بخش تجربه (ارزیابی های استخدامی، مطالعه موردی، پس زدن شادی، کار و زندگی)

بخش تجربه این شماره از مجله هاروارد با عنوان «حالت غمناک شادی»، حاوی مقالات و مطالب زیر است:

  1. در بخش ابتدایی (مدیریت خود)، توماس چامورو پرموزیک در مقاله «در ارزیابی ها نمره عالی بگیرید» به موضوعاتی که شرکتها در آزمون های استخدامی خود مورد سنجش قرار می دهند، پرداخته و پیشنهادات مناسبی برای افراد متقاضی شغل ارائه می دهد. این مقاله در وبلاگ نشر نوین بصورت کامل منتشر شده است. برای مطالعه آن، علاوه بر امکان مطالعه این پست، می توانید مجله را به صورت رایگان دانلود نمایید.
  2. در بخش مطالعه موردی این شماره، به موضوع «هک شدن یک شرکت» پرداخته شده و مسائل جانبی آن به خوبی تحلیل و بحث شده است.
  3. مقاله «ترکیب» این شماره از مجله، به موضوع جذاب و احیانا دردناک «پرداختن همه جانبه به شادی» پرداخته است. عنوان این مقاله «پس زدن شادی» است. توصیه می کنیم خواندن این مقاله را از دست ندهید.
  4. در بخش کار و زندگی این شماره، با کن برنز مصاحبه کوتاهی انجام شده است، او که یک فیلم ساز مطرح و یک تاریخ دان آماتور است، توصیه هایی به رهبران و مدیران کسب و کار دارد. در ادامه متن مصاحبه او را می خوانیم:

 

کار و زندگی

کن برنز از شیوه خاص خود در فیلم سازی استفاده می کند تا بینندگان را به دنیای رؤسای جمهور، کاوشگران، ورزشکاران و موسیقی دانان ببرد. او که یک تاریخ دان غیرحرفه ای است، ۳۴ سال است که به میلیون ها نفر کمک کرده است تا کارهای خود که برنده جوایز امی شده اند، با گذشته ایالات متحده ارتباط برقرار کنند. سری «جنگ داخلی امریکا» در ماه سپتامبر در شبکه پی بی اس مجدداً پخش خواهد شد.

مصاحبه توسط دنیل مک گین

مجله هاروارد – کار و زندگی – مصاحبه با کن برنز

مجله هاروارد: چرا رهبران کسب وکار باید تاریخ بخوانند؟
برن: در اواخر دهه ۱۹۷۰، یک مدیر ارشد در یکی از شرکت های مخابراتی بزرگ به من گوشزد کرد که دانشکده های کسب وکار در حال ایجاد فارغ التحصیلان ام بی ای است، درحالی که آن ها هیچ دانشی از انسانیت ندارند. نگران بود که این افراد مشتی ربات شوند.
او گفت: «می توانم به این افراد مهارت های کسب وکار را بیاموزم، اما نمی توانم به آن ها اخلاق، تاریخ یا هنر را بیاموزم». رهبران دنیای کسب وکار باید تاریخ را مطالعه کنند. اگر ندانید قبلاً کجا بوده اید، نمی توانید بدانید که کجا هستید و به کجا می روید.

در عصری که توجه افراد کوتاه و کوتاه تر می شود، آیا فشاری برای کوتاه ترکردن فیلم های خود احساس می کنید؟
وقتی فیلم «جنگ داخلی» در سال ۱۹۹۰ تولید شد، ام تی وی نوعی از ویدئوهای با سرعت بالا را رایج کرده بود که بریدگی های زیادی داشت.
منتقدان گفتند که هیچ کس فیلم های مرا نخواهد دید اما آن ها رتبه خوبی گرفتند. وقتی فیلم «جنگ» در سال ۲۰۰۷ تولید شد، دیگر محدود به ۱۵ شبکه نبودیم و ۵۱۵ شبکه وجود داشت و منتقدان مطمئن بودند هیچ کسی آن را نخواهد دید. آن ها اشتباه می کردند. در سال ۲۰۱۴ فیلم «روزولت» بینندگان بیشتری را نسبت به فیلم «آبی شهر» جذب کرد. سیلی از اطلاعات در دنیا وجود دارد اما درک کمی از آن هست. همه ما می دانیم که مطالعه هافینگتون پست و فراموش کردن همه آن مطالب بعد از ۲۰ دقیقه دیگر چه حسی دارد. توجه دائم چیزی است که باعث می شود تا شرکت ها و هنر عملکرد خوبی داشته باشند و چیزی است که انسان ها هرچقدر هم که حواس پرت باشند از ته دل می خواهند. معنا در زمان گرد می آید.

آیا دیدگاه شما از رهبری در طول زمان تغییر کرده است؟
این دیدگاه تقریباً یکسان باقی مانده است. اینکه رهبری انواع متعددی دارد و از تجربه های گوناگونی حاصل می شود برای من جالب است. نگاه به آبراهام لینکلن بیندازید کسی که در فقر متولد شد، یا فرانکلین روزولت که در چنان رفاهی به دنیا آمد که می توانست تمام عمر خود را به بیکاری بگذراند.

آیا رهبرانی که به تصویر کشیده اید می توانستند در دنیای معاصر موفق شوند؟
نه. ما امروزه رهبران را به روش بدی انتخاب می کنیم. ما انتظار کمال داریم و وقتی که آن را نمی یابیم برای نبود قهرمانان ناله می کنیم؛ اما قهرمانی بنا به تعریف که کلمه ای یونانی است، یعنی مذاکره ای بین قوت و ضعف. شاید اینکه می گویم روزولت یا لینکلن نمی توانستند از انجمن های حزبی آیوا بالا بیایند بیش ازحد رک باشم اما برای آن ها سخت بود که در این شرایط موفق شوند.

Copyright 2016 - 2017 | All rights reserved