مدیریت مسئله‌ی «زمان بیکاری»

نویسندگان: اندرو برادسکی, ترسا آمابیل

اکثر متخصصین در مورد سرشلوغی بسیار زیاد شکایت دارند. اما تحقیق جدید در میان گستره‌ای از مشاغل ازجمله مدیران، وکلا و پزشکان، به یک مسئله‌ی متفاوت اشاره می‌کند. در یک پرسشنامه، 78 درصد از کارکنان به حداقل یک بار «زمان بیکاری» در هفته اشاره کردند – دوره‌هایی که منتظرند وظیفه‌ای به آن‌ها اختصاص داده شود – مثلاً وقتی یک نماینده‌ی خدمات مشتریان منتظر است تا فردی با او تماس بگیرد – و 22 درصد گفتند هر روز زمان بیکاری دارند. بدین ترتیب علاوه بر اینکه مدیران باید به افراد بیکار حقوق بپردازند، با یک مشکل بزرگ‌تر هم مواجه می‌شوند: همین امر باعث می‌شود افراد عامدانه آرام‌تر کار کنند.

مدیریت مسئله‌ی «زمان بیکاری»در مطالعات آزمایشگاهی و آنلاین، محققین وظایفی را در اختیار سوژه‌ها می‌گذاشتند که کمتر از زمان تخصیص‌یافته طول می‌‎کشید و آن‌ها مجبور می‌شدند پس از اتمام آن بیکار بمانند. وقتی سوژه‌ها متوجه شدند که پس از تکمیل وظایف مدتی را بیکار خواهند ماند، گام خود برای اجرای آن وظیفه را کند کردند (محققین این پدیده را «اثر زمان مرده» می‌نامند)؛ دقیقاً متضاد با شرایطی که «اثر موعد مقرر» را داریم و کارکنان باید به کارشان سرعت بدهند تا بتوانند به موعد مقرر برسند. در آزمایش‌های متعاقب، محققین نشان دادند که تغییر هنجارهای مربوط به زمان بیکاری – مثلاً به کارکنان اجازه دهیم که در هنگام انتظار برای مسئولیت بعدی در اینترنت بگردند – از کاهش سرعت اجرای وظایف جلوگیری می‌کند. محققین می‌نویسند: «احتمال دارد که مدیران از مقدار واقعی زمان بیکاری کارکنانشان اطلاع نداشته باشند، زیرا به نفع کارکنان است که بیکاری خود را نشان ندهند. در شرایط ایده‌آل، تحقیق ما … توجهات را به سمت این مسئله جلب خواهد کرد تا راهکارهایی توسعه داده شوند».

درباره‌ی تحقیق: «نکته‌ی منفی زمان بیکاری: میزان شیوع آن و عواقبی که برای سرعت انجام کار دارد»، نوشته‌ی اندرو برادسکی و ترسا آمابیل (ژورنال روانشناسی کاربردی، در دست چاپ)

این مقاله در شماره ی زیر منتشر شده است:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *