ایده شگرف؛ انقلاب بهداشت و درمان به رهبری کارفرما

ایده شگرف
انقلاب بهداشت و درمان به رهبری کارفرما

نتایج پزشکی در پورتلند به شدت در حال بهبود هستند و شرکت اینتل در رأس این تحولات است.

نوشته پاتریشیا ای. مک دونالد، رابرت اس. مکلنبرگ ام دی و لنزی ای. مارتین

(نشر نوین: نظام بیمه درمانی در ایالات متحده به گونه ای است که شرکت ها بصورت مستقیم درگیر پرداخت هزینه های درمانی کارکنان خود و خانواده های آن ها هستند. در نتیجه خود شرکت ها برای بهبود نظام سلامت تلاش می کنند تا هزینه های خود را کاهش دهند. مخاطب این مقاله در ایران نه همه شرکت های ایرانی بلکه احتمالا شرکت های بیمه ای هستند تا با بهبود نظام سلامت، هزینه های خود را کاهش دهند!)


پاتریشیا ای. مک دونالد معاون مدیرعامل شرکت اینتل در بخش منابع انسانی و همچنین مدیر سازمان استعدادیابی شرکت اینتل است.

رابرت اس. مکلنبرگ، ام دی، مدیر پزشکی مرکز راه حل های درمانی در مرکز درمانی میسون ویرجینیا است. لنزی ای. مارتین مدیراجرایی نوآوری و همچنین مشاور مؤسسه بهبود سلامت است.

شرکت اینتل در سال های منتهی به ۲۰۰۹ چند رویکرد پرطرفدار را برای کاهش هزینه های سلامت خود امتحان کرد. این شرکت به منظور تشویق کارمندان خود و خانواده های آن ها به مشارکت بیشتر در هزینه های سلامتی خود و آگاهی بخشی نسبت به هزینه های آن، برنامه های «نظام سلامت مبتنی بر مصرف کننده» را اجرا کرد که شامل طرح های کاهش هزینه ها و بهبود دسترسی به خدمات سلامت می شد. این شرکت برای صرفه جویی در زمان کارمندان و بهبود دسترسی آن ها به مراکز بهداشتی، کلینیک هایی را در شعبه های شرکت اینتل در ایالت های اورگان، نیومکزیکو و آریزونا افتتاح کرد. این شرکت برای کارمندان مشوق های سلامتی و تندرستی در نظر گرفت که شامل چکاپ های سالانه با هزینه های کمتر، مربیان سلامتی و کلاس های تندرستی حضوری رایگان می شد.
اگرچه این برنامه ها موجب آگاهی، مشارکت و مسئولیت پذیری بیشتر کارمندان شد اما در سال ۲۰۰۹ مشخص شد که این برنامه ها به تنهایی نمی توانند مشکل اینتل را برطرف کنند؛ زیرا این برنامه ها دلیل اصلی مشکل؛ یعنی هزینه های درمانی رو به رشد که کارمندان و خانواده های آن ها دریافت می کردند، را از بین نمی بردند. اینتل پیش بینی کرد که هزینه های ۴۸ هزار کارمند آن ها در ایالات متحده و ۸۰ هزار نفری که وابستگان آن ها بودند به یک میلیارد دلار در سال ۲۰۱۲ خواهد رسید (سه برابر مقداری که در سال ۲۰۰۴ هزینه شده بود). رهبران اینتل بر سر دوراهی مانده بودند؛ آن ها می خواستند سود شرکت را حفظ کنند و درعین حال نمی خواستند هزینه بیشتری را به کارمندان تحمیل کنند زیرا این کار می توانست جذب و حفظ افراد بااستعداد را دشوار کند.

خلاصه ایده

مشکل: شرکت اینتل مانند بسیاری از شرکت های آمریکایی در سال ۲۰۰۹ با افزایش شدید هزینه های درمانی مواجه شد (تخمین زده می شد که در سال ۲۰۱۲ این رقم به یک میلیارد دلار برسد). هیچ کدام از رویکردهایی که این شرکت اعمال کرد (برنامه های تخفیف زیاد ، کلینیک های محل کار، برنامه های سلامت کارمندان) عامل اساسی مشکل را برطرف نمی کردند: هزینه رو به رشد خدمات درمانی

راه حل: شرکت تصمیم گرفت این مشکل را مانند یک چالش خط تولید برطرف کند: با استفاده از روش های بهبود چابک سازی برای مدیریت دقیق کیفیت و هزینه های تأمین کنندگان خدمات درمانی.
اینتل یک همکاری نظام سلامت را ایجاد کرد که بر شش مرحله پزشکی برای درمان بیماری هایی مانند دیابت، فشار خون، کمردرد و … تمرکز می کرد.

نتایج: نتایج باارزش بودند: هزینه های درمان برخی از بیماری ها بین ۲۴ تا ۴۹درصد کاهش یافت، کارمندان به خدمات درمانی دسترسی داشتند و می توانستند سریع تر به کار خود برگردند و بیش از ۱۰ هزار ساعت از زمان های غیبت کارکنان بخاطر دلایل پزشکی کاسته شد.

اینتل به شدت تأمین کنندگان قطعات خود را مدیریت می کرد و کیفیت و هزینه های آن را زیر نظر داشت اما این کار را برای تأمین کنندگان خدمات درمانی خود انجام نمی داد.

یکی از ما (پاتریشیا مک دونالد) گزینه دیگری را پیشنهاد داد: اینتل می تواند از قدرت خرید خود در بازارهایی که معامله می کرد، استفاده کند تا ارائه کنندگان خدمات درمانی را تحت تأثیر قرار دهد (ارائه کنندگان خدمات درمانی، مدیران برنامه های سلامتی یا بیمه ها و سایر بازیگران این عرصه) تا از منافع شخصی خود فراتر روند و با یکدیگر همکاری کنند و سیستم خدمات درمانی منطقه ای را مجدداً طراحی کنند. مشخصاً، شرکت از تخصص وسیع خود در مدیریت زنجیره تأمین برای بهبود کیفیت، حذف هدررفت ها و درنتیجه کاهش هزینه های کلینیکی و مدیریتی سازمان های خدمات درمانی محلی استفاده کند و درعین حال، نیازهای مشتریان خود (بیماران) را در اولویت اول امور قرار دهند. اینتل نظام سلامت را تشویق می کند تا از طریق اعمال روندهای کلینیکی بهترین اقدامات به شکل استاندارد درآیند و آن ها را در موقعیت های خود اعمال کنند. در این مورد، منبع این کار یک نظام سلامت مستقر در ایالت سیاتل به نام مرکز پزشکی ویرجینیا میسون بود. این مرکز یکی از چند ارائه کننده خدمات درمانی در ایالات متحده بود که مدلی از سیستم معروف تولید تویوتا برای سبک سازی پروسه های خود استفاده می کرد (به بیان دیگر فعالیت هایی که ارزشمند نبودند و باعث تأخیر یا انتظار در درمان بیمار می شدند را حذف کرده بود). شرکت اینتل هزینه های این پروسه های کلینیکی و تخصص ویرجینیا میسون در راه اندازی آن ها را پرداخت می کرد و به آموزش افراد در نظام های محلی سلامت می پرداخت تا از مدل اینتل از سیستم تولید تویوتا استفاده کنند.

درنهایت، اینتل از پیمانکار برنامه ریزی سلامت خود یعنی شرکت سیگنا می خواهد تا برای تعیین اولویت ها و نظارت بر پیشرفت، دادهای مورد نیاز را ارائه نماید. برنامه همکاری بازار سلامت اینتل (به اختصار اچ ام سی) به صورت آزمایشی در محدوده شهری پورتلند در ایالت اورگان اجرا شد. در پنج سال، این برنامه با موفقیت فرآیند های جدید پزشکی را برای درمان شش بیماری و نظارت بر بیماران به منظور واکسینه بودن و بیماری هایی مانند دیابت و فشارخون بالا به اجرا درآورد. اگرچه ارزیابی همه اثرات اچ ام سی کار ساده ای نبود (و در برخی از موارد با توجه به نحوه طراحی برنامه این کار غیرممکن بود) اما نتایج قابل ارزیابی بسیار اهمیت داشتند: این برنامه هزینه های مستقیم درمان سه نوع بیماری را از ۲۴درصد تا ۴۹درصد کاهش داد (موفقیت بزرگی در صنعتی که حتی کند کردن سرعت رشد هزینه ها خود موفقیت بزرگی محسوب می شود). همچنین اچ ام سی بر درمان شواهد محور تأکید کرد (تصمیم گیری های پزشکی بر مبنای تحقیقات معتبر)، درمان های غیرضروری را حذف کرد، به بیماران اجازه می داد تا به درمان دسترسی ساده تری داشته باشند و سریع تر به کار خود بازگردند، سطح بالایی از رضایتمندی بیماران را ایجاد کرد و از بیش از ۱۰ هزار ساعت اتلاف زمان کارکنان جلوگیری کرد. (شکل «ارزیابی نتایج» را مشاهده کنید). همچنین این برنامه همه این نتایج را در سیستم محدود کنونی خدمات هزینه ای انجام داد که این سیستم تا حد زیادی یکی از موانع اصلی بهبود نظام سلامت ایالات متحده شناخته می شود. نیاز به تسریع این تحول نظام سلامت در ایالات متحده ضروری است (هم برای بیماران و هم برای کارفرمایان). ما نشانه های مفیدی را دیده ایم که این موج در حال گسترش است. با توجه به قانون درمان ارزان، درصد جمعیت افراد بالغ آمریکایی که تحت پوشش خدمات درمانی نیستند از ۱۸درصد در سال ۲۰۱۳ به کمتر از ۱۲٫۹درصد در سال ۲۰۱۴ رسیده است و نرخ افزایش هزینه های درمانی ایالات متحده اخیراً کاهش پیدا کرده است. اگرچه هنوز به درستی نمی توان تعیین کرد که این امر نتیجه رکود بزرگ نبوده باشد. بااین حال تا برطرف شدن کامل این بحران راه زیادی مانده است. مدل اچ ام سی این پتانسیل را دارد که تبدیل به یک تحول شود. یکی از ما (لینزی مارتین) پروژه دوساله تحقیقاتی را در مؤسسه بهبود نظام سلامت رهبری می کرد تا اقداماتی را شناسایی کند که کارفرمایان یا اتحادیه ها، برنامه های سلامتی و ارائه کنندگان خدمات درمانی بتوانند با هم همکاری کنند تا نظام سلامت محلی را مجدداً طراحی کنند و به اهداف سه گانه بهبود سلامت جمعیت محلی، کاهش سرانه هزینه های درمان و ارتقای تجربه بیمار نائل آید. از میان چندین اقداماتی که این مؤسسه بررسی کرد، مدل اچ ام سی به لحاظ نتایج و توانایی های بالقوه برای کپی کردن از دیگر روش ها بهتر بود. ما معتقدیم که سایر کارفرمایان بزرگ نیز می توانند و باید از مثال اینتل پیروی کنند. شرکت ها به عنوان خریداران بزرگ خدمات درمانی و به عنوان متخصصان بهبود کیفیت و مدیریت تأمین در موقعیتی هستند که می توانند تحولی در نظام سلامت در ایالات متحده ایجاد کنند.

ادامه دارد…


این مقاله از شماره ۱۲ (جولای-آگوست ۲۰۱۵) مجله کسب و کار هاروارد انتخاب شده است. برای دانلود رایگان کل مجله، اپلیکیشن مجله هاروارد را دانلود و نصب نمایید.

 

Copyright 2016 - 2017 | All rights reserved