یادداشت سردبیر: طراحی به عنوان استراتژی

تفکر طراحی چیز جدیدی نیست؛ اما بسیاری از شرکت‌ها هنوز هم درخصوص اینکه این ابزار چه کمکی می‌تواند به آن‌ها بکند، مطمئن نیستند.

بخش روشنگری این ماه، می‌تواند کارگشا باشد زیرا به بررسی برخی از روش‌هایی پرداخته است که تفکر طراحی، استراتژی شرکت‌ها را تقویت می‌کند.

تأکید بر طراحی مسلماً وارد بحث‌های مدیران شده است و تعداد سازمان‌های بیشتری به ایجاد نقش مدیر ارشد طراحی می‌پردازند. یکی از مثال‌های قابل توجه شرکت پپسی است که مائرو پورچینی را از شرکت «تری‌اِم» به‌خدمت گرفت تا تفکر طراحی را وارد همه جنبه‌های کسب‌وکار خود کند. برای دیدن نتیجه این کار، مصاحبه‌‌ای که با مدیرعامل شرکت، ایندرا نویی، انجام داده‌‌‌ایم و نکاتی که پورچینی در کنار آن اعلام کرده است را مشاهده کنید (صفحه ۶۲).

شرکت‌ها چگونه باید درباره مرکزیت طراحی فکر کنند؟ برای جون کولکو معاون بخش طراحی در شرکت بلک بورد، تفکر طراحی می‌تواند به‌عنوان روشی تعریف شود که هر سازمان در بنیادی‌ترین سطح خود به آن عمل می‌کند. (نحوه ارتباط با کاربران، نحوه ایجاد نمونه‌های اولیه محصولات، نحوه ارزیابی ریسک). در مقاله «تفکر طراحی به بلوغ می‌رسد» (صفحه ۴۸)، کولکو بیان می‌کند که امروزه شرکت‌ها باید با پیچیدگی‌های بی‌سابقه فناوری و کسب‌وکار مقابله کنند و طراحی می‌تواند در ساده‌سازی و انسانی‌تر کردن سیستم‌های پیچیده مفید باشد.

باوجود این، همان‌گونه که تیم براون مدیرعامل IDEO و راجر مارتین رئیس سابق دانشکده مدیریت راتمن در مقاله «طراحی برای عمل» (صفحه ۳۸) اشاره می‌کنند، استراتژی به رهبریت طراحی ساده نیست. آن‌ها تشریح می‌کنند که غالباً نوآوری‌های پیچیده با مخالفت شدیدی از جانب ذینفعان مدنظر و همچنین افرادی مواجه می‌شوند که محصول یا خدمت جدید را ارائه می‌کنند؛ زیرا این نوآوری‌ها رفتارها و مدل‌های کسب‌وکار کنونی را مختل می‌کنند. نویسندگان پیشنهاد می‌کنند که راه‌حل این است که معرفی یک نوآوری مختل‌کننده را نیز به‌مثابه یک چالش طراحی جداگانه در نظر بگیریم (فرایندی که آن‌ها آن را طراحی نفوذ می‌نامند).
جایگاه نهایی طراحی در یک سازمان کجاست؟ نویی آن را در چنین جمله‌‌ای خلاصه می‌کند:

«طراحی منجر به نوآوری می‌شود و نوآوری نیازمند طراحی است»

ادی ایگنتیوس، سردبیر

Copyright 2016 - 2017 | All rights reserved