زوج‌های شاغل، چگونه از بحران ویروس کرونا عبور کنند؟

نویسندگان: جنیفر پتریگلیری

اوایل تعطیلی چین به دلیل ویروس کرونا، درست زمانی که محدودیت‌ها در حال کاهش بودند، پدیده‌ای تیتر اخبار شد: افزایش نرخ طلاق در شهر شیان[1]، مرکز استان شانشی[2]. در حالی که اطلاعاتی از کشور ایتالیا در دسترس نبود،‌ اما مردم آنجا هم شوخی‌های بسیاری با این موضوع داشتند. یکی از اقوام ایتالیایی‌ام که ساکن فرانسه است، پس از تعطیلی ایتالیا به کنایه می‎گفت: «از این تعطیلات یا با نوزاد جدید بیرون می‌آیی یا با طلاق!»

من در حیطه شغلی‌ام به مطالعه‌ی زوج‌های شاغل می‌پردازم و به وضوح می‌بینم که آن‌ها با وجود نیاز بیشتر به کنار آمدن با یکدیگر، می‌توانند هم در شغل و هم در روابطشان، موفق باشند. اکنون، میلیون‌ها زوج شاغل(مانند من و همسرم) در سراسر دنیا، خود را در شرایطی می‌بینند که یک ماه گذشته برایشان غیرقابل تصور بود! (شرایطی که هر دو نفر مجبورند در خانه به صورت تمام وقت کار کنند). آن‌ها در حال مدیریت این اوضاع بدون نقشه راه هستند. بسیاری از زوج‌ها علاوه بر این، به صورت تمام وقت از فرزندانشان نیز مراقبت می‌کنند درحالیکه به دلیل محدودیت‌های فاصله گذاری اجتماعی، نمی‌توانند از کمک دیگران بهره‌مند شوند.

در این وضعیت، کار کردن به خودی خود، بسیار استرس زاست، از تبدیل شدن کارهای حضوری به حالت آنلاین گرفته تا تلاش سازمان برای خدمت رسانی به مشتریان و کاهش امنیت شغلی‌مان. بنابراین، خستگی و اضطراب زیادی را از کار به خانه می‌آوریم. خانه، برای ما جایی شده که در آن با تمامی این چالش‌ها سروکله می‌زنیم. در صورت نبودن تقسیم کار واضح بین کارهای خانه و کارهای مربوط به شغل، زوج‌های شاغل، میزبان چالش‌های جدیدی خواهند بود. همسران چطور می‌توانند زیر یک سقف با بهره‌وری بالا کار کنند؟ هرکدام چندساعت از اتاق مطالعه به عنوان دفتر کار استفاده ‎کنند؟ چطور از افتادن در دام کار کردن افراطی و بی‌انگیزه شدن که در دورکاری رایج است، جلوگیری کنیم؟ چطور می‌توانیم با خرده عادات آزاردهنده‌ی یکدیگر کنار بیاییم در صورتیکه 24 ساعت در شبانه روز و 7 روز هفته، کنار هم هستیم؟ و به عنوان زوج‌های دارای فرزند، چطور بچه‌ها را بدون دوستانشان، مادربزرگ و پدربزرگشان و یا پرستار، سرگرم کنیم و در خانه به آن‌ها آموزش دهیم؟

پاسخ‌هایی که به این سوال‌ها داده می‌شود اغلب به زوج‌ها توصیه می‌کند که روی انجام کارهای خاصی متمرکز شوند. به طور مثال «برای هر روز، برنامه ریزی کنید، هرگز بر روی میز آشپزخانه کار نکنید، در اتاق را ببندید، با رئیستان مشورت کنید، کارهای خانه و مراقبت از فرزندان را به صورت گردشی انجام دهید، در فواصل منظم استراحت کنید، از خوابتان نزنید و از فناوری‌های روز استفاده کنید.»

این کارها قطعا مهم هستند و همه‌ی زوج‌های شاغل به آن‌ها نیاز خواهند داشت. اما 6 سال پژوهش به من نشان داد آنچه که باعث می‌شود برخی زوج‌ها پس از اتمام بحران به سمت جدایی بروند و برخی دیگر، ماه عسل دومی را برنامه ریزی کنند(یا شاید یک نوزاد جدید!)، چگونگی انجام این کارها نیست. اینکه چه کسی خطر خریدن شیر در دوران شیوع بیماری را برعهده می‌گیرد، عاملی تعیین کننده‌ در این موضوع نیست.

بلکه طبق پژوهشی که طی آن با بیش از 100 زوج مصاحبه کرده‌ام، زوج‌هایی می‌توانند بحران را بدون آسیب دیدن روابط و شغلشان سپری کنند که در آغاز بحران، درباره‌ی اصول مشخصی گفتگو کرده و به توافق رسیده باشند. این گفتگوها شامل این هستند که چه چیزی برایشان مهم‌تر است، نیازهایشان چیست، خواسته‌شان چیست، چه نیازی به یکدیگر دارند و درعوض، چه کار باید انجام دهند. یک‌بار که روی این اصول توافق شود، راه‌حل‌های عملی در هنگام بروز بحران، توسط این اصول هدایت خواهند شد. «قرارداد بحران» برمبنای قراردادی است که در کتابم با عنوان «همسرانی که شاغل هستند» شرح دادم و برای موفقیت همه‌ی زوج‌های شاغل حیاتی است. اما نباید پس از انجام توافق، آن را رها کرد، بلکه همسران باید همگام با آمدن تغییرات جدید و بخصوص وقوع یک بحران، آن را بروز کنند.

بستن یک قرارداد بحران، زمان زیادی نمی‌خواهد. می‌توانید امشب توافق کنید. ابتدا، چند دقیقه به صورت جداگانه وقت بگذارید و فکر کنید. افق زمانی سه ماهه‌ای را در نظر بگیرید(نمی‌دانم این وضعیت چقدر طول خواهد کشید اما طبق تجربه‌ی چین، اینطور حدس می‌زنم). پس از اینکه افکارتان را جمع کرده و روی کاغذ آوردید، آن را به صورت موردی، با همسرتان به اشتراک بگذارید و با هم به دنبال نقاط مشترک بگردید. آنچه که درباره‌ی آن توافق دارید را بنویسید. این‌کار توافقتان را زنده نگه می‌دارد و می‌توانید بصورت هفتگی ارزیابی داشته باشید که در مسیر هستید یا خیر. بعلاوه، می‌توانید به قرارداد، به صورت مبنایی برای حل مشکلات مربوط به کارها که در قدم بعد به آن‌ها می‌پردازیم نگاه کنید.

 

در این دوره، چه چیزی برای شما از همه مهم‌تر است؟

اولین پاسخ همه‌ی ما سلامتی و امنیت عزیزانمان است. بجز این موارد، سه هدف مهم‌تان در این دوره کدامند؟ آیا پروژه‌ی کاری خاصی وجود دارد که می خواهید به اتمام برسانید؟ رابطه‌ای هست که می‌خواهید بهبود دهید؟ آیا می‌خواهید از این زمان برای ترسیم تغییر مسیر پیشرفتتان استفاده کنید؟ آیا مهم‌ترین مسئله، تحصیل فرزندانتان است؟

فهمیدن و اشتراک گذاری این اهداف، به این دلیل مهم است که بهترین راهنما برای زمان بندی شماست. احتمالا بیشتر ما در این ایام، بهره‌وری کمتری داریم اما خودتان را در سه ماه آینده تصور کنید که به عقب نگاه می‌کنید: از کجا می‌فهمید که این ایام را هوشمندانه سپری کرده‌اید یا خیر؟

 

اولویت مرتبط با شغلتان در ماه آینده چیست؟

اگر همزمان به انجام کار در منزل و مدیریت سایر کارها از جمله مراقبت از کودکان و سالمندان می‌پردازید، نیاز به اولویت بندی دارید. آیا به صورت یک قانون نانوشته، شغل یکی از شما بر دیگری ارجحیت دارد؟ آیا سعی می‌کنید که همه چیز را به صورت 50-50 تقسیم کنید؟ یا هفته‌های خاصی وجود دارد که یکی از شما، فقط باید روی شغلش تمرکز کند؟

طبق پژوهشی که انجام دادم، هرکدام از حالات بالا جواب می‌دهد. اما بهترین خروجی را زمانی می‌بینید که دقیقا مشخص کنید شما کدام مورد هستید. اینکار، منطقی را برای تقسیم ساعات کاری روزانه به شما خواهد داد. اگر شما دونفر بفهمید که چرا در زمان مشخصی، کار نفر مقابل اولویت پیدا می‌کند، پذیرش فداکاری‌ای که در این ایام خواهید داشت، آسان‌تر می‌شود و ناراضی نمی‌شوید.

 

در این ایام، وظایف شما به عنوان والدین چیست؟

این روزها فرصتی فوق العاده برای والدین شاغل است به شرطی که قواعد گذشته‌شان را به روز کنید. آیا نیاز به آسان‌گیری بیشتر درباره زمان کار با گوشی و کامپیوتر فرزنداتان دارید؟ تا چه اندازه نیاز است و تمایل دارید که در کارهای مدرسه‌ی فرزندتان مشارکت کنید؟ کدام جنبه‌های زندگی فرزندانتان برای شما مهم‌تر است؟ زمان بیرون رفتن، زمان خواندن کتاب، ورزش یا مطالعه دروس؟ چطور درباره بحران با فرزندانتان صحبت می‌کنید و آن‌ها را آرام می‌کنید؟ اگر شما و همسرتان با هم هماهنگ باشید و بتوانید این اصول را به وضوح به فرزندانتان انتقال دهید، در این صورت، آرامش بیشتری در منزل خواهید داشت.

 

در چه اموری به کمک یکدیگر نیاز دارید؟

همه‌ی ما به پشتیبانی یکدیگر نیاز داریم اما این نیاز در مورد شما چه نمودهایی دارد؟ عاطفی است یا کاری؟ آیا نیاز دارید مطمئن شوید که صبح‌ها، 15 دقیقه توسط همسرتان مورد توجه قرار می‌گیرید و برای کل روز انرژی کسب می‌کنید؟ آیا نیاز دارید که همسرتان بخشی از مسئولیت‌هایی که قبلا به طور کامل به عهده شما بوده را قبول کند؟ برای اینکه به «قرارداد بحران» پایبند باشید، به چه کمکی از سمت همسرتان نیاز دارید؟ قاعدتا نیازهای شما و همسرتان با هم متفاوت خواهد بود. سازگاری با نیازهای شریک زندگی تان نشان دهنده‌ی حسن نیت و عشق شماست که همه‌ی ما در این ایام سخت به آن نیاز داریم.

 

بزرگترین نگرانی‌هایتان کدامند؟

بحران پیش رو و پدیده‌ی کار از منزل برای مدتی طولانی، اکثر ما را مضطرب ساخته است. آیا نگران امنیت شغلی‌تان یا مدیریت تعادل بین کار و رسیدگی به بچه‌ها و یا کیفیت زمان مشترک با همسرتان هستید؟ آیا احساس کسالت می‌کنید؟ اگر یکی از شما یا هردو نفرتان بیمار شوید، چه خواهید کرد؟ در زمان بحران، بسیاری از ما نگرانی‌هایمان را بروز نمی‌دهیم که بین زوج‌ها، کار نادرستی است. فهمیدن نگرانی‌های اصلی یکدیگر حیاتی است چرا که ما را متوجه و حساس به یکدیگر می‌کند. وقتی نگرانی‌های شریکمان را می‌فهمیم، آنگاه می‌توانیم قدم‌های کاربردی برای کاهش یا تسکین آن برداریم.

معمولا هنگام مواجهه با بحران، تمرکزمان به وظایف فوری جاری محدود می‌شود. یکی از خانم‌هایی که با او مصاحبه کردم گفت: «در این شرایط، تمایل به غرق شدن در وظایف به راحتی رخ می‌دهد. من متوجه شدم که ما برای عبور از آن، به یک توافق جدید نیاز داریم.» پژوهشی که انجام دادم نشان می دهد که زوج‌های شاغل، تنها پس از توافق است که می‌توانند کارهای کمک کننده را انجام دهند.

تا زمانی‌که اصول توافق شده را بعنوان منطق کارهایتان درنظر می‌گیرید و به گفتگو ادامه می‌دهید، از این دوران به موفقیت عبور خواهید کرد. حتی ممکن است روابطتان مستحکم‌تر از قبل شود. شاید به ماه عسل جدید یا بافتن لباس برای نوزادتان رسیدگی کنید! که در این صورت، به مذاکره درباره‌ی قرارادادی جدید نیاز خواهید داشت!

 

جنیفر پتریگلیری[3] ، پروفسور همکار(دانشیار) رفتار سازمانی در INSEAD و نویسنده‌ی کتاب «زوج‌هایی که کار می‌کنند: زوج‌های شاغل چطور می‌توانند در عشق و کار موفق شوند» است. او در INSEAD برنامه‌ی شتاب‌دهی مدیریت، برنامه‌ی رهبران زن و برنامه‌ی تنوع جنسیتی را اداره می‌کند.

[1] Shaanxi

[2] Xi’an

[3] Jennifer Petriglieri

منبع | مترجم: زهرا مرادی

این مقاله در شماره ی زیر منتشر شده است:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *