کار و زندگی؛ مصاحبه با شوگر ری لئونارد

شوگر ری لئونارد در طول زندگی حرفه‌ای بیست‌ساله‌اش به‌عنوان بوکسور حرفه‎‌ای، برنده‎‌ی عناوین جهانی در پنج رده‌ی وزنی متفاوت شد و تبدیل به اولین ورزشکار رشته‎‌ی خود گردید که بیش از 100 میلیون دلار جایزه‎‌ی نقدی برده است و پس از بازنشستگی محمد علی، اشتیاق طرفداران بوکس را شعله‌ور کرد. امروز لئونارد وظیفه‌ی فراخوان مبارزه برای سرویس استریم مسابقات ورزشی DAZN را بر عهده دارد و درآمد حاصله را صرف تحقیقات دیابت کودکان می‎‌کند.

مجله: شما در یک محله‌ی پرخشونت بزرگ شدید و کشمکش‌های خانوادگی زیادی تجربه کردید. آیا این‌ها در بوکسور شدنتان تاثیر داشتند؟

لئونارد حال تمرین برای مبارزه‌ی سال 1989 با تامی هرنز

لئونارد: بوکس ورزش فقرا است. ورزشی که باید یک احترام مطلق برای آن قائل باشید. اکثر مردم، بوکس یا سایر ورزش‌های زدوخوردی را می‎‌بینند و می‌گویند «وای، من نمی‌توانم بوکس کار کنم»، زیرا فاقد آن حس درونی امثال ما هستند که باعث می‎‌شود درد کشیدن را بپذیریم. برای شعله‌ور شدن آن حس، باید درد کشیده باشید. همین نکته، وجه تمایز بوکسورها با بقیه است.

«به‌عنوان بوکسور، قطعاً ترس از مصدومیت وجود دارد؛ اما خواسته‎‌ی شما برای تبدیل شدن به شماره‎‌ی یک، فراتر از همه‎‌‌ی این‎‌ها خواهد بود».

چطور بر خلاف سایر بوکسورها از یک برگزارکننده بهره نمی‌گرفتید تا مبارزاتتان را ترتیب دهد و در عوض، معامله‎‌هایی انجام می‎‌دادید که سهم درآمدی بیشتری نصیبتان می‎‌کرد؟

موقعیت‎‌های وحشتناک زیادی را دیده‌ام که سوءاستفاده‎‌های مالی بزرگ از بوکسورهای افسانه‎‌ای صورت گرفته است. و در انتهای حرفه‎‌ی ورزشی، هیچ دستاورد مشهودی ندارند که آن را به یادگار بگذارند. بعد از کسب مدال طلای المپیک، وارد دانشگاه مریلند شدم -اصلاً نمی‎‌خواستم یک بوکسور حرفه‌ای شوم. بستری شدن پدرم به دلیل بیماری دیابت، مسیر زندگی‌ام را تغییر داد. برای پرداخت هزینه‎‌ها، مجبور شدم بوکس حرفه‎‌ای کار کنم. من را به یک وکیل معرفی کردند، و او هم به من یاد داد که چطور مبارزاتم را سازمان‌دهی کنم تا بتوانم کنترل زندگی و میراثم را در دست بگیرم. شیوه‎‌ی بی‌سابقه‎‌ای برای آن دوران بود.

چه چیزی باعث شد سلبریتی موفقی در عرصه‎‌‌ی تبلیغات شوید؟

بازنشستگی‎‌های مکرر از نکات بارز حرفه‎‌ی شما هستند. چرا این‌قدر تردید داشتید؟

غالباً می‎‌گویم که قهرمان بازنشستگی‎‌ هستم. در اولین بازنشستگی خود در 26 سالگی، مردم می‌گفتند که چه آدم خوشبختی هستم -پول و شهرت را با همدیگر داشتم. اما در آن مقطع به دنبال یک میراث ماندگار بودم. بازگشتم به خاطر مبارزه با برخی بوکسورها مخصوصا مارولس ماروین هاگلر بود. همان موقع‌بود که یک دوست جدید به نام کوکائین پیدا کردم. به‌عنوان یک الکلی و معتاد، رینگ می‌توانست حس امنیت به من بدهد، زیرا همه‌چیزش را تحت کنترل داشتم.

کدام مسابقه را که ارزش تماشا کردن داشته باشد، به افرادی که تابه‌حال مبارزاتتان را ندیده‎‌اند، توصیه می‌کنید؟

مبارزه‎‌ام علیه تامی هرنز در سال 1981، نمودی از عزم و جرئت و رشادت علیه یکی از بزرگ‌ترین مبارزان تاریخ است. پس از 12 راند، داشتم می‌باختم و تلاش -ذهنی، روحی و روانی -زیادی انجام دادم تا به مسابقه برگردم.

آیا از بازگشت‎‌های بعدی پشیمان هستید که تا 40 سالگی شما را در رینگ نگه داشتند؟

بابت بازگشت‌هایی که در آن مبارزات باختم، پشیمانم: هکتور کاماچو، تری نوریس، مبارزه‎‌ی دوم با تامی هرنز (که روی تابلو مساوی شد، اما اگر نظر من را بخواهی او برنده شد). با نگاه به گذشته، پشیمانی‎‌هایی دارم. اما اگر آن مراحل را طی نمی‌کردم، نمی‌توانستم شخصیت امروزم را بسازم. علی‌الخصوص هم‌اکنون و به‌عنوان یک بازنشسته‎‌ی 63 ساله، می‌گویم که «وای چقدر ریسکی بود». اما باید ریسک‌پذیر باشید.

این مقاله در شماره ی زیر منتشر شده است:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *