گلوگاه‌ها

نویسندگان: آبراهام ل. نیومن, هنری فارل

کشورها از زیرساخت‌های اقتصادی به‌عنوان سلاح‌های سیاسی بهره می‌گیرند و این خطر بزرگی برای کسب‌وکار است.

از پایان جنگ سرد به این‎‌سو، کسب‎‌وکارها یک زیرساخت بین‎‌المللی اعجاب‌انگیز ساخته‌اند. کانال‌های دیجیتال می‎‌‌توانند حجم قابل توجهی از سرمایه و داده را به سراسر دنیا منتقل کنند و زنجیره‌‎‌های تامین نیز مرزهای بین‌المللی را همچون یک شبکه‌ی دادوستد تودرتو به یکدیگر متصل کرده‎‌اند. اگرچه این سیستم پیچیده‌ی متشکل از شبکه‎‌های گوناگون موجب حرکت روان اقتصاد بین‌الملل می‌شود، اما شاید به‌سادگی آن را نادیده بگیرند و زیر ذره‎‌بین نبرند، زیرا عمدتاً از نظرها پنهان می‌ماند.

هرچند به نظر می‎‌رسد این شبکه‎‌ها غیرمتمرکز بوده و متشکل از بخش‌های غیرضروری زیادی باشند، اما بسیاری از آن‎‌ها گلوگاه‌های مهمی دارند. امور مالی بین‌الملل متکی بر یک سازمان بلژیکی است که عمده‌ی تراکنش‌های میان بانک‌ها را منتقل می‌کند. امکانات ذخیره‌سازی اطلاعات برای محاسبات ابری عموماً در ایالات متحده جای دارند. زنجیره‎‌های تامین پیچیده می‌توانند مبتنی بر مؤلفه‌های گوناگون باشند، نظیر چیپ‌هایی که کوالکام برای گوشی‌های اندرویدی می‌سازد.


خلاصه‌ی ایده

آسیب‌پذیری

به‌منظور حرکت روان اقتصاد بین‌الملل، منابع حیاتی نظیر پول، اطلاعات و اجزا از طریق یک سیستم پیچیده و کانال‌های متعدد آن جابجا می‌شوند. هرچند به نظر می‎‌رسد که زیرساخت نامرئی فوق، غیرمتمرکز و متشکل از بخش‌های غیرضروری زیادی باشد، اما تعدادی گلوگاه مهم در دل آن جای دارند.

ریسک جدید

یک نوع ریسک سیاسی جدید از جانب دولت‌های قدرتمند و ثروتمند – علی‌الخصوص ایالات متحده – شکل گرفته که با بهره‌گیری از اختیارات قانونی یا تهدید، شبکه‏‎‌های اقتصادی را تبدیل به ابزارهایی برای تسلط بر دیگران می‌‎‌کنند و در این راستا، کسب‌وکارها را هم به دام می‌اندازند.

پاسخ

کسب‌وکارهای بین‌المللی باید میزان ایستادگی‌شان دربرابر این گلوگاه‎‌های شبکه را تحلیل کنند. لابی با مقامات دولتی و همکاری با همتایان صنعتی به‌منظور مقاومت در برابر این تهدیدها، می‌تواند ریسک‌های وارد بر این سازمان‎‌ها را کاهش دهد.


این گلوگاه‎‌ها به دولت‎‌ها اجازه می‎‌دهند تا با دست‌کاری زیرساخت‌های ظاهراً بی‎‌طرف، اهداف استراتژیک کشور خود را به‌پیش برانند. دقیقاً به همین علت است که فشار دولت چین برای فناوری 5G کشورهای غرب را به تکاپو انداخته، زیرا امکان دارد موجب دسترسی چینی‎‌ها به اصلی‎‌ترین اجزای شبکه‎‌های ارتباطی نوظهور شود. اخیراً و در پی مرافعه‌ی سیاسی میان دو کشور ژاپن و کره‎‌ی جنوبی، ژاپنی‎‌ها صادرات سه ماده‎‌ی شیمیایی به سئول را محدود کرده‌‏اند که از عناصر حیاتی برای تولید نیمه‎‌رساناها هستند. و کنترل آمریکا بر ساختارهای فنی موردنیاز برای دادوستد بین‎‌الملل، موجبات سوءاستفاده‌‏ی این کشور را فراهم آورده است؛ هم‎‌اکنون به نظر می‎‌رسد که آن‌‎‌ها بیش‌ازپیش می‌خواهند این ساختارها را تبدیل به ابزار تسلط خود کنند.

می‌توان بهترین جمع‎‌بندی از این واقعیت جدید را در اظهارات مایکل هیدن، مدیر پیشین NSA، مشاهده کرد که علت فشار دولت آمریکا به کمپانی‌های فناوری برای اشتراک‌گذاری اطلاعات محرمانه‌ی مخابره‎‌شده از طریق سرورهای خصوصی خاک آمریکا و افزایش نظارت بر مردم را شرح می‎‌دهد: «این یک بازی خانگی برای ما است… وقتی قدرتمندترین ساختار مدیریت محاسبات و ارتباطات از راه دور این سیاره را داریم، چرا نباید از آن به نفع خودمان بهره بگیریم؟».

امروزه ریسک‌های سیاسی کسب‌وکارها صرفاً از جانب کشورهای درحال‌توسعه نخواهد بود که امکان تغییر ناگهانی قوانین بازار یا ملی‌سازی دارایی‌هایشان وجود دارد. بلکه دولت‎‌های قدرتمند و ثروتمند هم هستند که شبکه‎‌های اقتصادی را تبدیل به سلاح‌های سیاسی می‌کنند. ریسک بالایی وجود دارد. ممکن است کمپانی‎‌های منفصل از این شبکه‎‌های حیاتی، از کار بیکار شوند. ایالات متحده دسترسی یک بانک جهانی به سیستم ارتباطات ایمن بین‌بانکی را مسدود می‌کند، زیرا خدمات بانکی خود را در اختیار یکی از دشمنان آمریکا می‌گذارد؛ بنابراین طولی نمی‌کشد که واژه‎‌ی بین‌المللی از جلوی نام این بانک حذف خواهد شد. یک تولیدکننده‎‌ی فناوری که نتواند چیپ‌های پیشرفته خریداری کند، به دردسر می‌افتد. کسب‌وکارهایی که کنترل قطب‎‌های دیجیتال را بر عهده دارند و به‌اجبار دولت‎‌ها خدماتی را در اختیارشان می‌گذارند، احتمال آسیب به اعتبارشان را افزایش خواهند داد. مثلاً گوگل و فیس‌بوک، دو غول فناوری را در نظر بگیرید که پس از افشاگری ادوارد اسنودن مبنی بر همکاری‌شان با فعالیت‌های نظارتی آمریکا، ضربات بزرگی در بازارهای خارجی به آن‌ها وارد شد.

اما راهکار شرکت‌های بین‌المللی برای محافظت از خودشان چیست؟

نقش جدید آمریکا

به‌عنوان دانشمند علوم سیاسی، قریب به دو دهه است که در حال مطالعه‎‌ی شیوه‎‌ی بهره‎‌برداری ایالات متحده از شبکه‌های اقتصادی برای دستیابی به اهداف ملی این کشور هستیم و حس می‌کنیم که شرکت‎‌ها خطرات ناشی از این قدرت‌نمایی سیاسی را دست‌کم می‌گیرند. عمده دلیل این موضوع را می‌توان به سابقه‎‌ی طولانی‌مدت هواداری و حمایت این کشور از کسب‌وکار بین‌المللی نسبت داد، به‌گونه‌ای که به‌سختی می‌توان آن را یک تهدید بالقوه دانست. به همین ترتیب به‌سختی می‌توان تصور کرد که شبکه‌های مشوق جهانی‎‌‌سازی، عاملی برای به دام انداختن شرکت‎‌ها و اختلال در عملکردشان باشند. اما اعتقاد داریم رویکرد «اول آمریکا» که زیرساخت کسب‌وکار بین‎‌المللی را همچون یک ابزار سیاسی می‎‌داند، در حال پیاده‎‌سازی تحولات عمیق در اقتصاد دنیا است.

به خاطر داشته باشید که این یک استراتژی جدید برای ایالات متحده نیست؛ اظهارات هیدن مربوط به سال 2013 هستند. در واقع هر دو دولت جرج بوش و اوباما از کنترل‌ خزانه‌داری و سیستم کلرینگ (پایاپای) دلار – که ارزهای خارجی را تبدیل به دلار یا زبان واسطه‌ی دادوستد بین‌الملل می‎‌کند – بهره گرفتند تا مانع خدمت‎‌رسانی مؤسسات مالی به کشورهای ایران و کره‌ی شمالی شوند. سرویس اطلاعات آمریکا، شرکت‎‌های ارتباطات اینترنتی این کشور را تحت فشار گذاشته تا نه‎‌تنها داده‎‌های تروریست‌های احتمالی را افشا کنند؛ بلکه کمک‌حال دولت برای جاسوسی دشمنان، رقبا و حتی شرکای آمریکا باشند.

اما پاسخ خصمانه و هماهنگ آمریکا که پس از حملات 11 سپتامبر آغاز شد، توسط دولت ترامپ تقویت شده که گاهی اوقات دیپلماسی را با زورگویی و اعمال قدرت جایگزین کرده است. او بهره‌برداری‌ تسلیحاتی از شبکه‌های اقتصادی را دائماً افزایش داده و به‌ندرت این موضوع را با کسب‌وکارها یا متحدان خود هماهنگ کرده است. و کابینه‎‌ی او به‌جای رژیم‎‌های بدذات و تروریست‎‌‏ها، کشورهای توسعه‌‎‌یافته و قدرت‎‌های اقتصادی نظیر چین را هدف گرفته که همین رویکرد موجب تهییج چین و سایر کشورها برای جبران مافات یا حتی تقلید از تاکتیک‎‌های آمریکا برای پیشبرد منافع خودشان شده است.

به‌منظور درک تغییر اوضاع، تحریم‌های آمریکا علیه ایران را در نظر بگیرید. جامعه‌ی جهانی ارتباطات مالی بین‌بانکی (سوئیفت) که مقر آن در بلژیک است، یک سرویس پیام‌رسان مالی امن را اداره می‎‌کند که برای اکثر تراکنش‎‌های مالی بین‌المللی، از آن بهره می‌گیرند. در سال 2002، دولت اوباما و اتحادیه‌ی اروپا از همین گلوگاه برای اعمال فشار بر تهران و کسب امتیاز در مذاکرات هسته‌ای بهره گرفتند. در سال 2012 بود که ارتباط مؤسسات مالی ایران با سوئیفت را قطع کردند و سپس پس از توافقات هسته‎‌ای در 2015، این دسترسی را بازگرداندند.

در جهت عقربه‎‌های ساعت از سمت چپ بالا: پارلمان اتحادیه‎‌ی اروپا استراسبورگ 2، اتاق جلسه‌ی جمعی، 2015؛ شورای امنیت سازمان ملل، نیویورک، 2008؛ حزب کمونیست فرانسه PCF، پاریس، 2010؛ شورای اروپا استراسبورگ، اجتماع پارلمانی، 2015

ترامپ در حین کمپین ریاست‌ جمهوری خود اعتراضاتش علیه توافق با ایران را مطرح کرد. علی‌رغم تلاش‎‌های شدید سیاست‌مدارهای اروپا برای نجات این توافق، ایالات متحده کناره‌گیری خود از آن را در سال 2018 اعلام کرد و تحریم‌های یک‌جانبه مبنی بر منع خرید نفت از ایران را بازگرداند. هر بانک – ازجمله بانک‌های خارجی – که این تراکنش‌ها را تسهیل کند، با جریمه‎‌ی آمریکا مواجه خواهد شد. کمااینکه پیش‌تر بی‌ان‌پی پاریباس و سایر کمپانی‎‌ها میلیاردها دلار جریمه بابت تخطی از دور پیشین تحریم‌ها پرداخته‌اند. سوئیفت هم که تاثیر جریمه‎‌های ناشی از تسهیل تبادلات ایرانیان بر بی‌ثباتی سیستم مالی را می‌دانست، حس کرد که چاره‎‌ای جز قطع دسترسی بانک‎‌های ایرانی ندارد. برونو لمار وزیر اقتصاد فرانسه اعلام کرد که کشورهای اروپایی نباید ایالات متحده را همچون «پلیس اقتصادی سیاره» قلمداد کنند و تبدیل به «رعیت‎‌های این کشور» شوند.

دولت ترامپ نیز از کنترل بالفعل خود بر اجزای فناوری حیاتی بهره می‎‌گیرد تا هم چین و هم دولت‌های خطاکار نظیر ایران و کره‎‌ی شمالی را هدف قرار دهد. در حدفاصل سال‌های 2010 تا 2016 بود که تولیدکننده‌ی چینی ZTE، با فروش فناوری‌های ممنوعه به کشورهای ایران و کره‌ی شمالی، ممانعت‎‌های صادراتی آمریکا را دور زد. این کمپانی را مجبور کرده بودند که یک توافق پرهزینه با مقامات آمریکایی داشته باشد. وقتی ZTE این توافق را به سخره گرفت، دولت آمریکا مانع تامین قطعات این کمپانی از سوی شرکت‎‌های این کشور شد، ازجمله چیپ‌های کوالکام که به آن نیاز داشتند. اگر رئیس‌جمهور ترامپ در کشمکش‌های تجاری خود با چین، امتیازاتی طلب نمی‌کرد و جریمه‌ی ZTE را کاهش نمی‎‌داد، این امر می‌توانست موجب تعطیلی کسب‌وکار این کمپانی شود.

در یک نمونه‌ی جدیدتر، دولت آمریکا نام هواوی به‌عنوان غول عرصه‎‌ی ارتباطات از راه دور چین را در فهرست سیاه خود قرار داد. شرکت‎‌های آمریکا انتظار داشتند که ایالات متحده مانع فروش هواوی در بازارهای داخل این کشور شود. اما بسیاری از اعضای جامعه‌ی کسب‌وکار دستور منع صادرات فناوری آمریکا به هواوی را پیش‌بینی نمی‌کردند، به‌گونه‌ای که بقای این شرکت در معرض خطر بوده و ابهامات موجود در زنجیره‎‌های تامین بین‎‌المللی نیز افزایش یافته است. هواوی برآورد کرده که بیش از 1200 شرکت آمریکایی قراردادشان با آن‎‌ها را فسخ کنند.

گوگل هشدار داده که اندروید را در اختیار گوشی‌های جدید هواوی نمی‌گذارد و مایکروسافت هم موقتاً فروش لپ‌تاپ‌های هواوی در فروشگاه آنلاین خود را متوقف کرده است. همین رویکرد باعث شده که چین هم تهدید خود مبنی بر محدودیت فروش فلزات خاکی کمیاب و مهم به کمپانی‌های فناوری آمریکا را صادر کند و فهرست سیاه خود برای شرکت‎‌های خارجی را توسعه دهد. فدکس در معرض خطر حضور در این فهرست سیاه قرار دارد، زیرا دولت چین ادعا می‎‌کند که این کمپانی به‌صورت کاملاً آگاهانه روند ارسال بسته‌های هواوی به سایر کشورهای آسیا و کشور آمریکا را مختل کرده است. تولیدکنندگان آمریکایی با هیجانی دیوانه‎‌وار زنجیره‎‌های تامینشان را بررسی می‎‌کنند تا شرکای چینیِ در معرض تنش‎‌های اقتصادی را شناسایی نمایند و شرکت‎‌های مالی هم لزوم انتخاب از میان دو کشور آمریکا یا چین و گرایش به سمت یکی از آن‎‌ها را بررسی می‌کنند. همه می‌ترسند که اتفاقات بدتر از این هم بیفتند، زیرا ترامپ به کمپانی‎‌های آمریکا «دستور» داده فوراً جایگزین‎‌های مناسب برای تامین‎‌کننده‎‌های چینی را پیدا کنند و سایر سیاست‌گذارهای آمریکایی هم نیاز آمریکا برای «انفصال» اقتصاد آمریکا از چین را مطرح می‌کنند. در اکتبر 2019 بود که دولت آمریکا، 28 شرکت چینی دیگر را به دلیل نقش‌آفرینی در تخطی‌های حقوق بشر علیه اقلیت‌های مسلمان چین، در فهرست سیاه قرار داد. در زمان نگارش این مطلب، وزارت دادگستری ایالات متحده در تلاش است تا بنا به دلایل امنیت ملی، تکمیل پروژه‌ی 300 میلیون دلاری کابل زیردریایی برای اتصال هنگ‌کنگ به لس‌آنجلس را متوقف کند – درحالی‌که هم‌اکنون بخش زیادی از این کابل توسط گوگل، فیس‌بوک و کمپانی چینی داکتر پنگ تلکام اند میدیا گروپ گسترانده شده است.

یک بازی جدید

ازآنجایی‌که سایر دولت‎‌های قدرتمند نیز به استراتژی آمریکا واکنش نشان داده و حتی آن را الگو قرار می‌دهند، یک جنگ پنهان از طریق پیوندهای تولیدی و روابط کسب‌وکارها شکل می‌گیرد. مقامات آمریکایی نگران‌ نقایص قطعات چینی و به‌کارگیری آن‌ها برای فعالیت‎‌های جاسوسی یا حتی خرابکاری هستند. رهبران چینی هم می‌ترسند که ایالات متحده از داستان ZTE علیه اکثر شرکت‎‌های چینی استفاده کند. آن‎‌ها نگران‎‌اند که آمریکا، قدرت اقتصادی چین را همچون یک تهدید امنیتی می‌پندارد و تمام توان خود را صرف اختلال در اقتصاد این کشور یا حتی از کار انداختن آن خواهد کرد. همین امر یکی از دلایل تعجیل آن‎‌ها برای توسعه و تولید چیپ‌های پیشرفته است: تا خود را از زیر سایه‎‌ی منت دولت آمریکا رها کنند.

اگرچه اتحادیه‎‌ی اروپا رسماً چین را به‌عنوان یک رقیب می‌شناسد و توجه موشکافانه‌‎‌تر به اکتساب‎‌های این کشور را آغاز کرده، اما هنوز هم میزان خصومت آن‎‌ها با آمریکا بسیار بیشتر است. در واقع توسعه‎‌ی راهکارهای دور زدن قدرت آمریکا و حتی مقابله با آن را آغاز کرده‌‌‌اند. به‌عنوان نمونه، اروپایی‎‌ها روند بهره‌برداری آزمایشی از گروهی از کانال‎‌های مالی جایگزین را آغاز کرده‎‌اند که کمتر تحت فشار آمریکا قرار دارند. طی اقدام مشترک دولت‌های فرانسه و آلمان و انگلستان در سال 2019، آن‎‌ها به یک سیستم دادوستد بین‎‌المللی تحت عنوان اینستکس پیوستند که یک شیوه‎‌ی پرداخت جایگزین است و تحریم‌های آمریکا علیه ایران را دور می‎‌زند. هرچند اینستکس مشکلات اولیه‌ی مختص خودش را دارد، اما همین سعی‌وخطای اروپا می‌تواند ابزارهای لازم برای مقابله با تحریم‌های آینده‎‌ی آمریکا علیه کشورهای مهم‌تر اقتصاد دنیا نظیر روسیه را فراهم کند.

ممکن است اختلافات به‌سرعت بالا بگیرند. پس از ادعاهای کره‌ی جنوبی در زمینه‎‌ی دریافت غرامت بابت جنگ جهانی دوم و تصمیم ژاپن مبنی بر توقف صادرات مواد شیمیایی مهم برای ساخت نیمه‎‌رساناها و صنایع تولیدی به این کشور، رعب و وحشت سرتاسر هیئت‌مدیره‎‌ی سامسونگ و ال‌جی را فرا گرفت. در عوض کره‌ی جنوبی هم تهدید کرد که با عدم ارسال منابع نفت سیاه به ژاپن، جبران مافات خواهد کرد. بنابراین دعواهای کاملاً سیاسی کسب‌وکارها را مجبور کرده‌اند تا خدماتی بر خلاف میلشان ارائه دهند.

درک میزان خطر سازمان

شرکت‎‌های واقع در گلوگاه‌ها بیشترین ریسک را متحمل می‌شوند. سیستم‎‌عامل اندروید گوگل، کانال پرداخت ویزا، سرویس‌های لجستیک و خدمات پستی فدکس و چیپ‌های کوالکام محصولات بسیار سودآوری هستند، زیرا در محور شبکه‎‌های گسترده‎‌ی بین‎‌المللی جای دارند و همگان خواهان دسترسی به آن‎‌ها هستند. کنترل آن‌ها بر روی بازار، همواره نقش یک معدن طلا را ایفا کرده است. هم‌اکنون بحث آسیب‌پذیری سیاسی هم به میان آمده و وابستگی‎‌هایی ایجاد شده که دولت‎‌های قدرتمند می‌توانند از آن‌ها برای اهداف امنیت ملی خود بهره بگیرند.

کمپانی‎‌های واقع در گلوگاه‎‌های نوظهور هم می‎‌توانند تحت فشار قرار بگیرند. در پس پرونده‎‌ی آمریکا علیه هواوی، یک ترس آشکار نهفته است: آمریکا کنترل خود بر روی شبکه‌های 5G و اینترنت اشیا از دست خواهد داد. در دنیایی که همه متکی بر فناوری ارتباطات چینی هستند، امنیت آمریکا هم در خطر قرار خواهد گرفت. خلق یک گلوگاه به‌صورت خواسته یا ناخواسته، شما را در نوک سیبل قرار می‌دهد.

تحریم‌های آمریکا علیه هواوی، سرتاسر زنجیره‌ی تامین این شرکت را تحت تاثیر قرار داد. مثلاً می‌توان به غافلگیری اسکای‌ورکس، یکی از کمپانی‎‌های چیپ‌ساز آمریکا اشاره کرد که 12 درصد از فروش آن به هواوی بود؛ در نتیجه سهام آن‎‌ها به‌سرعت افت کرد و هفته‎‌ها طول کشید تا خود را بازیابی کنند. ابهامات سیاسی و بالادست، موجب تعلل تمامی شرکت‎‌های ارتباطات برای سرمایه‎‌‌گذاری روی 5G شده‎‌ است. آندرس نیلسون، مدیرعامل کمپانی تله‎‌تو در کشور سوئد، نظر صریح خود را اعلام کرد: «تصمیمات به تعویق افتاده‎‌اند. صرفاً بحث هواوی نیست؛ بلکه پای تمامی شرکت‌ها در میان است».

با توجه به جبران مافات کشور چین، احتمال گسترش پیامدهای اقتصادی نیز وجود خواهد داشت. چاک رابینز، مدیرعامل سیسکو، می‌گوید که گرایش‌های ضدآمریکایی چین به کمپانی آن‎‌ها صدمه می‌زند: «ما را به مناقصه دعوت نکردند. حتی دیگر اجازه نداریم در آن شرکت کنیم». کمپانی‌های ثالث که نه جزء تامین‎‌کننده‎‌های گلوگاه هستند و نه مستقیماً در بالادست یا پایین‌دستشان جای دارند نیز تحت تاثیر قرار خواهند گرفت. کاهش سرعت رونمایی از 5G، تمامی بازارهای تجهیزات موبایل، ارائه‎‌های سمعی‌بصری و محصولات هوشمند و متصل را تغییر خواهد داد.

آیا بهره‌گیری از منابع گوناگون نمی‌تواند کمک‌حال کمپانی‎‌ها برای اجتناب از این ریسک جدید باشد؟

پس از قضیه‌ی ZTE، هواوی خطر را دید و با خریداری حجم بالایی از قطعات ساخت آمریکا، آن‎‌ها را در انبارهایش گذاشت. گاهی اوقات زیاده‌کاری بیش‌ازحد هم می‌تواند موجب کاهش آسیب‌پذیری شود.

تحلیل ریسک‌های مختص هر بخش نیز مفید خواهد بود. احتمال بهره‎‌برداری تسلیحاتی دولت ترامپ (و جانشین‎‌های آن) از این مجموعه شبکه‎‌ها وجود دارد، اما برخی از بخش‎‌ها در معرض خطر بیشتری هستند. در اختلافات اخیر با چین، آمریکا تمرکز خود را بر فناوری‎‌هایی نظیر ارتباطات از راه دور، پهپادها و سیستم‎‌های نظارتی گذاشته که همگی آن‎‌ها هر دو کاربرد تجاری و نظامی را به‌صورت توأمان دارند. اما آسیب‌پذیری بخش‌های نه‌چندان قابل انتظار نیز افزایش یافته است. کمپانی بیجینگ کانلون تک فکر نمی‌کرد که آمریکا دستور واگذاری گرایندر (شبکه‌ی دوست‌یابی هم‌جنس‌گراها) را صادر کند، اما اگر به تاثیر بهره‎‌گیری از اطلاعات شخصی برای اخاذی می‌اندیشید، می‌توانست چنین احتمالی را در نظر بگیرد. کمپانی‎‌هایی که صنعت خود را مبرا از ریسک‎‌های سیاسی می‎‌دانستند – شاید به این خاطر که محصولات نسبتاً بی‌آسیب نظیر آیفون تصویری می‌سازند – باید موضع دفاعی آمریکا در مقابل هایک‌ویژن و فناوری نظارت تصویری آن در اوایل سال 2018 را در نظر می‌گرفتند. در همین راستا، چند سال می‌شود که سرویس اطلاعات آمریکا هشدارهای خود درباره‎‌ی هواوی را منتشر کرده است. مدیران با مسئولیت خودشان این «سیگنال‎‌های ضعیف» را نادیده می‎‌گیرند.

تعدیل ریسک

شناسایی ریسک‎‌ها صرفاً اولین گام است. با فاصله گرفتن اقتصاد دنیا از دادوستد آزاد، کمپانی‎‌ها به استراتژی‎‌ها و روابط جدیدی نیاز دارند تا توازن لازم میان بهره‎‌وری اقتصادی و امنیت خود را ایجاد کنند. شرکت‎‌ها اساساً سه گزینه پیش روی خود دارند: همکاری، مقاومت، یا آموزش.

پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر، دولت آمریکا به دنبال کمک‎‌های بخش خصوصی رفت. گروهی از شرکت‎‌ها که مدیریت گلوگاه‌های شبکه را بر عهده داشتند و فدکس ازجمله مهم‌ترینشان بود، داوطلب همکاری با دولت شدند. فِرد اسمیت، مدیرعامل فدکس در آن دوران، اظهار کرد: «همگی در تلاش برای حفاظت از دارایی‌های خودمان هستیم و نمی‌خواهیم دارایی‌های ما در خدمت اهداف نادرست قرار بگیرند». علی‎‌‌رغم عواید قابل توجه این رویکرد، در دنیایی حضور داریم که همکاری با یک دولت می‌تواند موجب تحریک دولت‌های دیگر برای هدف گرفتن شما شود، بنابراین امکان بروز مشکلات هم وجود دارد. به‌عنوان نمونه، HSBC با درخواست مقامات آمریکایی مبنی بر افشای اطلاعات مالی هواوی همکاری کرد و هم‎‌اکنون در خطر حضور در فهرست سیاه دولت چین است.

شاید برخی از شرکت‎‌ها اشتیاق کمتری برای همکاری داشته باشند و تصمیم بگیرند خود را کنار بکشند. به‌عنوان نمونه، اپل یک هدف وسوسه‌برانگیز است. سیستم‌عامل آیفون می‌تواند یک قطب کلیدی برای نظارت بر اطلاعات باشد و به دولت‎‌ها اجازه دهد که گفتگوهای میان افراد را رصد کنند. همین امر یکی از دلایل طراحی ویژه‌ی اپل برای سیستمش است تا هیچ‌کس – حتی خودِ اپل – نتواند بدون رمز عبور کاربر به گوشی دسترسی پیدا کند. دولت‌ها همین فشارهای مشابه را به مایکروسافت وارد کرده‎‌اند و داده‎‌هایش را می‌خواهند، اما با یک پاسخ سیاسی صریح‌تر مواجه شده‌اند. این کمپانی سردمدار یک ابتکار جهانی تحت عنوان «کنوانسیون ژنو دیجیتال» به‌منظور توسعه‌ی محوری‌ترین هنجارهای امنیت سایبری است. هدف این طرح، ترغیب کمپانی‎‌های خصوصی و جلب تعهد دسته‎‌جمعی آن‎‌ها برای کاهش حملات سایبری است – از جمله حملاتی که توسط دولت آمریکا صورت می‌گیرند. تا کنون بیش از 100 شرکت، «توافقنامه‎‌ی فناوری امنیت سایبری» در این طرح را امضا کرده‌اند. با دامن گرفتن آتش اختلافات میان ایالات متحده و چین و روسیه، کسب‎‌وکارهای کنترل‌کننده‎‌ی گلوگاه‎‌های اقتصادی ملزم هستند که شیوه‎‌ی همکاری‌ خود برای سیاست‎‌زدایی از مسئولیت‎‌هاشان را در نظر بگیرند.

همچنین کسب‎‌وکارها می‌توانند با آموزش مقامات دولتی، از پیامدهای احتمالی حملات شبکه‌ای بکاهند. ارتباطات شبکه‌ای آن‌‎‌قدر پیچیده هستند که سیاست‎‌گذارها عموماً نقش مداخلات احتمالی در بروز عواقب غیرمنتظره را درک نمی‎‌کنند. وقتی ایالات متحده تحریم‌های خود علیه روسال (غول صنعت فلزات روسیه) را اعلام کرد، پیش‌بینی نمی‎‌کرد که این کار موجب توقف صنعت خودروسازی اروپا شود، بنابراین مجبور شد سریعاً آن را اصلاح کند. هرقدر دفاتر روابط دولتی کسب‎‌وکارها سیاست‌گذارهای بیشتری را آموزش دهند، شرایط بهتری رقم خواهد خورد. همچنین شرکت‎‌ها می‌توانند نقش مستقیمی در مخالفت با مخرب‎‌ترین سیاست‎‌ها داشته باشند. پس از اعلام تحریم‌های اولیه‎‌ی هواوی، صنعت نیمه‎‌رسانای آمریکا لابی‎‌های بی‌صدای خود با وزارت بازرگانی و کاخ سفید را ترتیب داد تا اندکی از شدت آن‌ها بکاهند.

پیش‌تر هر نقطه‌ی دنیا که جهانی‎‌سازی به آن‎‌ نرسیده بود را واجد خطرات سیاسی می‌دانستند. اما هم‌اکنون ریسک‎‌های سیاسی جدید در محور اقتصاد دنیا جای گرفته‎‌اند. این ریسک‎‌ها از دل همان زیرساخت‌هایی می‎‌آیند که کسب‌وکار بین‌الملل را تسهیل می‎‌کنند و دولت‎‌های قدرتمند از آن‎‌ها به‌عنوان سلاح بهره می‎‌گیرند. مدیرانی که قادر به درک این دنیای جدید نباشند، با مشکلات جدی برخورد خواهند کرد.

درباره تصاویر

پروژه‎‌ی لوکا زانیرِ عکاس با عنوان «راهروهای قدرت»، مقر‎‌های بین‎‌المللی قدرت سیاسی و اقتصادی و اتاق‌های عموماً نادیده‌ای را بررسی می‎‌کند که تصمیمات مهم در آن‌ها اتخاذ می‌شوند. صفحه‌ی قبل: اتاق 24 سازمان ملل، ژنو 2013. سمت چپ: شورای اروپا استراسبورگ 1، کمیته‎‌ی وزرا، 2015.


هنری فارل، استاد علوم سیاسی و امور بین‌الملل دانشگاه جرج واشنگتن است. آبراهام ل. نیومن، استاد دانشکده‎‌ی ادموند والش در دانشگاه جرج‎‌تاون است و در دپارتمان مدیریت آن حضور دارد. او همچنین نقش مدیر مرکز مطالعات بین‎‌المللی مورتارا در جرج‎‌تاون را ایفا می‎‌‏کند.

این مقاله در شماره ی زیر منتشر شده است:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *