کار و زندگی تروور نوآ کمدین

کار و زندگی؛ تروور نوآ – کمدین

به‌عنوان بچه‌ی دونژادی که در عصر آپارتاید در آفریقای جنوبی بزرگ شد، نوآ آموخت که با بی‌عدالتی اجتماعی مواجه شود و با شوخی به آن طعنه بزند. هم‌اکنون در 34 سالگی، او همان دیدگاه و درک را در تورهای جهانی کمدی استندآپ خود و برنامه‌ی تلویزیونی دیلی شو در کامدی سنترال به کار می‌گیرد. برنامه‌ای که میراث جان استوارت است و او هم سریعاً آن را از آنِ خود کرده است.

 

اچ‌بی‌آر: وقتی کامدی سنترال در حال اتخاذ تصمیمات بزرگ خود در زمینه‌ی جایگزینی بود، آیا از خودتان دفاع کردید؟

نوآ: نه اصلاً. می‌دانستم که من اسب سیاهی هستم و هیچ استرسی وجود نداشت. هیچ‌گاه اعتقاد نداشتم که این شغل به من می‌رسد یا شایسته‌ی آن هستم و پیش‌بینی آن را نمی‌کردم. همین دیدگاه برای تمامی مواضع زندگی مفید است. اگر فکر نکنید که آن موقعیت برای شما است، بهترین تلاش خود را خواهید کرد و برای فرصت بعدی آماده خواهید شد. خوشبختانه من مجبور نشدم منتظر بمانم. دیلی شو همان فرصت بود.

 

«سعی می‌کنم که خیلی در آینده‌ی دور زندگی نکنم یا به خاطر امروز استرس زیاد نداشته باشم.»

 

آیا تردیدهایی درباره‌ی پذیرفتن این شغل داشتید؟

اگر برای چالش این‌چنینی تردید نداشته باشید، یا خیلی مغرور هستید یا خیلی احمق. اما اگر اجازه می‌دادم که این تردیدها مرا از مکاشفه‎ی بهترین فرصت‌ها دور نگه دارند، نمی‌توانستم به جایگاه کنونی‌ام در زندگی برسم.

 

کار و زندگی - تروور نوآ کمدین

چگونه پروسه‌ی گذار را مدیریت کردید؟

اولین گام، یادگیری تا حد امکان است. خیلی خوش‌شانس بودم که میراث خیلی از خالقان باتجربه را به دست آوردم که می‌توانستند در مدت‌زمان کوتاه، دهه‌ها دانش را به ذهن من تزریق کنند. هیچ‌گاه فکر نکردم که از اتفاقات پیش رو باخبر هستم. می‌دانستم که نگاه منحصربه‌فردی را درخصوص فضای برنامه‌های شبانه دارم. اما هیچ‌گاه ذهنیتم این نبود که دورم با افرادی پر شده که مدت‎هاست دارند برنامه‌های بسیار موفقی می‌سازند. بنابراین تنها کاری که کردم، شنیدن و گوش دادن و رشد به همراه تیم بود. من سرپرست برنامه بودم، اما به‌هیچ‌عنوان سعی نکردم رئیس‌بازی دربیاورم. در گذر زمان، آسوده‌تر شدم. بیش از پیش راهنمایی‌ها را پذیرفتم و هم‌اکنون با هم برنامه را هدایت می‌کنیم. ما افرادی هستیم که از کمدی لذت می‌بریم و درباره‌ی اخبار نظر می‎دهیم و این پروسه را بین خودمان تقسیم می‌کنیم. تلاشمان بر این است که این مکالمات را به برنامه‌ی تلویزیونی تبدیل کنیم.

 

در استخدام‌های جدیدتان به دنبال چه ویژگی‌هایی هستید؟

سعی می‌کنم افرادی را پیدا کنم که برتری رقابتی به ما بدهند و خلاق باشند. خیلی خوب است که حداقل حس کمدی و چشم‌انداز من درباره‌ی برنامه‌ی تلویزیونی خوب را درک کنند و با آن موافق باشند. اما یک اتاق با اختلاف نظر، پیش‌زمینه‌ها و مجموعه مهارت‌های گوناگون می‌خواهم تا بتوانیم از خودمان در برابر ساخت برنامه‌های یک‌بعدی محافظت کنیم و در عوض با بیشترین مخاطبان ممکن ارتباط برقرار کنیم.

 

گام تولید باید خسته‌کننده باشد. چگونه از فرسودگی جلوگیری می‌کنید؟

اولاً با ایجاد محیطی که بچه‌ها خیلی حس کار کردن نداشته باشند و بیشتر با هدفشان حال کنند. ثانیاً با ایجاد انعطاف‌پذیری، عادت کردن به ریتم و شدت اخبار، اطلاع از پروسه‎هایی که بازده را به بیشترین حد می‌رسانند و البته زمانی که برای آرامش و استراحت گذاشته می‌شود. باید بدانید که چه زمان و چگونه بر کار تمرکز کنید و چه زمانی هم باید نفس راحتی بکشید.

 

آیا سخت است که یک برنامه‌ی عالی را سر موعد برسانید؟

بله، اما حس رهایی هم دارد. به من یاد داده که دید آزادانه راجع به مسائل داشته باشم، البته تا زمانی که نتیجه‌ی نهایی عالی باشد. به بزرگ‌ترین نقاش‌ها فکر کنید. حتی آن‌ها هم مجبور شدند در مقطعی توقف کنند، مگر نه؟ وقتی کلیسای کاتولیک به میکل‌آنژ گفت که «ما همین امروز آن را می‌خواهیم»، او مجبور شد برسش را کنار بگذارد و این نکته‎ی مهمی است: درک این موضوع که تنها در همین زمان موجود می‌توانید یک اثر را خلق کنید. بنابراین دوباره و چندباره تلاش خواهید کرد تا هر روز آن را تا حد امکان خوب بسازید و هدفتان بیش از هر چیز بر حفظ ثبات است.

 

آیا پیش از رسیدن به این مرحله، هیچ‌گونه آماده‌سازی خاصی را انجام می‌دهید؟

سعی می‌کنم همه‌چیز را عادی نگه دارم. با بچه‎‌ها لگدی به توپ می‌زنیم. حرف می‌زنیم و با دوستانم جوک تعریف می‌کنیم. سعی می‌کنیم همان سطح اعتبار بیرون و درون صحنه را حفظ کنیم. دوست ندارم یک شخصیت یا کاریکاتور از خودم بسازم و در جلد آن بروم. بله، دوست دارم اجرا کنم، اما شخصیت واقعی‌ام باید حفظ شود. سعی می‌کنم همه‌چیز با خونسردی تمام پی گرفته شود تا وقتی کار تمام شد، افراد کامل‌ترین و معتبرترین تروور ممکن را ببینند.

آلیسون برد الیسون برد، ویراستار ارشد در مجله کسب و کار هاروارد است.

این مقاله در شماره ی زیر منتشر شده است:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *