یک کتابچه‌ی راهنما برای بقای والدین شاغل

نویسندگان: دیزی ویدمن داولینگ

پنج چالش بزرگ – و نحوه‌ی مواجهه با آن‌ها

جیکوب، شریک یک شرکت مشاوره‌ی معتبر بود و انتظار تولد فرزندش را می‌کشید. اما از زمان مشخص شدن تاریخ زایمان، نگرانی‌اش روزبه‌روز بیشتر می‌شد. او و همسرش که پزشک بود با این همه ساعات کار طولانی، چگونه می‌توانستند به خوبی از فرزندشان مراقبت کنند؟ آیا می‌توانست از مرخصی سخاوتمندانه‌ی سازمانش برای تولد فرزند استفاده کند و درعین‌حال با قضاوت منفی همکاران و مشتریانشان مواجه نشود؟ و با توجه به برنامه‌ی کاری او که مدام در سفر بود، چطور می‌توانست یک پدر خوب و یک پشتیبان همیشه‌حاضر برای دختر جدیدش باشد؟

گابریلا که وظیفه‌ی جذب سرمایه در یک سرمایه‌گذاری خطرپذیر را بر عهده داشت، تلاش و انرژی زیادی را صرف کرده بود تا میان برآورده‌سازی نیازهای سرمایه‌گذاران گوناگون، شرکای شرکت و دو فرزند کوچکش توازن لازم را ایجاد کند. اما فشار کاری زیادی روی شانه‌هایش بود و حس می‌کرد که مدیران، نگاه مثبتی را نسبت به مرخصی‌های مداومش برای مراجعه به مطب متخصصان اطفال و جلسات مدرسه ندارند. او اعتراف کرد که نگران ترک مداوم محل کار در ساعت 5:30 بعدازظهر است («هیچ‌وقت عادت نداشتم که دفتر را این‌قدر زود ترک کنم») و می‌ترسید مأموریت‌های چالشی لازم برای ترفیع رتبه‌اش را به او واگذار نکنند.

کانی، مدیر ارشد فناوری اطلاعات در یک کمپانی کالاهای مصرفی و مادری مجرد بود که پسر نوجوانی داشت. او دوران سختی را پشت سر می‌گذاشت، زیرا باید به پسرش کمک می‌کرد تا آماده‌ی رفتن به دانشگاه شود و از سوی دیگر، مسئولیت‌های کاری سنگینی را در حین تحولات محل کارش داشت. و حضورهای طولانی‌مدت او در دفتر که گهگاه تا ساعات پایانی شب نیز طول می‎کشیدند، به یادش می‌انداختند که چقدر زمان کمی را با پسرش می‌گذراند. به‌واسطه‌ی همین تنش‌ها، کانی مزتکب اشتباهاتی در محل کارش شد که کم‌کم نظر مدیران ارشد را جلب کردند.

مشکل والدین شاغل، حداقل 18 سال پابرجا می‌ماند، بدون اینکه ذره‌ای آسان‌‎تر شود.

جیکوب، گابریل و کانی -اسامی و برخی از جزئیات شخصی‌شان را تغییر داده‌ام- انسان‌های باهوش و حرفه‌ای‌های سخت‌کوشی بودند که تعهد زیادی را به کارشان داشتند. اما همین میزان از تعهد را نسبت به فرزندانشان هم داشتند. بنابراین هر سه نفرشان با مشکلی دست‌وپنجه نرم می‌کردند که آن را مسئله‌ی والدین شاغل می‌نامم: وظیفه‌ی بزرگ کسب درآمد و خلق یک حرفه‌ی موفق در عین محبت به فرزندان و اجرای وظایف پدرانه یا مادرانه که فشار عاطفی و مدیریتی زیادی را به همراه دارند.

آن‌ها تنها نیستند. بیش از 50 میلیون آمریکایی، در حال اجرای توأمان وظایف شغلی و فرزندداری خود هستند – و امور خود را به‌سختی پیش می‎برند. براساس مطالعه‌ی مرکز تحقیقات پیو در سال 2015، 65 درصد از والدین شاغل و دارای مدرک دانشگاهی -که دورنمای حرفه‌ای و درآمدی‌شان بهتر از همتایان نه‌چندان تحصیل‌کرده‌ی آن‌ها است- می‌گویند که شرایط «به‌نوعی دشوار» یا «بسیار دشواری» را برای برآورده‌‌سازی تقاضاهای زندگی کاری و خانوادگی خود دارند. و این مسئله، محدود به آمریکا نیست؛ آمارهای سایر کشورها نیز به همین میزان چشمگیر است.

این یک مشکل واقعی و فراگیر است و والدینی که هر روز با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند، فشار ناشی از آن را می‌دانند. والدین شاغل رشته‌ی بی‌پایانی از وظایف، مشکلات و موقعیت‌های ناخوشایند دارند که باید با آن‌ها مواجه شوند. هیچ دفترچه راهنما یا سنگ محک معینی برای موفقیت وجود ندارد و بیان بی‌پرده‌ی این مشکلات با مدیران نیز تابو به نظر می‌رسد؛ شاید نگران باشید که برچسب بی‎حواس، نق‌نقو یا خصایص بدتر را به شما بچسبانند. این مشکل 18 سال برایتان باقی می‌ماند، بدون اینکه ذره‌ای آسان‌تر شود. سال‌ها می‌گذرد و هنوز هم همان استرس‌های پس از اتمام مرخصی تولد فرزند را دارید.

بنابراین طبیعی است که خسته شوید، نسبت به انتخاب‌ها و عملکردتان تردید داشته باشید و زندگی خود را در یک وضعیت کاملاً بی‌ثبات و پرریسک ببینید. اما لزوماً نباید این‌طور باشد. همگی ما می‌توانیم آرامش، اطمینان و کنترل بیشتری را بر زندگی خود داشته باشیم و احتمال موفقیتمان به‌عنوان پدر و مادر شاغل را افزایش دهیم و حتی از آن لذت ببریم.

طی 15 سال گذشته که مدیریت طرح توسعه‌ی رهبری در دو کمپانی حاضر در فهرست برترین‌های فورچون را بر عهده داشتم و هم‌اکنون که به‌عنوان یک مربی مستقل عمل می‌کنم و تمرکزم را منحصراً بر مشکلات والدین شاغل گذاشته‌ام، صدها مرد و زن را آموزش و مشاوره داده‌ام (ازجمله سه نمونه‌ی فوق) که در تقلا برای کنار آمدن با ترکیبی از مشکلات ناشی از تربیت فرزند و پیشرفت حرفه‌ای خود بوده‎اند و خودم هم به‌عنوان یک مادر شاغل، این مشکلات را تجربه کرده‌ام. اگرچه با چالش‌های فراوانی مواجه می‌شویم که جزئیاتشان با یکدیگر فرق می‌کنند، اما اکثر مشکلات در 5 دسته‌ی اصلی جای می‌گیرند: گذار، مسائل عملی، ارتباطات، خسران، و هویت. وقتی شاگردانم این موضوع را تشخیص دادند و به الگوی دغدغه‌ها و مشکلاتشان پی بردند، توانمندی و قدرت بیشتری را برای شناسایی راهکارهای امکان‌پذیر و ملموس پیدا کردند.

در این مقاله، نگاه نزدیک‌تری را به چالش‌های اصلی این والدین می‌اندازیم و سپس چند راهکار موثر برای حل‌وفصلشان را ارائه خواهیم داد. راهکارهای جیکوب، گابریلا و کانی برای عملی کردن این ایده‌ها را مطرح خواهیم کرد و نشان خواهیم داد که چطور می‌توانید موفقیت‌های آن‌ها را تکرار کنید

شناسایی پنج چالش اصلی

در هنگام مواجهه با فشارهای وارده بر والدین شاغل، این سوال را از خودتان بپرسید؟ با چه نوع مشکلاتی مواجه هستم؟ عمدتاً با یک یا چند مورد از مشکلات زیر مواجه می‌شوید.

گذار

این چالش زمانی رخ می‌دهد که وضعیت کنونی شما تغییر کرده است و در تقلا هستید تا خود را با شرایط وفق دهید. بازگشت به کار پس از اتمام مرخصی تولد فرزند، یک نمونه‌ی مشهود و کلاسیک است. اما گذارهای والدین شاغل، منحصر به یک مقطع زمانی خاص نیستند و به اشکال مختلفی ظاهر می‌شوند. فصل تعطیلی مدارس فرا می‌رسد و برنامه‌ها عوض می‌شوند؛ یک پرستار جدید استخدام می‌کنید و مجبور می‌شوید او را با برنامه‌ی روتین خانواده هماهنگ کنید؛ پس از پایان یک سفر کاری و هنگام ورود به خانه، باید بلافاصله حرفه‌تان را کنار بگذارید و وظایف مراقبتی را پیش بگیرید.

مشکلات عملی: این چالش شامل تمامی وظایف و تمهیدات کوچک و بزرگی می‌شود که بخش زیادی از روز و شب پدرها یا مادرهای شاغل را اشغال می‌کنند. جست‌وجوی پرستار مناسب، حضور به‌موقع در مطب متخصص اطفال (و مراجعه‌ی باعجله به داروخانه برای دریافت آنتی‌بیوتیک‌ها)، تحویل گرفتن بچه‌ها در غروب هر روز و شرکت در یک کنفرانس ویدئویی با تحمل شلوغ‌کاری‌های یک کودک شیطان در حیاط، همگی ازجمله مشکلات همین دسته هستند.

ارتباطات

زمانی به این چالش برخورد خواهید کرد که می‌خواهید مشکلات خود در زمینه‌ی اجرای وظایف پدر یا مادر شاغل را بیان کنید و واژه‌های مناسب به ذهنتان خطور نمی‌کنند یا نمی‌توانید منظورتان را برسانید. فرضاً زمانی که می‌خواهید خبر بارداری‌تان را اعلام کنید، از رئیستان بخواهید که ساعات کاری انعطاف‌پذیر را برایتان در نظر بگیرد، برنامه‌ی مراقبت و تحویل گرفتن فرزندان را با شریک زندگی‌تان در میان بگذارید یا به فرزند 5 ساله‌ی خود بگویید که مجدداً باید به یک سفر کاری بروید. این مسائل بسیار مهم هستند و شما هم نیت خیر دارید. اما برقراری گفتمان سازنده و صادقانه‏ی مدنظرتان به‎شدت دشوار و دور از دسترس به نظر می‌رسد.

خسران

این چالش با نوعی حسرت همراه است. شاید فرزندتان اولین قدم‌هایش را زمانی بردارد که شما در محل کار باشید یا شاید به خاطر حضور کمترتان در دفتر، نتوانید عضو یک پروژه‌ی مهم و کلیدی شوید. هم‌اکنون به این فکر می‌کنید که شاید در تلاش برای تلفیق زندگی کاری و خانوادگی، مسائل واقعاً مهمی را نادیده گرفته باشید.

هویت

وقتی این چالش را تجربه می‏کنید که ناچار به انتخاب بین دو گزینه باشید یا با تعارض‌های شخصی ناشی از این زندگی دوگانه مواجه شوید. آیا پنج‌شنبه باید به تورنمنت ورزشی پسرتان بروید یا اینکه آن جلسه‌ی بزرگ با مشتری جدید را برگزار کنید؟ آیا فردی هستید که کارش را جدی می‌گیرد یا دوست دارید همیشه پشتیبان و همراه فرزندتان باشید؟ کدام‌یک از این دو درست هستند و شما در کدامین دسته جای می‌گیرید؟ آرزو می‌کنید که ای کاش می‌توانستید پاسخ‌های شفاف‌تری را به این پرسش‌ها بدهید.

راهکارها – و جلوگیری

همان‌طور که هر پدر و مادر شاغلی می‌داند، هیچ‌گاه نمی‌توان این چالش‌ها را به‌طور کامل برطرف کرد. اما می‌توان مانع شکل‌گیری‌شان شد، اثراتشان را کاهش داد یا آن‌ها را کنترل کرد. 5 مورد از قدرتمندترین راهکارهای آن‌ها عبارت‌اند از: «تمرین» برای دوران گذار؛ «ارزیابی» تعهدات و «برنامه‌ریزی» تقویم؛ «آماده‌سازی» پیام‌های والدین شاغل؛ «بهره‌گیری از نگرش امروز به‌علاوه‌ی 20 سال»؛ و «بازبینی و تجدیدنظر» روی برند و هویت حرفه‎ای. بیایید هر کدام از این تکنیک‌ها را بررسی کنیم.

تمرین

گذارها گریزناپذیرندد اما می‌توانید با بهره‌گیری از تمرین و تکرار، از این چالش‌ها به راحتی عبور کنید. فرض کنید که مرخصی زایمانتان رو به اتمام است؛ می‌توانید از چند روز زودتر، تمارین صبحگاهی‌تان را آغاز کنید: بچه را آماده کنید، فرایند تحویل بچه به پرستار را انجام دهید و همان مسیر رفت‌وآمدتان تا محل کار را طی کنید. اگر پرستار خانگی استخدام کرده‌اید، در اولین روز پرستاری او از بچه در خانه بمانید و وظایف شغلی‌تان را از راه دور انجام دهید تا بتواند سوال‌هایش را از شما بپرسد. اگر از سفر کاری یا اقامت طولانی در محیط کار برمی‌گردید، در مسیر بازگشت خود، چند لحظه از وقتتان را صرف برنامه‌ریزی کنید: چطور با فرزندانتان خوش‌وبش خواهید کرد و چه برنامه‌هایی را برای ساعات غروبتان دارید.


کارهایی که مدیران می‌توانند انجام دهند.

موثرترین عامل برای حفظ و جلب تعهد والدین شاغل چیست؟ مدیران ارشد. رهبران باید از مسائل زیر مطلع باشند و آن‌ها را اجرا کنند تا حامی پدرها و مادرها برای ارتقای عملکرد تیمی‎شان باشند.

ویژگی‌های متمایز نیروی کارتان را درک کنید.

والدین شاغل خصایص متمایزی دارند: برخی مرد و برخی زن هستند؛ برخی از آن‌ها فرزند خودشان را دارند و برخی کودکی را به فرزندخواندگی پذیرفته‌اند یا وظیفه‌ی پرورش او را بر عهده گرفته‌اند؛ برخی دگرجنس‌گرا و برخی دگرباش هستند؛ فرزندانشان سنین متفاوتی را دارند. تمامی این افراد، نیازمند میزان برابری از پشتیبانی مدیریتی و سازمانی هستند و استحقاقش را دارند.

تعهد شخصی‌تان را نشان دهید.

تصاویر اعضای خانواده و فرزندانتان (درصورتی‌که فرزند دارید) را روی میز کارتان بگذارید. به دیگران اجازه دهید تا تقویمتان را ببینند و تعهدات شخصی شما را مشاهده کنند. بدین ترتیب، این پیام صریح را به تمامی افراد سازمان برسانید که تمرکز بر مسائل خانوادگی هیچ ایرادی ندارد و خودتان هم همین رویه را در پیش گرفته‌اید.

مزایای کمپانی را علنی کنید.

زمانی طرح‌های پشتیبانی و مراقبت‌های اضطراری سازمانتان مفید خواهند بود که کارکنانتان، این طرح‌ها و نحوه‌ی بهره‌برداری از آن‌ها را بشناسند. منابع اطلاع‌رسانی سازمان را به‌روز نگه دارید و مطمئن شوید که والدین شاغل گروهتان نیز از این طرح‌ها مطلع شوند.

با بهره‌گیری از پرسش‌های بازپاسخ، مربی و راهنمای کارکنان باشید.

یک پرسش ساده نظیر «فکر می‌کنید که پس از بازگشتتان از مرخصی، چه شرایطی برقرار خواهد شد؟» یا «اوضاع بر چه منوال است؟»، موجب شکل‌گیری یک گفتمان مفید و راهکارمحور شود.

وظایف ابتدا و انتهای روز خود را به حداقل برسانید.

جلسات داخلی یا گزینشی خود را به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کنید که با ساعات نیاز فرزندان به شما تداخل نداشته باشند (بدین ترتیب انتظار مشارکت افراد را پایین نمی‌آورید؛ بلکه صرفاً ساعت مشارکت را تغییر می‌دهید.)

نقش یک رابط غیررسمی را ایفا کنید.

کارمندی که چشم‌انتظار تولد فرزندش است را با سایر پدران کمپانی آشنا کنید تا تجربیات آن‌ها در زمینه‌ی مرخصی تولد فرزند را بشنود. یک مهمانی ناهار را در دپارتمان برگزار کنید تا همکاران، ترفندهای خود برای مسافرت‌های کاری را به اشتراک بگذارند. در این صورت، افراد حس پشتیبانی لازم را دریافت می‌کنند و توصیه‌های عملی درباره‌ی «رویکردهای کارآمد سازمان» را کسب خواهند کرد.


تمرین‌های این‌چنینی باعث می‌شوند که اشکالات احتمالی را متوجه شوید (فرایند تحویل بچه به پرستار، بیش از انتظارتان طول می‎کشد؛ پرستار نمی‌داند که پوشک‌های اضافی را کجا می‌گذارید؛ وقتی فرزند کلاس اولی‌تان را به رختخوابش می‌فرستید، فکرتان جای دیگری است و در حال ارزیابی عملکرد کاری‌تان هستید.) از آن مهم‌تر اینکه تمرین به شما اجازه می‌دهد تا مهارت‌هایتان را ارتقا دهید. تمرین باعث می‌شود که حرفه‌ای شوید و یک حس آسودگی خاطر به شما می‌دهد، به‌گونه‌ای که به خودتان می‌گویید: «کاملاً متوجه شدم؛ می‌دانم که اقداماتم کارآمد هستند.»

ارزیابی و تجدیدنظر

همانند سایر والدین شاغل، سرتان شلوغ است و تعهدات بیشتری را نسبت به گذشته دارید. بنابراین باید بیشترین دقت و وسواس را درباره‌ی تخصیص زمان برای هر کار و علت انجام آن قائل شوید وگرنه کارهای زیادی روی سرتان می‌ریزد که قادر به انجامشان نیستید.

تقویم کامل، فهرست وظایف و یک خودکار قرمز را بردارید. با بررسی تعهدات، وظایف و تکالیف خود در هفته‌ی گذشته، آن دسته از کارهایی که می‌توانستید به تعویق بیندازید، به شکل بهینه‎تری انجام دهید، به دیگران واگذار کنید، از ابزارهای خودکار برای اجرایشان استفاده کنید یا نادیده بگیرید را تعیین کنید؛ حال با همین دیدگاه، اقدامات هفته‌ی آتی را در نظر بگیرید. مثلاً اگر لزومی ندارد در فلان جلسه شرکت کنید، از آن کناره‌گیری کرده و آن ساعت را خالی کنید؛ اگر هر هفته تعدادی کالای ثابت را سفارش می‌دهید، به فروشگاه‌ها بسپارید که همان محصولات را به‌صورت هفتگی به شما تحویل دهند. بی‌رحم باشید و به دنبال موضوعات تکراری بگردید. شاید برایتان سخت باشد که درخواست‏‌های مدارس کودکانتان برای حضور داوطلبانه‌ی شما را کاهش دهید یا شاید عادت دارید که درباره‌ی بودجه‌ی سه‌‏ماهه‌ی خود تجدیدنظر کنید.

عملاً این تمرین زمان‌های بیکاری زیادی را در تقویمتان ایجاد می‌کند که شدیداً به آن‌ها نیاز دارید و فهرست وظایفتان را کوتاه خواهد کرد. این رویکرد، سازمان‌دهی بهتری را به شما خواهد داد: پیشاپیش به برخی از مسائل رسیدگی می‌کنید و مسئولیت امور را در دست می‌گیرید. و بینش‌های شخصی حاصل از آن («بیش‌ازحد بله می‌گویم»، «می‌توانم ایدئال‌گرا باشم»)، به شما کمک می‌کنند تا قضاوت آگاهانه‌تری را درباره‌ی تخصیص زمان و تعهداتتان برای آینده داشته باشید.

آماده‌سازی

به‌منظور تسهیل ارتباطات و افزایش تأثیرگذاری آن‌ها، خود را در درون چارچوبی تصور کنید که چهار وجه آن را «اولویت‌ها»، «گام‌های آتی»، «تعهد» و «اشتیاق» تشکیل می‌دهند.

فرض کنید که بعدازظهر واقعاً شلوغ و پرتکاپویی را در محل کارتان دارید، اما مجبورید از دفتر خارج شوید تا در اجرای باله‌ی دخترتان حاضر شوید. به همکاران بگویید: «الان باید دفتر را ترک کنم تا در اجرای دخترم حاضر شوم، اما تا ساعت 3:30 برمی‌گردم. وقتی برگشتم، به سراغ خلاصه‌ی بازاریابی خواهم رفت تا فردا بتوانیم یک نسخه‌ی جدید را بررسی کنیم. می‌خواهم این گزارش را تا فردا جلوی مشتری بگذارم!». یک اظهارنظر این‌چنینی بسیار بهتر از جمله‌ی مبهمی نظیر «برای چند ساعت می‌روم» خواهد بود، زیرا برنامه‌ریزی شخصی و حرفه‌ای شما را به اطلاع مخاطبانتان می‌رساند، هرگونه نگرانی درباره‌ی پیشبرد کار را تعدیل می‌کند و تعهد شما نسبت به تیم را نشان می‌دهد. شما در عین کنترل روایت و حفظ لحن مثبت و اعتبار خود، احتمال بروز هرگونه سوءتفاهم را به کمترین حد ممکن رسانده‌اید.

بهره‌گیری از نگرش «امروز به‌علاوه‌ی 20 سال»: به‌عنوان یک شاغل حرفه‌ای، احتمالاً انگیزه‌های میان‌مدتی دارید که روی آن‌ها تمرکز می‌کنید: به خاطر تکمیل فلان پروژه‌ی شش‌ماهه، برآورده‌سازی اهداف درآمد سالانه و ارائه‌ی یک استراتژی سه‌ساله‌ی متقاعدکننده، پاداش‌هایی را دریافت خواهید کرد. اما وقتی پدر یا مادر شاغل هستید، تفکر درباره‌ی این دستاوردها، حس خیانت را به شما می‌دهد؛ دقیقاً همین بخش را می‌توان نقطه‌ضعف یک پدر یا مادر شاغل دانست که بیشترین حسرت‌ها را برای او به همراه دارد. فرض کنید که به‌تازگی دوره‌ی مرخصی تولد فرزندتان را پشت سر گذاشته‌اید، با ناراحتی پشت میز کارتان نشسته‌اید و دلتان برای فرزندتان تنگ شده است؛ در این شرایط، حتی اندیشیدن به‎ شش ماه یا یک سال آتی نیز ممکن است شما را منقلب کند.

بنابراین هر زمان که حس تناقض یا مقابله با چالش خسران به شما دست داد، این روش را امتحان کنید: در آنِ واحد، آینده‌ی بسیار نزدیک و بسیار دور را در نظر بگیرید. درست است که همین الان دلتان برای کودکتان تنگ شده است، اما چند ساعت دیگر به خانه برمی‌گردید و او را می‌بینید و می‌دانید که در سالیان آینده، نقش یک الگوی سخت‌کوشی، تعهد حرفه‌ای و سرسختی را برای فرزندتان ایفا خواهید کرد. به‌عبارت‌دیگر، حقیقت و عمق احساسات کنونی خود را در نظر بگیرید، یک قوت قلب قریب‌الوقوع را بیابید و سپس نتایج مثبت خود را در بلندمدت در نظر بگیرید.

بازبینی و تجدیدنظر

اکثر ما جایگاه کنونی خود در حرفه‌ی شغلی و خواسته‌هایمان از آینده را می‌دانیم. اما پس از به دنیا آمدن فرزندان، باید بازنگری‌هایی را روی جزئیات برند و هویتمان داشته باشیم. مثلاً فرض کنید که پاسخگویی، یکی از خصایص کلیدی هویتتان است: بنابراین اگر هشدارهای گوشی هوشمندتان را نادیده بگیرید، حس بی‌مسئولیتی به شما دست می‌دهد و اگر آن را چک کنید، حس عذاب وجدان را در برابر فرزندانتان خواهید داشت. همان خصیصه‌ای که یکی از عوامل تمایز شما در محیط کار بوده، تبدیل به یک موقعیت بدون برد شده است که علاوه بر از دست دادن مباهات نسبت به شخصیت حرفه‌ای خود، لحظات خوش‌گذرانی‌تان با فرزندان و صرف غذا با آن‌ها را نیز تباه کرده‎اید.

محض شفاف‌سازی عرض شود که منظور از تجدیدنظر، این نیست که استانداردهایتان را پایین بیاورید، بلکه باید استانداردها و اولویت‌های جدیدتان را تعریف کنید. به‌منظور کمک به این فرایند، می‌توانید جملات زیر را تکمیل کنید: «من یک پدر یا مادر شاغل هستم که…»؛ «زمانی مسئولیت‌های کاری خود را در اولویت قرار خواهم داد که…»؛ و «زمانی برای فرزندانم اولویت قائل خواهم شد که…». با بهره‌گیری از این رویکرد، می‌توانید تصمیم بگیرید که به‌جای تلاش مضاعف برای پاسخگویی، خود را در نقش یک رابط خوب، باملاحظه یا ماهر قلمداد کنید و به خودتان قول دهید که در هنگام صرف شام با فرزندان، تمامی مسائل ضروری کارتان را کنار بگذارید و اولویت را به فرزندانتان بدهید.

جمع‌بندی تمامی موارد

جیکوب را به خاطر می‌آورید که چشم‌انتظار تولد فرزندش بود؟ او هم همانند اکثر والدین شاغل، با چندین چالش گوناگون مواجه بود و نمی‌خواست که این فشارها، بر مرخصی تولد فرزند و بازگشت متعاقب او به محل کار تأثیر بگذارند. او ابتدا گفتمان‌های احتمالی خود با مشتریان را «آماده» کرد: پیام اعلام خبر غیبت قریب‌الوقوع در محل کار، اطلاع‌رسانی درباره‌ی زمان غیبت در محل کار، تأکید مجدد بر تعهد نسبت به سازمان و شرح نحوه‌ی پیشبرد پروژه‌های مشاوره توسط سایر اعضای گروه. بر خلاف انتظار جیکوب، همکارانش این پیام‌ها را به گرمی پذیرفتند؛ حتی این پیام‌ها به او اجازه دادند که روابط کاری خود با همکاران را شخصی‌تر صمیمانه‌تر کند. سپس برنامه مرخصی‌هایش را با دقت بررسی کرد و متوجه شد که لزومی به حضور فیزیکی او در برخی از جلسات شهرهای خیلی دور نیست و بدین ترتیب، مقداری از وقت خود را خالی کرد تا آن را با دختر کوچکش بگذراند (بعدها و وقتی درجاده بود، به خودش یادآوری کرد که به یک سفر کاری کوتاه می‌رود و یک بازگشت شیرین را به خانه خواهد داشت – و موفقیت حرفه‌ای او، ثبات مالی آینده‌ی خانواده را تضمین خواهد کرد). در هنگام یک ماه حضورش در خانه، او و همسرش به پیش‌بینی و «تمرین» برنامه‌های خود برای مراقبت از فرزند پرداختند و تصمیم گرفتند که در روزهای شیفت همسر جیکوب، از سایر اعضای خانواده کمک بگیرند. چند ماه از تولد فرزند جیکوب گذشته بود که می‌گفت سرش شلوغ‌تر از همیشه است، اما حس می‌کند اوضاع را در مشت خود دارد.

در نمونه‌ی گابریلا، او به این نتیجه رسید که اگر بخواهد هر آنچه از دستش برمی‌آید را برای تمامی افراد انجام دهد، فشار زیادی را به خودش وارد می‌کند. او با «تجدیدنظر» درباره‌ی هویت خود تحت عنوان «شریک آینده‌ی شرکت و یک مادر متعهد»، آن دسته از تعهداتی که هم‌راستا با ایفای هیچ‌کدام از این دو مسئولیت نبودند را تعیین کرد. او همچنان تمامی مسئولیت‌های سرمایه‌گذاری خود را انجام می‌داد، دفتر کارش را در همان زمان همیشگی ترک می‌کرد و در مواقع نیاز، به مطب پزشک اطفال می‌رفت. اما در خفا و به‌تدریج، برخی از اقدامات داخلی خود -نظیر برنامه‌ریزی درباره‌ی تعطیلی سالانه‌ی شرکت- را به دیگران سپرد و تعداد حرکات داوطلبانه‌ی خود برای مدارس فرزندانش را به یک اقدام در هر نیمسال کاهش داد. همچنین این تجدیدنظر حرفه‌ای به او اجازه داد تا زمان، صراحت و اعتمادبه‌نفس کافی برای گفت‌وگو با مدیرانش را پیدا کند و بتواند آرزوها و برنامه‌ی مدنظر خود را به شکل بهتری بیان کند.

کانی متوجه شده بود که ترکیب تنش‌های کاری و حضور قریب‌الوقوع پسرش در دانشگاه، چالش‌های جدیدی را در زندگی او به وجود آورده است. با کمک همدیگر، برنامه‌ای را تدوین کردیم تا تأثیر این چالش‌ها بر زندگی شخصی و حرفه‌ای او را کاهش دهیم. او پس از بررسی برنامه‌ و فهرست کارهایش، تعدادی از وظایف ثابت و تکرارشونده‌ی خود را به اعضای جدیدتر تیم سپرد و بدین ترتیب، زمان بیشتری را در اختیار داشت تا برای گردش و تفریح با پسرش اختصاص دهد. او در هنگام تداخل میان ضرب‌الاجل‌های کاری و آماده‌سازی فرزند برای دانشگاه، از تکنیک‌های «آماده‌سازی» بهره گرفت تا به‌جای پیچاندن همکاران، عدم حضورش در دفتر را توضیح دهد و با استفاده از ابزار «امروز به‌علاوه‌ی 20 سال»، دید خود نسبت به موقعیت را گسترده‌تر کرد. همچنین در دوران حضور پسرش در دانشگاه و دوری او از خانه، «تمرین‌های» لازم برای گردش‌های آخر هفته و دورهمی‌های ساعات غروب را انجام می‌داد.

والدین شاغل، کار آسانی را پیش رو ندارند. آن‌ها وظایف بزرگ، پیچیده، عاطفی، مداوم و گاهی اوقات طاقت‌فرسایی را دارند. اما همانند هر چالش دیگر، هرقدر آن را به بخش‌های کوچک‌تری تفکیک کنید، کار ساده‌تری را برای اجرای آن خواهید داشت. با نگاهی شفاف‌تر به مشکلات پیش رو و با به‌کارگیری استراتژی‌های ویژه برای مدیریت آن‌ها، احتمال موفقیت شغلی خود را افزایش خواهید داد و تبدیل به پدر یا مادری خواهید شد که خودتان می‌خواهید.


منابع بیشتر

می‌توانند آشفتگی کمتر و کنترل بیشتری را حس کنند»، دیزی ویدمن داولینگ، HBR.org، 12 ژانویه‌ی 2018

«مدیریت مرخصی تولد فرزند (مرخصی خود یا سایر افراد)»، پادکست «زنان در محیط کار» از مجله‌ی کسب‌وکار هاروارد، 24 سپتامبر 2018

«فرزندان مادرهای شاغل، دوران بزرگ‌سالی راضی‌کننده‌ای را خواهند داشت»، دینا گردمان بخش «اطلاعات کار» از دانشکده‌ی کسب‌وکار هاروارد، 16 ژوئیه‌ی 2018

«مادران شاغل»، پادکست «مجله‌ی کسب‌وکار هاروارد عزیز»، 7 فوریه‌ی 2018

«حرفه‌ی ما چه تأثیری بر فرزندانمان دارد»، استوارت فریدمن HBR.org، 14 نوامبر 2018

«4 راهکار برای پدران شاغل تا وقت بیشتری را برای خانواده‌ی خود بگذارند»، جیمز سوداکوف HBR.org، 9 آوریل


دیزی ویدمن داولینگ، بنیان‌گذار و مدیرعامل شرکت آموزش و مشاوره‌ی ورک‌پرنت و نویسنده‌ی کتابچه‌ی راهنمای والدین شاغل است که در آینده توسط نشریه‌ی کسب‌وکار هاروارد منتشر خواهد شد.

این مقاله در شماره ی زیر منتشر شده است:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *