کار و زندگی؛ دنیل لیبسکیند – معمار

اچ‌بی‌آر: برخی از پروژه‌های شما به بیش از یک دهه برای تکمیل نیاز داشتند. چگونه انگیزه‌ی خود را حفظ می‎کنید؟

لیبسکیند: باید ایمان داشته باشید تا در بدبینی گرفتار نشوید که همه‌جا هست. افراد می‌‎گویند «این موزه هیچ‌گاه ساخته نخواهد شد. شما باید تسلیم شوید». یا می‌گویند «با این همه ذی‌نفع، آخرش چیزی برای شما باقی نمی‌ماند». اما باید پوست کلفت بوده و به کارتان باور داشته باشید. این به خاطر خودتان نیست. در آلمان به خاطر فرهنگ یهودی‌هایی بوده که به قتل رسیده بودند. در نیویورک به خاطر خانواده‌ی قربانیان است.

 

هنگام همکاری با دیگران، چگونه افراد را کنار یکدیگر جمع می‌کنید؟

شما باید خواهان همکاری آن‌ها باشید و در قالب رفاقت و همراهی با آن‌ها مراوده کنید. حتی اگر شده اتحادتان را با یک نفر تشکیل داده و سپس همان را گسترش دهید. البته اغماض‌هایی وجود دارند. اما اگر به آن پایبند بمانید، موفق خواهید شد.

 

«شما در تمامی مسئولیت‌ها، به فضیلتی همچون صبر نیاز دارید، اما در معماری این نیاز جلوه‌‎ی بیشتری دارد.»

 

چگونه در مورد تقبل پروژه‌ها تصمیم‌گیری می‌کنید؟

هر پروژه‌ای که به نظرم جالب باشد را می‌پذیرم. همچنین باید به چشمان مشتری بنگرم و با خودم بگویم «این همان فردی است که می‌‌خواهم با او همکاری کنم». غیر از آن، هیچ قانون دیگری ندارم. اگر کسی گفت «آیا می‌‎توانید با هزینه‌ی ۱۰ دلار یک کلبه برایم بسازید؟»، می‌توانم آن را به همان شکلی بپذیرم که یک پروژه‌ی بزرگ در مرکز پاریس را می‌پذیرم. من یک پیش‌‎زمینه‌ی کاری دارم و هیچ‌گاه با خودم فکر نکردم قرار است معماری کاخ را اختراع کنیم. بلکه قرار است به نیازهای مردم پاسخ دهیم.

 

درباره‌ی پروسه‌ی خلاقانه‌ی خود بگویید.

با درگیر شدن در پروژه و شنیدن و دیدن آنچه در آنجا وجود دارد، کارتان را آغاز می‌کنید. اما باید جنبه‌های نه‌چندان مشهود و پرسروصدا همچون تاریخچه و رسوم را هم در نظر بگیرید. شما در طول موج آن مکان قرار می‌گیرید. حیاتی دوباره در این دنیای جدید می‌یابید، نه به‌عنوان یک توریست بلکه در قالب بخشی از آن. و در این شرایط است که اندیشه‌ای به ذهنتان خطور می‌کند.

 

چگونه پروژه‌ها را از راه دور مدیریت می‌‌کنید؟

سفر می‌کنم – به کنیا، لهستان، چین، هر جا. باید متعهد شوید و در محل ساخت حاضر شوید. نمی‌توانید صرفاً یک طرح بزنید و آن را به نقطه‌ای دیگر از دنیا بفرستید. وقتی می‌خواهید بسازید، باید دقت و مراقبت به خرج دهید. اگر در آنجا نباشید، کار بی‌دقت می‌شود.

چه چیزهایی را واگذار می‌کنید؟

هیچ‌گاه نمی‌توانم بدون همسرم کارها را به این خوبی پیش ببرم. برای اعطای مسئولیت شغل‌های دفتری‌ام هیچ‌گاه با افراد مصاحبه نمی‌کنم. نحوه‌ی اداره‌اش را سازمان‌دهی نمی‌کنم. اخیراً در جلسه‌ای بودم و واژه‌ی «کسب‌وکار» را شنیدم. گفتم «درباره‌ی کدام کسب‌وکار صحبت می‌کنید؟» و وقتی فهمیدم درباره‌ی کار خودمان حرف می‌زنند شوکه شدم. خیلی خوشبختم که ناتوانی‌ام در انجام برخی کارها را یک نفر دیگر جبران می‌کند. در زمینه‌ی معماری، شرکت ما همچون یک آزمایشگاه نوآوری و با کمترین سلسله‌مراتب ممکن اداره می‌شود. اتاقی ندارم که بخواهم خودم را در آنجا پنهان کنم. در کنار همکارانم می‌نشینم و بدین ترتیب هیچ تفاوت مشهودی میان یک کارآموز جوان و من وجود ندارد. مهم نیست که چه پیش‌زمینه‌ای دارید، چقدر درس خوانده‌اید، چند سال سن دارید – هر کسی نکته‌ای را برای به اشتراک گذاشتن دارد.

 

۷۲ سالتان است. آیا به بازنشستگی فکر می‌کنید؟

هیچ‌گاه، اگرچه خیلی سخت کار می‌کنم، اما آن را به‌عنوان کار نمی‌بینم، چون عاشق آنم. وقتی این گونه باشد، گذر زمان را متوجه نمی‌‎شوید. شما کاملاً در جریان کار غوطه‌ور می‌شوید. باید تاکید کنم که با افراد خارق‌العاده‌ای همکاری می‌کنم. بی‌صبرانه منتظرم که آن‌ها را ببینم. نمی‌خواهم بازنشسته شوم و تنها بمانم.

این مقاله در شماره ی زیر منتشر شده است:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *