توسعه‎ی بازار خواهد شد، اما اگر تعداد احتمالات فراوانی را در اختیار خریداران بگذارید، امکان دارد دست‌پاچه و سرگردان شوند. و حتی در تولید افزایشی هم مقداری هزینه‌ی طراحی برای هر گزینه وجود دارد. تولیدکنندگان باید بازار را به‌دقت نظاره کنند یا از یادگیری ماشینی برای درک مداوم خواسته‌های مشتریان و پاسخ‌گویی به آن‌ها بهره بگیرند. آن‌ها باید برای توسعه‌ی آنی طرح‌های جدید و پاک‌سازی قدیمی‌ها که به فروش نمی‌روند، آماده باشند – رویکردی که در تولید افزایشی خیلی راحت‌تر از تولید سنتی است.

 

3. بخش‌بندی عمده

این مدل به‌شدت تنوع را محدود می‌کند و تنها یک دوجین نسخه از محصول را به مشتریانی ارائه می‌‎دهد که نیازهایشان خیلی متغیر نیستند و می‌توان آن‌ها را راحت‌تر از دو مدل قبلی پیش‌بینی نمود. این مدل برای بازارهای به‌شدت بخش‌بندی شده جواب می‌دهد، همچون اجزایی که به‌صورت ویژه برای محصولات b2b محبوب طراحی شده‌اند. هر نسخه برای یک بخش خاص است و آن‌قدری با سایرین فرق می‌کند که تولیدکنندگان سنتی برای ساخت همه‌ی این نسخه‌ها، به دستگاه‌های جدید و پرهزینه نیاز دارند. بنابراین کمپانی‌های تولید افزایشی می‌توانند آن‌ها را با قیمت پایین‌تری بسازند.

ممکن است در مجموع تمام نسخه‌های یک محصول به صدها هزار واحد یا بیشتر برسد. بنابراین تولید به‌صورت دسته‌ای انجام می‌گیرد، نه یک محصول خاص و منحصربه‌فرد (حتی در تولید افزایشی هم بارگذاری فایل، تعویض مصالح و مواردی از این دست هزینه‌های کوچکی به همراه دارد). اما ازآنجایی‌که کماکان تنظیم پرینتر برای تولید محصولات دیگر یک راهکار ساده محسوب می‌شود، کمپانی یک دسته محصول را به تعدادی تولید می‌کند که مطمئن باشد به فروش می‌رسند.

همچنین این مدل برای بازارهای فصلی، دوره‌ای یا مدهای زودگذر مناسب است. کار برای تولیدکنندگان سنتی دشوار است، زیرا آن‌ها باید بر آنچه مصرف‌کنندگان در چند ماه آینده نیاز دارند قمار کنند و یک خط تولید بهینه را برای آن برپا نمایند. تولیدکنندگان افزایشی می‌توانند بازه‌ی زمانی میان تولید و تقاضا را کاهش دهند، گزینه‌های بیشتری را ارائه کنند و از خطر کالاهای بدون مشتری که باید با تخفیف‌های زیاد آن‌ها را بفروشند، در امان بمانند.

ریس‌ویر دایرکت، یک شرکت انگلیسی که تجهیزات جانبی را برای دوچرخه‌سواران حرفه‌ای می‌‎سازد، از مدل بخش‌بندی عمده استفاده کرده است. این کمپانی مجموعه‌ای از دسته دوچرخه و سایر قطعات بادوام و سبک‌وزن را می‌فروشد. مثلا هر نسخه از این دسته برای دوچرخه‌های جی‌پی‌اس‌دار تنها چند صد یا چند هزار واحد به فروش می‌رود. شاید یک تولیدکننده‌ی سنتی مجبور شود یک مدل دسته را برای تمامی دوچرخه‌ها بسازد تا صرفه به مقیاس داشته باشد.

دایملر سراغ بخش‌بندی عمده در مراحل مختلف رفته است. این کمپانی در ابتدا از تولید افزایشی برای ساخت قطعات یدکی کامیون‌های قدیمی‌تر بهره گرفت. پس از اینکه به مهارت لازم در این تکنولوژی رسید، تولید قطعات تخصصی برای برخی از مدل‌های کامیونش که در حجم پایین تولید شده بودند را شروع کرد. با افزایش تعداد بخش‌های تحت خدمت و تعداد واحدهایی که در هر بخش به فروش می‌روند، قطعات کافی ساخته خواهد شد و به یک بُعد سودرسان در کسب‌وکار تبدیل می‌شود.

چالش رقابتی اصلی در این مدل، تصمیم‌گیری درباره‌ی اندازه‌ی هر بخش و تعداد بخش‌های تحت خدمت است. برخی مشتریان بخش‌های کوچک‌تر را بیشتر دوست دارند، اما این موضوع هم هزینه‌های طراحی و تغییر تولید را به همراه دارد – علی‌الخصوص اگر به مصالح متفاوت یا ویژگی‌های عملکردی گوناگون نیاز باشد.

4. پیمانه‌بندی عمده

در این مدل به‌جای ارائه‌ی نسخه‌های مختلف از یک محصول، یک جسم پرینت‌شده به‌صورت سه‌بعدی به همراه ماژول‌های قابل تعویض فروخته می‌شود. تاکنون این رویکرد تنها برای سخت‌افزار ارتش و برخی از اتومبیل‎های لوکس استفاده شده، اما پتانسیل بالایی دارد – که به‌عنوان نمونه، فیس‌بوک متوجه آن شده است. آن‌ها ناسنت آبجکتز که یک استارتاپ تولید افزایشی است را خریده‌اند تا نسخه‌‎های ماژولاری از هدست‌های واقعیت مجازی و سایر سخت‌افزارها را خریداری کنند.

این یک کاربرد دیگر است: گوشی هوشمندی که به مصرف‌کننده اجازه می‌دهد یک واحد پایه را خریداری کند و سپس ماژول‌ها را روی آن بگذارد. اسکلت خارجی پایه به اشکال ارگونومیک و سفارشی یا با طراحی‌های پرزرق‌وبرق پرینت می‌شود و کاربران می‌توانند در گذر زمان ماژول‌ها را بسته به تغییر نیازها یا ترجیحاتشان یا به‌واسطه‌ی پیشرفت تکنولوژی روی آن سوار کنند و دیگر نیازی به خرید گوشی جدید نداشته باشند. گوگل چند سال پیش یک مدل از این گوشی را بیرون داد، اما یک کمپانی استرالیایی به نام مدوویر بود که نرم‌افزار لازم برای کمک به طراحی پایه را توسعه داد و در اختیار تولیدکنندگان گوشی هوشمند گذاشت. مدوویر می‌تواند از طریق ساخت ماژول‌ها برای محصولاتی که با نرم‌افزارش طراحی شده‌اند، سود کسب کند.

پیش از پرینت سه‌بعدی هم تولیدکنندگان سنتی در گستره‌ای از صنایع محصولات ماژولار را ارائه می‌دادند. اما محصولات پرینت سه‌بعدی دو مزیت دارند. اولا تولید افزایشی اجازه‌ی شخصی‌سازی واحد پایه را می‌دهد. ثانیا و از آن مهم‌تر اینکه آن واحد می‌تواند به یک روش کاملا جدید ساخته شود، به‌گونه‌ای که آنتن، سیم‌‌پیچی و مدارها مستقیما رو یا داخل بدنه چاپ می‌شوند. این امر هزینه‌های مونتاژ را کاهش می‌‎دهد، فرصت‌های توجه به ریزه‌کاری را بیشتر می‌کند و برای جانمایی اجزای الکترونیک بیشتر در محصول جا می‌گذارد، کاری که نمی‌شد آن را در روش‎‌های تولید ماژولار سنتی مدیریت کرد.

چالش رقابتی اصلی در این مدل، انتخاب موارد گنجانده شده در پایه و چیزهایی است که در ماژول‌ها جانمایی می‌شوند، زیرا این تصمیم‌گیری هم بر قیمت و هم بر گوناگونی محصول تاثیر می‌گذارد. هرقدر ملحقات بیشتری در پایه در نظر گرفته شود، کنار زدن کارکردها و ویژگی‌های رقبا ساده‌تر می‌شود، همچون مایکروسافت که مرورگرهای خودش را در سیستم‌عامل ویندوز جای داد و بدین ترتیب نت‌اسکیپ را تضعیف کرد.

5. پیچیدگی عمده

چهار مدل اول از انعطاف‌پذیری تولید افزایشی برای ساخت نسخه‌های مختلف یک محصول با قیمت پایین بهره می‌گرفتند. این مدل از قابلیت این روش برای ساخت محصولاتی با طرح‌های پیچیده استفاده می‌کند، به‌گونه‌ای که روش‌های تولید سنتی نمی‌توانند این اشکال غیرمعمول را تولید کنند و سنسورها و سایر المان‌ها را در آن جای بدهند. این قابلیت هزینه‌ی تولید را کاهش و قابلیت اطمینان به محصول را افزایش می‌دهد – همان‌طور که ویتامیکس هنگام بهره‌برداری از پرینتر CLIP برای ساخت نازل میکسرهای تجاری‌اش به این درک رسید. هم‌اکنون ده‌ها هزار از آن نازل‌ها ساخته می‌شوند.

بوئینگ از تولید افزایشی برای ساخت پایه‌هایی با طرح لانه‌زنبوری استفاده می‌کند تا بدنه‌ی هواپیماها روی آن قرار بگیرند. ساختار دقیق این پایه‌ها کاری می‌کند که قدرت تحمل بار آن‌‎ها به‌اندازه‌ی همتایانشان در روش تولید سنتی باشد، اما با مصالح کمتری ساخته شوند – بدین ترتیب جرم و مصرف سوخت هواپیما کاهش پیدا می‌‎کند. آدیداس از پرینترهای CLIP برای ساخت توری‌های سبک، قوی و انعطاف‌پذیر برای لایه‌ی میانی کتانی‌ها استفاده می‌کند. این طوری‌ها پیچیده‌تر از آنند که با تکنولوژی سنتی ساخته شوند. انتظار می‌رود که ۱۰۰ هزار جفت از این کفش‌ها در سال ۲۰۱۸ و ۵۰۰ هزار تا در ۲۰۱۹ ساخته شوند و در نهایت به ۱ میلیون کفش در سال برسیم. این لایه‌های میانی تاثیرات ناشی از دویدن را بهتر از محصولات سنتی جذب خواهند کرد.

با ظهور نرم‌افزارهای طراحی جدید، هم‌اکنون تولید افزایشی می‌تواند مواد را خیلی جزئی و دقیق سازمان‌دهی کند تا ویژگی‌‎هایی همچون تخلخل، قدرت، دوام، انعطاف‌پذیری و استحکام آن‌ها بهبود بیابد. همچنین این روش می‌تواند مقاومت محصول در برابر آب، مواد شیمیایی و باکتری را افزایش دهد.

چالش اصلی در این مدل، میزان تخیل بشر است. آیا توسعه‌دهندگان محصول می‌توانند ذهنیتشان را در حین طراحی محصول آزاد کنند تا بهره‌برداری کاملی از پتانسیل تولید افزایشی انجام دهند؟ در این صورت، پیچیدگی عمده می‌تواند فراتر از محصولات رده‌بالای کنونی گسترش یابد. و نرم‌افزارهای جدید اتودسک، داسو و سایر کمپانی‌ها می‌توانند کاری کنند که وظیفه‌ی تفکر هم از روی دوش توسعه‌دهندگان محصول برداشته شود. این نرم‌افزارها به توسعه‌دهندگان اجازه می‌دهند که ویژگی‌های مدنظرشان را تعیین کنند و سپس کامپیوتر را به حال خود بگذارند تا یک طرح با عملکرد و هزینه‌‎ی بهینه را در اختیارشان قرار دهد و دیگر به فکر سبک‌سنگین کردن مسائل مختلف نباشند. مثلا اتومبیل‌ها می‌توانند ایمن‌تر و سبک‌‎تر ساخته شوند. این «طرح مولد» می‌تواند بسیاری از کمپانی‌ها را ترغیب کند که سراغ تولید افزایشی بروند تا اینکه مبادا رقبایشان محصولات جدید و مطلوبی را تولید کنند که نتوان با تکنیک‌های سنتی به آن‌ها دست یافت.

6. استانداردسازی عمده

این مدل آخر می‌تواند خانه و آشیانه‌ی تولید سنتی را به آتش بکشد. این مدل – بر خلاف غرولندهای مخالفان که تولید افزایشی را صرفا برای مقیاس کوچک مناسب می‌دانند – اثبات می‌کند که محصولات استاندارد حجم‌بالا می‌توانند در برخی موقعیت‌های معین، با تعداد بالا و هزینه‌ی پایین تولید شوند. اگرچه تکنولوژی این حوزه کماکان رو به پیشرفت است، اما می‌تواند کم‌کم ورق را برگرداند.

صفحه‌نمایش‌ها را در نظر بگیرید. پروسه‌های تولید سنتیِ صفحه‌نمایش‌های OLED، مقدار زیادی از مواد الکتروشیمیاییِ ساطع‌کننده‌ی نور را هدر می‌دهند. هم‌اکنون پرینترهای موجود در بازار این مواد را به شکل دقیق‌تری کنترل می‌کنند و بدین ترتیب صفحه‌نمایش‌های ارزان‌تر و پربازده‌تری را می‌سازند. صفحات OLED گوشی‌های همراه و سایر ابزارهای مشابه که به روش افزایشی تولید می‌شوند، همه‌جا حضور دارند؛ تولیدکنندگان تلویزیون هم که علاقه‌مندند به این جمع بپیوندند، در حال اجرای پروژه‌های آزمایشی برای تولید عمده‌ی صفحات تلویزیون با این پرینترها هستند.

استانداردسازی عمده حتی برای محصولاتی که خیلی ارتباطی با دنیای مدرن و فناوری ندارند نیز ممکن است. کوسیفلکس، یک سیستم پرینت سه‌بعدی که توسط تمی‌کِر ساخته شده، منسوجات را با اسپری ترکیبات متنوعی از پلیمرها و الیاف‌‎های طبیعی به یک پلتفرم متحرک تولید می‌کند. این سیستمِ کاملا اتوماتیک می‌تواند کالاهایی را با قیمتی پایین‌تر و مقیاس برابر نسبت به تولید سنتی بسازد. تمی‌کِر هنوز در حال تجاری‌سازی تکنولوژی خودش است، اما نتایجی که تا به امروز مشاهده کرده امیدوارکننده بوده‌اند.

به‌تدریج پرینترهای سه‌بعدی بهینه‌تر شده‎‌اند و می‌توانند به رقیبی برای محصولات استاندارد تبدیل شوند، حتی اگر تاثیری بر صرفه‌جویی هزینه‌های مستقیم نداشته باشند. زیرا تولید سنتی غالبا هزینه‌های غیرمستقیم و سرباره‌ی زیادی دارد: یک زنجیره‌ی تامین طولانی و پرخطر، تجهیزات گران‌قیمت، مونتاژ دقیق و پر از جزئیات اجزا و هزینه‌های ترابری یا سیاهه‌برداری بالا. تولید افزایشی تمام این موارد را کاهش می‌دهد. از آن مهم‌تر اینکه پرینترها عموما ارزان‌تر از دستگاه‌های سنتی با ابزارها و المان‌های گوناگونشان هستند.

چالش رقابتی اصلی در این مدل، میزان تخصصی کردن پرینترهای سه‌بعدی برای این محصولات است. تخصصی کردن می‌تواند در راستای دستیابی به بازدهی موردنیاز برای استانداردسازی عمده یاری برساند، اما امکان دارد کمپانی‌های برخی صنایع معین را محدود کند و بدین ترتیب ریسک را افزایش دهد.

 


بخض جانبی 1: پیشرفت‌های حاصل از پرینت سه بعدی

در اینجا تعدادی از بهبودهای فناوری مطرح شده‌اند که تولید افزایشی را به یک رقیب یا حتی فرایِ کارخانجات سنتی در گستره‌ی وسیعی از کاربردها تبدیل کردند.

تکنولوژیشرحمزایامحصولات
مولتی‌جت فیوژن
موجود در بازار
نقش‌آفرین‌های پیشتاز
اچ‌پی، وکسل‌جت، زار
هزاران هد پرینت با سرعت و دقت، عوامی آمیزشی و جزئی را روی پودر پلاستیک می‎گذارند تا شیء شکل بگیرد.سرعت ۱۲ برابر و قیمت نصف پروسه‌‎های پیشین برای تولید افزایشی پلاستیک و قابل رقابت با روش تولید ریخته‎گری تزریقی که می‌تواند تا ۱۱۰ هزار واحد از یک قطعه‌ی پلاستیکی معمولی را بسازدلایه‌ی داخلی سفارشی برای کفش؛
عروسک برای لوک‌ریل؛
اسکلت بیرونی برای پهپادهای دفاعی و نظامی
تولید پیوسته‌ی خط اتصال مایع (CLIP)
موجود در بازار
اشیا از طریق خمره‌ی رزینی کشیده می‌شوند که با قرار گرفتن در معرض نور سفت می‌شود؛۲۵ برابر سریع‌تر از استریولیتوگرافی مرسوم است (اما نه خیلی ارزان‌تر از آن)،نازل‌های میکسرهای تجاری ویتامیکس؛ پایه‌های سرورهای اوراکل
نقش‌آفرین پیشتاز
کربن
اکسیژن برای سرعت بخشیدن به پروسه استفاده می‌شود.علی‌الخصوص برای ساخت شکل‌های غیرخطی و پیچیده
پاشش ذرات معلق و جوهرافشانی نانوذره
موجود در بازار
نقش‌آفرین‌های پیشتاز
اوپتومک ، نانو دایمنشن
جوهرهای فلزی رسانا، چسب‌های دی‌الکتریک و مواد نیمه‌رسانا به‌صورت دقیق ته‌نشین می‌شوند تا قطعات و چیپ‌های الکترونیکی را چاپ کنند.اجازه‌ی جانمایی مدارها و قطعات الکترونیکی در داخل محصول را می‌دهد تا صرفه‌جویی در هزینه‌ی مونتاژ و فضا انجام شودجانمایی شده در آنتن گوشی‌های همراه (لایت-آن )؛ سلول‌های خورشیدی پربازده
پرینت صفحه‌ی جوهرافشان
موجود در بازار
نقش‌آفرین‌های پیشتاز
کاتیوا، جولد، توکیو الکترون
نازل‌های مخصوص، جوهرهای محلول را در اتاقک نیتروژن اسپری می‌‎کنند تا صفحات OLED بزرگ و انعطاف‎پذیر چاپ شود.۲۰ درصد تا ۴۰ درصد هزینه‌ی تولید پایین‌تر، نقص‌های کمتر و کیفیت بالاتر (صفحات دو الی سه برابر عمر طولانی‌تری دارند) در قیاس با تولید سنتی؛ تقریبا بدون اتلافOLEDهای انعطاف‌‎پذیر برای صفحه‌‎نمایش موبایل و ساعت هوشمند؛ صفحه‎ی تلویزیون‌های OLED بزرگ ال‌جی و سامسونگ
پرینت صفحه‌ی جوهرافشان
موجود در بازار
نقش‌آفرین‌های پیشتاز
کاتیوا، جولد، توکیو الکترون
نازل‌های مخصوص، جوهرهای محلول را در اتاقک نیتروژن اسپری می‌‎کنند تا صفحات OLED بزرگ و انعطاف‎پذیر چاپ شود.۲۰ درصد تا ۴۰ درصد هزینه‌ی تولید پایین‌تر، نقص‌های کمتر و کیفیت بالاتر (صفحات دو الی سه برابر عمر طولانی‌تری دارند) در قیاس با تولید سنتی؛ تقریبا بدون اتلافOLEDهای انعطاف‌‎پذیر برای صفحه‌‎نمایش موبایل و ساعت هوشمند؛ صفحه‎ی تلویزیون‌های OLED بزرگ ال‌جی و سامسونگ
پرینت موازی خودکار
ورود آن به بازار برای اواسط ۲۰۱۸ برنامه‌ریزی شده
نقش‌‎آفرین پیشتاز
فورم‌لبز
مجموعه‌ای از پرینترهای ترکیب شده با بازوی رباتیک و ابزارهای پرداخت‌کاری که محصولات پلاستیکی آماده برای فروش را می‌سازد.اولین سیستم کاملا اتوماتیک که از تولید افزایشی و اتوماسیون برای کاهش نیروی کار در زمینه‌‎ی تخلیه و انتقال محصولات به یک محیط پرداخت‌کاری مجزا بهره می‎گیردراهنمای جراحی برای صنعت خدمات درمانی؛ قالب‌های دندان‌پزشکی و مدل‎های تاج و پل برای دندان
پاشش تک‌گذر
ورود به بازار در سال ۲۰۱۹ برنامه‌ریزی شده
نقش‌آفرین پیشتاز
دسکتاپ متال
پاشش پرسرعت پودر فلز با عامل‌های چسبندگی در یک پروسه‌ی دوطرفه‌ی پیوسته ترکیب می‌شود.۱۰۰ برابر سریع‌تر از تولید افزایشی مبتنی بر فلز و یک‌‌بیستم قیمت آنپروانه‌ی آب (برای پمپ‌ها)؛ مته‌؛
چرخ‌دنده
پرینت حامل چرخ‌وفلکی
درحال‌توسعه
نقش‌آفرین پیشتاز
بیگ‌رپ (در همکاری با تی‌ان‌او )
یک پلتفرم متحرک خیلی سریع محصول تحت چاپ را در میان هدهای پرینت و ابزارهای پرداخت‌کاری پرشمار می‎چرخاند.۱۰ برابر سریع‌تر از پرینت ثابتپاپوش شخصی‌سازی شده؛ قطعات یدکی برای صنایع خودرویی و ترابری (تحت توسعه)

هم‌اکنون تولید افزایشی می‌تواند مواد را خیلی جزئی و دقیق سازمان‌دهی کند تا ویژگی‌‎هایی همچون تخلخل، قدرت و انعطاف‌پذیری آن‌ها بهبود یابد.

 

حرکات استراتژیک

این شش مدل کسب‌وکار کاملا انحصاری نیستند – یک کمپانی می‌تواند هم از تولید نسخه‌های فراوان و هم از پیچیدگی بیشتر منتفع شود. نازل‌های سوختی که جنرال الکتریک برای موتورهای جت می‌سازد، پیچیدگی عمده و بخش‌بندی عمده را به‌صورت توأمان دارند. نازل‌ها ترکیب پیچیده‌ای از قطعات مختلف‌اند و هر نوع موتور جت نیز به نازل با شکل مخصوص خودش نیاز دارد. بنابراین جنرال الکتریک از تولید افزایشی برای تولید نسخه‌های متفاوت در تعداد نه‌چندان بالا بهره می‌گیرد. آدیداس در تولید لایه‌ی میانی کفش‌های از مدل پیچیدگی عمده بهره می‌گیرد، اما یک خط جداگانه دارد که از شخصی‌سازی عمده برای جلب رضایت دونده‌‎های سطح بالا یا آن‌هایی که چالش‌های ارتوپدی خاصی دارند، بهره می‌‎گیرد. آدیداس برای درک بهتر ترجیحات مشتریانش، تصمیم گرفته محل تولید خود را به آن‌ها نزدیک‌تر کند و شاید حتی تعدادی از این خطوط تولید را داخل فروشگاه‌ها قرار دهد.

زمانی که به توانمندی تولید افزایشی دست یافتید، می‌توانید آن را در موقعیت‌های رقابتی گوناگون اعمال نمایید. در اینجا تعدادی رویکرد آورده شده که می‌توانید از آن‌ها علیه رقبایی که به تولید سنتی اتکا دارند بهره بگیرید:

مسدود کردن رقبای بالقوه: فرض کنید یک کمپانی هستید که موضع قدرتمندی در بازار دارد، اما در برابر برخی از بخش‌های خاصی که رقبا هدف‌گذاری می‌کنند آسیب‌پذیرید. می‌توانید از تولید افزایشی به‌منظور گسترش خط تولیدتان بهره بگیرید و نیازی به افتتاح خطوط جدید پیدا نکنید. به نظر می‌رسد هرشی از همین استراتژی برای سرمایه‌گذاری اخیرش در تولید افزایشی بهره گرفته است. اگرچه می‌توان این کمپانی را نقش‌آفرین غالب در صنعت شکلات آمریکا دانست، اما در حال از دست دادن سهم بازار خود به کمپانی‌های خارجی است که در حال نفوذ به بازار عمده‌اند.

ایجاد خط تولید سنتی برای شکلات‌های لوکس ایتالیایی یا بلژیکی می‌تواند بسیار هزینه‌بر باشد، زیرا کمپانی نمی‌تواند آن‌قدر از این محصولات بفروشد تا پول تجهیزات گران‌قیمتشان را دربیاورد. اما با تولید افزایشی می‌تواند با بهره‌گیری از پرینترهای کوچک و پرتعداد، شکلات‌ را در گستره‌ای از دستورهای پخت مختلف تولید کند که هر پرینتر به سبک یک کشور اختصاص داشته باشد – و بدین ترتیب نگذارد که رقبای خارجی نفوذشان را افزایش دهند. همچنین هرشی امیدوار است بهره‌برداری از پرینترهای شکلات جدیدش آن‌قدر آسان شود که بتواند آن‎ها را به رستوران‎ها، قنادی‌‎ها و شیرینی‌فروشی‌ها بفروشد – بدین ترتیب از طریق همین کانال‌ها، ورود رقبا به بازار آمریکایی مسدود می‌شود.

به زیر کشیدن پیشتاز بازار: فرض کنید کمپانی شما در تقلا است تا با نقش‌آفرین غالب در صنعتتان که تنها چند محصول استاندارد ارائه می‌دهد، رقابت کند. ازآنجایی‌که کمپانی پیشتاز دارای بالاترین سهم از بازار است، با توجه به صرفه به مقیاسش می‌تواند سرمایه‌گذاری بیشتری را نسبت به کمپانی شما داشته باشد. تنها راه برای رقابت، تغییر بازی است. با عنایت به تولید افزایشی، کمپانی شما می‌تواند نسخه‌های ارزانی از محصول استاندارد را تولید کند که مشتریانتان به آن علاقه دارند. اگر علاقه‌ی کافی را جذب کنید، می‌توانید یکی از مدل‌های کسب‌وکار که مبتنی بر گوناگونی عمده است را به کار بگیرید.

حتی اگر محصولاتتان ارزان‌تر از پیشتاز بازار نباشند، سهم خودتان را از بازار کسب خواهید کرد، زیرا مشتریانتان از نزدیک شدن محصول شما به ذائقه یا نیازهایشان خوشحال می‌شوند. وقتی تنوع بیشتری را به محصولاتتان اضافه می‌کنید، می‌توانید مشتریان بیشتری را از پیشتاز بازار بقاپید که همین امر موجب افت آن کمپانی و کاهش حاشیه‌ی سودش خواهد شد. حتی اگر کمپانی پیشتاز بتواند این خطر را ببیند، برای واکنش نشان دادن تقلا خواهد کرد، زیرا اهمیت صرفه به مقیاس از طریق ایجاد محصولات استاندارد در ذهنیت آن‌ها نهادینه شده است.

همزیستی با پیشتاز بازار: چه می‌شود اگر متوجه شوید تنوع درخواست‌های مشتریان آن‌قدر زیاد است که نمی‌توانید سهم کافی از بازار را به دست آورید و کمپانی پیشتاز را به این زودی‌ها از تخت پایین بکشید؟ شاید هنوز هم تولید افزایشی را انتخاب کنید و تنها روی چند بخش تمرکز نمایید – باز هم با استفاده از یک مدل کسب‌وکار تنوع‌محور. شاید بتوانید با پیش‌دستی در فرصت‌‎های رشد رقیب، او را به بازارهای کنونی‌اش محدود کنید. در غیر این صورت، کمپانی شما می‌تواند با بهره‌‌گیری از تنوع و جایگاه محصولاتش، کماکان از رقابت مستقیم با رقیب بپرهیزد و هم‌زیستی داشته باشد.

چیرگی بر رقبایی که زنجیره‌ی تامین یا توزیع قدرتمندی دارند: شکست یک زنجیره‌ی تامین قدرتمند دشوار است، اما تولید افزایشی می‌تواند با ایجاد یک زنجیره‌‎ی تامین جدید و کاملا متفاوت برای مواد و قطعات، بازی را عوض کند. این امر به‌صورت ویژه برای مدل کسب‌وکار پیچیدگی بیشتر صدق می‌کند که به کمپانی شما اجازه می‌دهد نسخه‌های جدید محصولات را با قطعات کمتر و مواد متفاوت بسازد. اگر تامین‌کننده‌ای با ظرفیت افزایشی دارید، می‌توانید تولید بسیاری از قطعات نه‌چندان پرکاربرد کمپانی‌تان را با آن تحکیم کنید، زیرا به‌راحتی می‌توانید بین دسته‌های کوچک جابجا شوید.

یک منطق مشابه بر پروسه‌ی توزیع اعمال می‌شود، زیرا تولید افزایشی به کمپانی شما اجازه می‌دهد کارخانه‌های کوچک‌تر را در فواصل نزدیک‌تر به مشتریان بسازید (برخی کمپانی‌ها حتی کارخانه‌های تولید افزایشی سیار دارند – پرینترهای داخل ماشین که می‌توانند به‌سرعت نزد مشتری بروند). ازآنجایی‌که تولید افزایشی تامین‌کنندگان و کارخانه‌های شما را انعطاف‌پذیرتر می‌کند، معمولا برای کاهش پیچیدگی‌های زنجیره‌ی تامینتان جواب می‌دهد.

این پویش می‌تواند شما را در برابر ریسک‌‎های تامین و توزیع که به خاطر افزایش حمایت از تولیدات داخلی افزایش یافته‌‎اند، محافظت کند. اگر یک قطعه یا ماده‌‎ی بخصوص – به خاطر تعرفه، بلایای طبیعی یا تنش‎های ژئوپلیتیکی – ناگهان افزایش قیمت پیدا کند، می‌توانید محصول را مجددا طراحی کنید تا کمتر از آن ماده یا قطعه بهره بگیرید. یا می‌توانید با انتقال فایل‌های طراحی به یک کارخانه‌ی تولید افزایشی متفاوت، تولید را به یک محل ایمن‌تر منتقل کنید.

این رویکرد زمانی موثرتر می‎شود که رقیبتان مجبور شود به یک زنجیره‌ی توزیع یا تامین طولانی و پیچیده از نظر جغرافیایی یا فنی وابستگی پیدا کند.

کشف و تصرف بازارهای جدید: یک راه برای تغییر بازی، انتقال به بازارهای مجاور یا کاملا جدید است. وقتی ایده‎ها یا فرصت‌ها در هر دو جا ظاهر می‌شوند، می‌توانید از تولید افزایشی برای توسعه‎ی یک محصول جدید، آزمودن بازار، اصلاح محصول برای بهبود فروش و کسب سریع‌تر و ارزان‌تر مزایای پیشگامی بهره بگیرید.

تولید افزایشی بهره‎‌برداری از رویکرد مکاشفه‌ را ساده‌تر می‌کند، زیرا می‌تواند ساختارها و شمایل محصولاتی که فراتر از تصور کنونی‌تان هستند را ممکن کند. و می‌توانید عواید حاصل از یک بازار جدید را سرمایه‌گذاری کنید تا رقابت بهتری در بازارهای کنونی داشته باشید. این رویکرد ریسک به همراه دارد، اما می‌تواند یک گزینه‎‌ی قوی برای کمپانی‌های جاه‎‌طلب و کارآفرین باشد.

 


بخش جانبی 2: وسوسه‌ی صنعت ۴.۰

به مدت چند سال دولت آلمان و تعدادی از شرکت‌های مشاوره، «صنعت ۴.۰» را به‌عنوان یک برنامه‌ی گسترده برای دیجیتالی کردن تولید با ربات، هوش مصنوعی، اینترنت اشیا یا سایر پیشرفت‌های تکنولوژیک توسعه دادند. تشویق کمپانی‌ها به دیجیتال‌سازی و نوآوری به‌وسیله‌ی تکنولوژی‌های جدید، کار خوبی است. اما برخی از نسخه‌های صنعت ۴.۰، کماکان تکنیک‌های تولید و زنجیره‌های تامین سنتی و سرمایه‌بر را فرض می‌کنند. این می‌تواند بد باشد، زیرا تولید افزایشی را به مسئولیت تولید نمونه‌ی اولیه و فراهم‌سازی تعداد اندکی از بخش‎های تخصصی محدود می‌کند.

این رویکرد تدریجی برای دیجیتال‌سازی، در نهایت به پشتیبانی از گذشته و ممانعت از تجدیدنظرهای ضروری به‌منظور بهره‌‎برداری کامل از توانایی‌‎های تولید افزایشی ختم خواهد شد. کارخانه‌هایی که سرمایه‌گذاری سنگینی را روی تجهیزات سنتی انجام می‌دهند، تقلای زیادی را برای شخصی‌سازی محصولات، ایجاد بخش‌های پیچیده، کاهش مونتاژ و تنظیم پروسه‌ی تولید با درخواست‌های متغیر بازار خواهد داشت.

در نتیجه کمپانی‌هایی که «صنعت ۴.۰» را می‌پسندند، احتمالا به رقبای زیرک‌تر که بهره‌برداری کامل را از توانایی‌های تولید افزایشی دارند، خواهند باخت. بسیاری از سرسپردگان «صنعت ۴.۰»، با هزینه‌های ثابت و نوعی تحجر عملیاتی مواجه خواهند شد که در درازمدت آن‌ها را غرق می‌کند.


تولید پان صنعتی در آینده

تولید افزایشی که با یک پلتفرم نرم‌‎افزاری قدرتمند همراه شده، کمپانی‌ها را قادر به افزایش زیاد در گستره‎‌ی محصولاتشان می‌کند. مثلا در سال ۲۰۱۵، جنرال الکتریک یک کارخانه‌ی بزرگ را در پونه‌ی هند ساخت. پیش‌تر تمامی کارخانجات جنرال الکتریک برای خدمت‌رسانی به یک بخش انحصاری نظیر صنایع هوایی، خدمات درمانی یا تولید نیرو اختصاص داده شده بود. اما ازآنجایی‌که کارخانه‌ی پونه از پرینتر سه‌بعدی بهره می‌گیرد، می‌تواند قطعات چندین بخش را بسازد و بدین ترتیب نرخ بهره‎برداری از ظرفیت آن بالاتر از آن‌هایی است که صرفا به یک کسب‌وکار خدمت می‎کنند (در آن کارخانه تعدادی از تجهیزات تولید سنتی هم جای گرفته تا قطعاتی که تولید افزایشی‌شان به‌صرفه نیست را بسازند).

اگر فروش جت افزایش یابد، پونه بخش زیادی از تولیدش را به قطعات موتورهای جت اختصاص می‌دهد. اما اگر این کسب‌وکار افت کند و درخواست برای انرژی‌های تجدیدپذیر افزایش بیابد، این خطوط کارشان روی توربین‌های بادی را شروع می‌کنند. اگر یک کارخانه‌ی سنتی بخواهد چنین تغییر کاربری‌هایی را انجام دهد، باید هزینه و زمان زیادی را صرف کند.

کارخانه‌ی پونه بیشتر به مدل کسب‌وکار بخش‌بندی عمده برای محصولات متنوعش نیاز دارد، اما با کسب تجربه می‌تواند مدل پیچیدگی عمده را به کار بگیرد.

کسب‌وکارهای گوناگون جنرال الکتریک با عنایت به این کارخانه و سایر «کارخانجات خارق‌العاده» که ساخته شده یا قرار است ساخته شوند، از عواید بی‌نظیری منتفع می‌شوند. به‌منظور بهره‌برداری کامل از آن‌ها، بخش‌های مختلف باید با هم همکاری کنند. جنرال الکتریک دیگر نمی‌تواند یک کمپانی چندمحصوله و سنتی باشد. برای توصیف این تولیدکننده‌ی متنوع که تولید افزایشی را با پلتفرم‌‎های نرم‌افزاری ترکیب می‌کند تا به هم‌‎افزایی عملیاتی در سرتاسر کمپانی برسد، به یک نام جدید نیاز داریم. من نام «پان صنعتی» را پیشنهاد می‌‎کنم (مقاله‌ی من در تابستان ۲۰۱۷ با عنوان «ترجیح گستردگی بر کانون تمرکز» را در مجله‌‎ی مدیریت اسلون ببینید).

پان صنعتی‌ها نمی‌توانند در تمامی صنایع سرمایه‌گذاری کنند: تخصص فنی موردنیاز، مدل کسب‌وکار یا مواد موجود، گستره‌ی کار آن‌ها را محدود می‌کنند. آن‌‎ها می‌توانند بر کالاهای صنعتی پلاستیکی، قطعات فلزی یا کالاهای مصرفی بادوام تمرکز کنند. اما همین‌ها هم گستره‌ی بسیار وسیع‌تری را نسبت به میزان تحمل کنونی وال‌استریت فراهم می‌کنند. وقتی کمپانی‎‌ها نحوه‌ی بهره‌برداری از پتانسیل کامل تولید افزایشی را آموختند، افزایش گستره می‌تواند یک لازمه‌ی استراتژیک باشد و عصر جدیدی از رقابت را در میان کمپانی‌های صنعتی به وجود آورد.

بسیاری از کمپانی‌ها تحت تاثیر پتانسیل تولید افزایشی قرار می‌گیرند، اما از ریسک‌هایش می‌ترسند. در نهایت از آن تنها برای ساخت نمونه‌ی اولیه یا تعدادی از محصولات خاص در تعداد پایین بهره می‎‌گیرند. هم‎اکنون زمان آن رسیده که آن را به‌عنوان یک گزینه‌ی جدی برای تولید تجاری بزرگ‌مقیاس در نظر بگیریم. کمپانی‌ها باید از حاشیه‌ها دوری کنند، با تکنیک‌های جدید آشنا شوند و نحوه‌‎ی تغییر چشم‌انداز رقابتی را کشف نمایند.

تولید افزایشی نه‌تنها پتانسیل دگرگونی یک صنعت بلکه کل بخش تولید را دارد. در نهایت امکان دارد فلان تکنولوژی که یک زمان به خاطر کند بودنش مورد تمسخر مهندسان قرار می‌‎گرفت، هم‌اکنون به نیروی غالب در آن اقتصاد تبدیل شود.

ریچارد دی‌آونی استاد استراتژی دانشکده‌ی کسب‌وکار تاک در دانشگاه دارتموث است. او نویسنده‌ی چندین مقاله‌ی مجله‌ی کسب‌وکار هاروارد و کتاب «انقلاب پان صنعتی: چگونه خدایان تولید جدید موجب تحول دنیا خواهند شد» است.

این مقاله در شماره ی زیر منتشر شده است:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *